English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English Persian
sliding scale جدول قابل تطبیق با در امدافراد
sliding scales جدول قابل تطبیق با در امدافراد
Other Matches
time chart جدول تطبیق ساعات نصف النهارات مختلف
flexile قابل تغییر قابل تطبیق
adjustable قابل تطبیق
irreconcilable غیر قابل تطبیق
adaptive قابل تطبیق توافقی
arrays ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
conversion tables جدول جستجو یا مجموعهای ازنتایج ذخیره شده که به سرعت با یک فرآیند قابل دستیابی هستند و نیازی به محاسبه نتیجه نیست
array ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
manning table جدول تعیین مشاغل جدول وفایف پرسنل
symbol table جدول نمادها جدول نمادی
dive schedule جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
correction index جدول تصحیح خطای توپ جدول تصحیح یا تصحیحات
spelling table جدول کلمات تهجی رمزی جدول تهجی رمز
conformation تطبیق
adaptations تطبیق
checked تطبیق
checks تطبیق
check تطبیق
adaptation تطبیق
collation تطبیق
collations تطبیق
adjustment تطبیق
matching تطبیق
adjustments تطبیق
confirmation تطبیق
harmony تطبیق
comparisons تطبیق
matches تطبیق
comparison تطبیق
accommodating تطبیق
harmonies تطبیق
match تطبیق
reconciles تطبیق کردن
accommodation تطبیق موافقت
reconciling تطبیق کردن
matched تطبیق یافته
adapter تطبیق کننده
conforms تطبیق کردن
adjusting تطبیق دادن
reconcile تطبیق کردن
accommodates تطبیق دادن
accommodate تطبیق نمودن
fire coordination تطبیق اتش
accommodate تطبیق دادن
accommodated تطبیق نمودن
coincidences تطبیق برخورد
accommodated تطبیق دادن
accommodates تطبیق نمودن
coincidence تطبیق برخورد
versatility تطبیق پذیری
conforming تطبیق کردن
adjust تطبیق دادن
conform تطبیق کردن
jibed تطبیق کردن
compare with تطبیق کردن
gibes تطبیق کردن
adaption تطبیق اقتباس
comparison تطبیق سنجش
comparisons تطبیق سنجش
adjusability قابلیت تطبیق
maladjustments عدم تطبیق
completeness check تطبیق کامل
conformed تطبیق کردن
jibes تطبیق کردن
jibing تطبیق کردن
adjusts تطبیق دادن
adapter تطبیق دهنده
certificate of compliance گواهی تطبیق
inapplicable تطبیق نکردنی
jibe تطبیق کردن
verification وارسی تطبیق
adaptations تطبیق اقتباس
identification تطبیق تمیز
adaptation تطبیق اقتباس
maladjustment عدم تطبیق
fire support coordination تطبیق اتش
alignment تطبیق دادن
checked تطبیق کردن
checks تطبیق کردن
stock adjustment تطبیق موجودی
adjustments تنظیم تطبیق
collation تطبیق دستخط ها
collations تطبیق دستخط ها
concordances تطبیق نامه
concordance تطبیق نامه
dark adaptation تطبیق با تاریکی
template matching تطبیق الگوها
accommodations تطبیق موافقت
alignments تطبیق دادن
coordinator تطبیق کننده
adapted تطبیق شده
matches تطبیق تطابق
reconcilement التیام تطبیق
accomodate تطبیق کردن
check تطبیق کردن
match تطبیق تطابق
adapter flange فلانژ تطبیق دهنده
adapter sleeve پوسته تطبیق دهنده
adapter toolholder ابزارگیر تطبیق دهنده
application of low to instances تطبیق قانون با موارد
channel adapter تطبیق دهنده کانال
inventory reconciliation تطبیق اسناد موجودی
inapplicably بطوریکه تطبیق ننماید
adapter bearing یاطاقان تطبیق دهنده
adapters تطبیق دهنده ماسوره
adaptor تطبیق دهنده ماسوره
adaptors تطبیق دهنده ماسوره
inapplicability عدم تناسب یا تطبیق
adapter booster غلاف تطبیق دهنده
adapter boards برد تطبیق دهنده
adaptation kit جعبه ابزار تطبیق
fire support coordinator تطبیق دهنده اتشها
adapter arbor میله تطبیق دهنده
impedance comparator تطبیق دهنده امپدانس
idealization تطبیق یا تطابق با تصور
acoustic coupler تطبیق دهنده صوتی
tallying تطبیق کردن مطابق بودن
tallying تطبیق کردن حساب نگهداشتن
tallies تطبیق کردن حساب نگهداشتن
versatile چندسو گرد تطبیق پذیر
orient روانه کردن تطبیق دادن
adaptation kit جعبه وسایل تطبیق دهنده
tallied تطبیق کردن حساب نگهداشتن
reconcilability التیام پذیری قابلیت تطبیق
tallied تطبیق کردن مطابق بودن
orienting روانه کردن تطبیق دادن
tallies تطبیق کردن مطابق بودن
tally تطبیق کردن مطابق بودن
tally تطبیق کردن حساب نگهداشتن
orients روانه کردن تطبیق دادن
to align oneself with somebody خود را با کسی میزان [تطبیق] کردن
ticks نشانی که دررسیدگی و تطبیق ارقام بکارمیرود
ticked نشانی که دررسیدگی و تطبیق ارقام بکارمیرود
harmonist موسیقی دان متخصص تطبیق روایات
accomodation تطبیق طرز زندگی با محیط همراهی
tick نشانی که دررسیدگی و تطبیق ارقام بکارمیرود
coordination تشریک مساعی تطبیق دادن هم اهنگ کردن
agriology مطاله و تطبیق اداب و رسوم قبایل وحشی
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
homing adaptor تطبیق کننده مسیر پروازهواپیما با جهت امواج راداریا ایستگاه کنترل
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
tabling جدول
log جدول
curb جدول
curbed جدول
chamfered kerb جدول پخ
border stone جدول
curbing جدول
curbs جدول
table جدول
chart جدول
charted جدول
tableaus جدول
charting جدول
logs جدول
kerb جدول
tableau جدول
tables جدول
charts جدول
tabled جدول
kerbs جدول
tableaux جدول
schedules جدول
schedule جدول
irrigation channel جدول
scheduled جدول
kerb=curb جدول
scale جدول
escrow سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
function table جدول تابعی
frequency table جدول بسامد
probability table جدول احتمالات
matrix جدول اعداد
time table جدول زمانی
time log جدول زمان
cross word جدول معمائی
cross word جدول لغز
text chart جدول نوشتاری
cross word puzzle جدول معمایی
kerbs جدول پیاده رو
crossword puzzle جدول معمایی
truth table جدول درستی
worktable جدول کار
tide table جدول کشند
matrixes جدول اعداد
kerb جدول پیاده رو
addition table جدول افزایشی
double entry table جدول دو سویی
two way table جدول دو سویی
consumption schedule جدول مصرف
contingency table جدول وابستگی
fender curbs جدول محافظ
firing table جدول تیراندازی
conversion table جدول تبدیل
firing table جدول تیر
truth table جدول صحت
multiplication tables جدول ضرب
virtual table جدول مجازی
list سیاهه جدول
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com