English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (11 milliseconds)
English Persian
mulberries توت معمولی
mulberry توت معمولی
white mulatto توت معمولی
Search result with all words
walk گام معمولی اسب
walked گام معمولی اسب
walks گام معمولی اسب
half حرکت یا نمایش گرافیکی با نیمی از شدت معمولی
mean پست معمولی
meaner پست معمولی
meanest پست معمولی
complement تعارفات معمولی
complemented تعارفات معمولی
complementing تعارفات معمولی
complements تعارفات معمولی
undress جامه معمولی
undresses جامه معمولی
undressing جامه معمولی
name کلمه معمولی برای بیان آدرس در زبان ماشین
names کلمه معمولی برای بیان آدرس در زبان ماشین
common معمولی متعارفی
commoners معمولی متعارفی
commonest معمولی متعارفی
general کلی معمولی
general معمولی و نه مخصوص
generals کلی معمولی
generals معمولی و نه مخصوص
quad چهار بیت داده ذخیره شده در محل معمولی یکی
quads چهار بیت داده ذخیره شده در محل معمولی یکی
irregular غیر معمولی
discretionary خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
normalised بصورت عادی و معمولی دراوردن
normalises بصورت عادی و معمولی دراوردن
normalising بصورت عادی و معمولی دراوردن
normalize بصورت عادی و معمولی دراوردن
normalizes بصورت عادی و معمولی دراوردن
squawk در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawked در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawks در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
hold گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
holds گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
case حروف بزرگ یا حروف معمولی
cases حروف بزرگ یا حروف معمولی
bracket حالت معمولی کروشه
chamomile بابونه معمولی یامعطر
alley حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleys حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleyways حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
everyday معمولی مبتذل
stand سطح معمولی اب دریا
normal معمولی
normal عادی معمولی
prepare تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
prepares تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
preparing تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
route راه جریان معمولی
routes راه جریان معمولی
standard مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
standard معمولی
standard طبیعی یا معمولی
standards مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
standards معمولی
standards طبیعی یا معمولی
workaday معمولی عادی
ordinary معمولی
ordinary پیام معمولی از نظر ارجحیت
conventional معمولی
conventional جنگ افزارهای معمولی
double مربوط به درایو ROM-CD که دیسک را با دو برابر سرعت درایو معمولی می چرخاند
doubled مربوط به درایو ROM-CD که دیسک را با دو برابر سرعت درایو معمولی می چرخاند
doubled up مربوط به درایو ROM-CD که دیسک را با دو برابر سرعت درایو معمولی می چرخاند
routine معمولی
routinely معمولی
routines معمولی
shock wave موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
shock waves موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
office استفاده از ماشین و کامپیوتر برای انجام کارهای معمولی اداره
offices استفاده از ماشین و کامپیوتر برای انجام کارهای معمولی اداره
longhand خط معمولی
wrought iron اهن معمولی
ambient پس زمینه معمولی
well worn پیش پا افتاده معمولی
well-worn پیش پا افتاده معمولی
undersized کوچکتر ازاندازه معمولی
commonplace معمولی مبتذل
banal مبتذل معمولی
admedium lampholder سرپیچ بزرگتر از معمولی
air hardening سخت گردانی زمانی در دمای معمولی
aircraft arresting hook مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
ap seogi ایستادن معمولی
civil time ساعت معمولی
cold working شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
combination grasp گرفتن معمولی و برعکس
common link حلقه معمولی
common stock سهام معمولی شرکت
common whipping بست معمولی
conventional forces نیروهای رزمی معمولی
conventional milling machine دستگاه فرز معمولی
conventional sign علایم قراردادی نقشهای علایم معمولی نقشه
conventional submarine زیردریایی معمولی زیردریایی غیرهستهای
conventional take off and landing هواپیمایی با نشست وبرخاست معمولی
deffered maintenance تعمیر ونگهداری غیر معمولی
dial up line خط تلفن معمولی که میتواندبه عنوان دست دستگاه فرستنده در مخابرات استفاده شود
entremets غذای لذید اضافه بر برنامه معمولی
Other Matches
wonted معمولی
faceless معمولی
received معمولی
usu معمولی
copybook معمولی
open cheque چک معمولی
run-of-the-mill <idiom> معمولی
ferial معمولی
light water اب معمولی
onery عادی معمولی
mass concrete بتن معمولی
man in the street فرد معمولی
piper nigrum فلفل معمولی
ethanol الکل معمولی
ethyl alcohol الکل معمولی
plain concrete بتن معمولی
hepatica غافث معمولی
general cargo کالای معمولی
procedure message پیام معمولی
ornery عادی معمولی
ordinary share سهام معمولی
medium lampholder سرپیچ معمولی
normal permeability نفوذپذیری معمولی
ordinal type نوع معمولی
normal interval فاصله معمولی صف
unselected clay خاک رس معمولی
normal good کالای معمولی
ordinary clay خاک رس معمولی
nonstandard غیر معمولی
ranko سرباز معمولی
rock brake بسفایج معمولی
American bond آجرچینی معمولی
typical <adj.> بافت معمولی
standard gauge اندازه معمولی
standard bar میله معمولی
standard brick اجر معمولی
ornary عادی معمولی
standard motor موتور معمولی
single precision با دقت معمولی
standard trench سنگر معمولی
street virus ویروس معمولی
rudas پست معمولی
charge hand کارگر معمولی
the a merchant سوداگر معمولی
in normal situations on public roads در ترافیک معمولی خیابان
meadow mushroom قارچ خوراکی معمولی
joiner door درب معمولی ناو
light hydrogen هیدروژن سبک یا معمولی
stake driver بوتیمار معمولی امریکایی
l antenna انتن معمولی رادیو
inverted l antenna انتن معمولی رادیو
martlet پرستوی معمولی اروپایی
ordinary grasp گرفتن میله معمولی
week day روز معمولی هفته
standard lamp holder سرپیچ معمولی لامپ
normal sulphation of battery سولفاتی شدن معمولی
outre خارج از حدود معمولی
standard size whole brick اجر فشاری معمولی
standard rain gage باران سنج معمولی
normal charge خرج معمولی توپ
regular weave [plain] بافت معمولی و ساده
milkwort پلی گالای معمولی
head cold سرماخوردگی معمولی زکام
fencing measure فاصله معمولی دو شمشیرباز
normal magnetization curve خم مغناطیس پذیری معمولی
fair wear and tear خسارت در حد معمولی فرسودگی در حد معمول
horseweed خزه معمولی امریکای شمالی
guttersnipe نوک دراز یا پاشله معمولی
ordinary least square method روش حداقل مربعات معمولی
It was the usual scene. صحنه [موقعیت] معمولی بود.
ordinary differential equation [ODE] معادله دیفرانسیل معمولی [ریاضی]
snail mail اصط لاح عامیه به پست معمولی
service ceiling سقف پرواز معمولی یا جنگی هواپیما
standard egg section مقطع تخم مرغی شکل معمولی
I'd like a shampoo for normal hair. من یک شامپو برای موهای معمولی میخواهم.
it is of a normal size دارای اندازه عادی یا معمولی است
Can't you just say hello like a normal person? نمیتونی مثل یک آدم معمولی سلام بدی؟
zero stage طبقه معمولی اضافی که به جلوی کمپرسورخطی اضافه میشود
mufti جامه معمولی برتن کسی که حق داردجامه رسمی بپوشد
superspeedway مسیر مسابقه معمولی 2 در5/2 مایل با کنارههای باشیب تند
advertorial تبلیغ در مجله یا روزنامه که به شکل مقاله معمولی به نظر می رسد
kilderkin چلیک یابشکه کوچکی معادل نصف یاربع بشکه معمولی
gyroplane نوعی هواپیما که حد فاصل میان هلیکوپتر و طیارههای معمولی است
fosse commune [قبر معمولی در گورستان که هر هفت سال یا بیشتر استفاده می شود.]
man down بازی با یک نفر کمتر از عده معمولی بعلت اخراج یک بازیگر
sub woofer هرتز , که در دستگاههای معمولی برای افزایش کیفیت صدا استفاده میشود
VBScript مجموعه دستورات برنامه نویسی که در یکک صفحه وب معمولی فاهر می شوند,
lumen واحد تشعشع برابر مقدارنوری که از یک شمع معمولی بین المللی ساطع میگردد
radius of integration شعاع ترکیب عمل جنگ افزارهای معمولی با جنگ افزار اتمی
genet جانور پستاندارکوچک گوشت خواری شبیه گربه زباد یا گربه معمولی
working sails بادبان معمولی که با بادبان سبک یا سنگین در موقع تغییرشدت باد فرق دارد
mantissa رقم اعشاری لگاریتم معمولی افزایش عدد اعشاری
teletext روش ارسال متن و اطلاعات در یک سیگنال تلویزیون معمولی به صورت رشته بیت سری که با استفاده از کدگشای مخصوص قابل نمایش است
inferior figures حروف یا اعداد کوچکتر که پایین حروف معمولی نوشته می شوند که در فرمولهای ریاضی و شیمی به کار می روند.
case حرف بزرگ یا حرف معمولی [فناوری چاپ]
extrasensory ماورای احساس معمولی خارج از احساس عادی
palnut مهره نازکی معمولا از جنس فولاد پرس شده که بمنظورافزایش ایمنی و جلوگیری ازشل شدن مهرههای معمولی روی انها بسته میشود
thyme آویشن [آویشن معمولی] [گیاه شناسی]
garden thyme آویشن [آویشن معمولی] [گیاه شناسی]
German thyme آویشن [آویشن معمولی] [گیاه شناسی]
common thyme آویشن [آویشن معمولی] [گیاه شناسی]
thymus vulgaris آویشن [آویشن معمولی] [گیاه شناسی]
normal price قیمت عادی قیمت معمولی
expanded memory system دریک IBM PC استانداردی که حافظه اضافی که بیشتر از حد کیلو بایت است از حافظه معمولی را معرفی میکند. این حافظه فقط توسط برنامههای مخصوص نوشته شده قابل اجراست و نیز مراجعه شود به LIM
paper white monitor صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com