English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 153 (10 milliseconds)
English Persian
head posisioning جابجایی هد
Search result with all words
demand جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demanded جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demands جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
matrix جابجایی سط ر و ستون در آرایه
matrixes جابجایی سط ر و ستون در آرایه
part قط عات کوچک ماشین برای جابجایی قطعهای که شکسته شده یا گم شده است
global تابع جابجایی که یک قطعه متن
globally تابع جابجایی که یک قطعه متن
task جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند
tasks جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند
distribute چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
distributes چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
distributing چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
shift جابجایی شعاعی
shift جابجایی مرکزقوس
shift جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
shift محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است
shift جابجایی ریاضی چپ داده در کلمه
shift دستور کامپیوتر برای جابجایی محتوای ثبات به چپ یا راست
shift جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shift جابجایی معین بیتهای کلمه به چپ یا راست .
shifted جابجایی شعاعی
shifted جابجایی مرکزقوس
shifted جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
shifted محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است
shifted جابجایی ریاضی چپ داده در کلمه
shifted دستور کامپیوتر برای جابجایی محتوای ثبات به چپ یا راست
shifted جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifted جابجایی معین بیتهای کلمه به چپ یا راست .
shifts جابجایی شعاعی
shifts جابجایی مرکزقوس
shifts جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
shifts محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است
shifts جابجایی ریاضی چپ داده در کلمه
shifts دستور کامپیوتر برای جابجایی محتوای ثبات به چپ یا راست
shifts جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifts جابجایی معین بیتهای کلمه به چپ یا راست .
right جابجایی یک بخش از داده یک بیت به راست
righted جابجایی یک بخش از داده یک بیت به راست
righting جابجایی یک بخش از داده یک بیت به راست
permanent تشکیل شده از شیارهای دیسک پیاپی که از فایل جابجایی برای نرم افزار که حافظه مجازی را پیاده سازی میکند استفاده میشود مثل ویندوز ماکرو سافت
eds درایو دیسک که از جعبه دیسک قابل جابجایی استفاده میکند
text سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
texts سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
range جابجایی متن برای تظیم شدن در حاشیه چپ , انتقال محتوای کلمه به لبه سمت چپ
ranged جابجایی متن برای تظیم شدن در حاشیه چپ , انتقال محتوای کلمه به لبه سمت چپ
ranges جابجایی متن برای تظیم شدن در حاشیه چپ , انتقال محتوای کلمه به لبه سمت چپ
relocation جابجایی
relocation جابجایی داده یا کدگذاری یا انتساب محل مطلق پیش از اجرای برنامه
relocation جابجایی داده یا کدگزاری یاانتساب محل مطلق درحین اجرای برنامه
displacement جابجایی
displacement جابجا شدن جابجایی تغییر مکان
store ثباتی درCPU که داده را پیش از پردازش یا جابجایی به محلی از حافظه نگه می دارد
storing ثباتی درCPU که داده را پیش از پردازش یا جابجایی به محلی از حافظه نگه می دارد
directories SO/2 , -MS DOS , UNIX دستور سیستم برای جابجایی یک دایرکتوری
directory SO/2 , -MS DOS , UNIX دستور سیستم برای جابجایی یک دایرکتوری
rotate جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی
rotated جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی
rotates جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی
cartridge دیسک سخت قابل جابجایی
cartridges دیسک سخت قابل جابجایی
work انتقال انرژی برابرحاصلضرب نیرو در جابجایی نقطه اثر ان
worked انتقال انرژی برابرحاصلضرب نیرو در جابجایی نقطه اثر ان
rotation جابجایی یک الگوی بیت درکلمه به چپ یا راست , بیت آخر قدیمی در بیت اول جدید قرار می گیرد
rotation جابجایی سط ر و ستون در یک آرایه .
thrashing 1-فعالیتهای زیادی دیسک . 2-مشخصات یا خطای برنامهای در حافظه مجازی . که باعث اتلاف وقت CPV برای جابجایی صفحات بین حافظه پشتیبان میشود
dislocation جابجایی
inversion تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
inversions تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
convection جابجایی
resource قالب داده چند رسانهای IBM و ماکرو سافت که از نشانه هایی برای معرفی بخشهای ساختار فایل چند رسانهای استفاده میکند و امکان جابجایی فایل در مراحل مختلفف را ایجاد میکند
handling جابجایی
advection جابجایی و حرکت طبقات اتمسفری بصورت افقی و تحت تاثیر گرما
advection جابجایی افقی هوا
alkyl shift جابجایی الکیلی
allach جابجایی بساوشی
allesthesia جابجایی بساوشی
allocheiria جابجایی بساوشی متقارن
allochiria جابجایی بساوشی متقارن
ammunition handler متصدی جابجایی مهمات
angular displacement جابجایی زاویهای
associative shift جابجایی تداعی
bimolecular displacement جابجایی دو مولکولی
block move جابجایی بلوک
blue shift جابجایی به سوی ابی
bubble turn and slip الات دقیق اصلی پروازی که شتاب جانبی را با جابجایی حبابی داخل لوله شیشهای خمیده پر از مایعی نشان میدهد
cargo handling at port جابجایی کالا در بندر
centure of pressure travel جابجایی خطی مرکز فشار درامتداد وتر
chemical shift جابجایی شیمیایی
chemical shift equivalent protons پروتونهای با جابجایی شیمیایی برابر
chemical shift non equivalent protons پروتونهای با جابجایی شیمیایی نابرابر
commutation جابجایی
commutation relation رابطه جابجایی
commutation rules قواعد جابجایی
commutative جابجایی پذیر
commutative law قانون جابجایی
commutativity جابجایی پذیری
cost of removal هزینه جابجایی
data leakage جابجایی غیر قانونی داده ازامکانات کامپیوتری
deplacement جابجایی
Other Matches
rightsizing فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc
displeacement of water جابجایی اب
displacement ton تن جابجایی
image shift جابجایی تصویر
materials handling جابجایی مواد
dislocation defect نقص جابجایی
relocation factor ضریب جابجایی
displacement current جریان جابجایی
doppler frequency جابجایی دوپلر
doppler shift جابجایی دوپلر
dynamic relocation جابجایی پویا
eluviation جابجایی خاک
hydride shift جابجایی هیدریدی
field displacement جابجایی میدان
handling of goods جابجایی کالا
handling of goods جابجایی امتعه
program relocation جابجایی برنامه
relocation register ثبات جابجایی
stokes shift جابجایی استوک
static relocation جابجایی ایستا
shift reagent واکنشگر جابجایی
shear displacements جابجایی برشی
commutative law خاصیت جابجایی [ریاضی]
commutative group [math.] گروه جابجایی [ریاضی]
handling charges هزینههای جابجایی کالا
Abelian group [math.] گروه جابجایی [ریاضی]
commutative property خاصیت جابجایی [ریاضی]
commutative rule خاصیت جابجایی [ریاضی]
free movement of capital ازادی جابجایی سرمایه
hubble effect جابجایی به سوی قرمز
translation جابجایی [ریاضی] [فیزیک]
sand cone method طریقه جابجایی ماسه
modular constraint محدودیت در جابجایی تصاویر
output per unit of displacement توان در واحد جابجایی
red shift جابجایی به سوی قرمز
stock handling cost هزینه جابجایی موجودی
drunkennes خطای جابجایی یا لغزش
itineration ازیک جابجایی دیگر
image displacement تغییر یا جابجایی تصویرتلویزیون
Abelian group [math.] گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
commutative group [math.] گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
removable آنچه قابل جابجایی است
machine address مقدار یک عبارت که تحت تاثیر جابجایی در برنامه نباشد
explicit address آدرسی در دوبخش است . یکی نقط ه ارجاع دیگری جابجایی یا مقدار اندیس
logic seeking چاپگری که میتواند اطلاع مورد نیاز را با کمترین جابجایی نوک تامین میکند
shell sort الگوریتم ذخیره داده که داده ها در هر عمل مرتب سازی بیشتر از یک جابجایی می توانند داشته باشند
magnetic skin effect جابجایی فوران مغناطیسی اثر پوستی مغناطیسی
ring shift جابجایی داده به چپ و راست در یک کلمه بیتی که از موز کلمه بیفتد نادیده گرفته میشود و محلهای خالی با صفر پر می شوند
gun displacement جابجایی توپها گسترش توپها
shift instruction دستورالعمل تغییر مکان دستورالعمل انتقال دستورالعمل جابجایی
parallax پارالاکس ضریب شکست نور جابجایی تصویر در اثر شکست نور
RIFF قالب داده چند رسانهای IBM و ماکرو سافت که از نشانه هایی برای معرفی بخشهای ساختار فایل چند رسانهای استفاده میکند و امکان جابجایی فایل در مراحل مختلفف را ایجاد میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com