English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
erection crane جراثقال برای کارهای ساختمانی
Other Matches
public works کارهای ساختمانی همگانی
up to one's ears in work <idiom> کارهای زیاد برای انجام داشتن
peonage استفاده از غلام برای کارهای بندگی
to pick on برای کارهای دشواربرگزیدن بستوه اوردن
task ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش
tasks ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش
e. of pleas دادگاهی که اصولا برای رسیدگی به کارهای مالی بود
yard man کسیکه برای اداره کارهای طویله اجیر میشود
dissave ذخیره خود را برای کارهای جاری خرج کردن
offices استفاده از ماشین و کامپیوتر برای انجام کارهای معمولی اداره
office استفاده از ماشین و کامپیوتر برای انجام کارهای معمولی اداره
congregationalism استقلال هرکلیسا برای اداره کارهای قضایی وانتظامی خود
backgrounds سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
background سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
verification بررسی صحت کارکردن یک سیستم و مناسب بودن آن برای کارهای موردنظر
stream تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
streamed تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
jobs تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
personal assistant فردی که کارهای دفتری و مدیریتی برای فرد دیگری انجام میدهد
payola وام غیر مستقیم ومخفی که برای کارهای تجارتی داده میشود
streams تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
job تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
vacation sittings جلسات دادگاه که در فاصله دو اجلاس برای کارهای مهم و ضروری تشکیل میشود
foregrounding اجرای کارهای با حق تقدم بالا برای برنامه ها در سیستم عامل چند منظوره
ladle crane جراثقال پاتیل ریخته گری جراثقال چمچه ریخته گری
language زبان برنامه نویسی ساخته شده از توابع برای کارهای مختلف که توسط مجموعه دستوراتی فراخوانی میشود
languages زبان برنامه نویسی ساخته شده از توابع برای کارهای مختلف که توسط مجموعه دستوراتی فراخوانی میشود
basics سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
basic سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
flexibility توانایی سخت افزار یا نرم افزار برای تط ابق با موقعیتها یا کارهای مختلف
cross member عضو ساختمانی برای اتصال دو ستون طولی هواپیما یاقطعات طولی دیگر
robots وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
robot وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
elegant یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
swing bucket جراثقال گردان
hand cable winch جراثقال دستی
slewing crane جراثقال گردان
jenny جراثقال لوکوموتیو
hand power winch جراثقال دستی
jenny جراثقال دوار
rotary crane جراثقال گردان
hoist winch جراثقال بالابر
mechanics علم جراثقال
ingot crane جراثقال شمش
furnace hoist جراثقال کوره
paperless شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
mechanics علم جراثقال مکانیک
forklift جراثقال چنگک دار
material handling crane جراثقال انتقال بار
whin چرخ یا جراثقال معدن
pit furnace crane جراثقال کوره عمیق
winching دستگیره چرخ جراثقال
winched دستگیره چرخ جراثقال
ingot charging crane جراثقال بارگیری شمش
winches دستگیره چرخ جراثقال
winch دستگیره چرخ جراثقال
ingot drawing crane جراثقال کشش شمش
bottom boom بازوی متحرک جراثقال
swing bucket جراثقال نوسان دار
gantries زیر بشکهای حائل جراثقال
gantry زیر بشکهای حائل جراثقال
tower crane جراثقال گردان اطاق دار
jahemmy جراثقال چرخدار مخصوص اخراجات ناوچههای اب خاکی
straddle truck نوعی خودرو چهارچرخ حمل بار و جراثقال
preliminary works کارهای مقدماتی
auxiliary work کارهای اضافی
meshwork کارهای مشبک
wirework کارهای سیمی
diabolism کارهای شیطانی
hatchet man <idiom> کارهای سیاسی
earth work کارهای خاکی
miscellaneous works کارهای مختلف
the galleys کارهای سخت
previous work کارهای قبلی
lunces کارهای غریب
cementation کارهای سیمانی
Travaux preparatoires کارهای مقدماتی
emergency works کارهای اضطراری
incidental works کارهای اتفاقی
interior affairs کارهای درونی
daily round کارهای روزانه
temporary works کارهای موقت
welfare work کارهای عام المنفعه
mundane affairs کارهای این جهان
foppery جلفی کارهای جلف
navvy کارگر کارهای خاکی
navvies کارگر کارهای خاکی
chore کارهای عادی و روزمره
chores کارهای عادی و روزمره
Arrears of work . Back log of work . کارهای عقب افتاده
customs agent واسطه کارهای گمرکی
logjam کارهای عقب افتاده
inhouse work کارهای داخلی تاسیسات
diabolize کارهای شیطانی کردن
light housekeeping کارهای خانه داری
light housekeeping کارهای سبک خانکی
organic ساختمانی
constructional ساختمانی
structurally ساختمانی
structural ساختمانی
building line بر ساختمانی
land girl n دختری که کارهای صحرایی میکرد
automaton ماشینی که کارهای انسان را میکند
automatons ماشینی که کارهای انسان را میکند
earthworks خاک کاری کارهای خاکی
A series of city improvement works. یکرشته کارهای عمرانی شهری
pile-ups انباشتگی کارهای عقب افتاده
downswing تنزل کارهای تجارتی وغیره
pile-up انباشتگی کارهای عقب افتاده
I cant figure that girl out . از کارهای او چیزی نمی فهمم
donkeywork کارهای عادی وروزمره خرکاری
chickens come home to roost <idiom> چوب کارهای گذشته را خوردن
outgeneral در کارهای جنگی پیش افتادن از
to pry into a person affairs در کارهای کسی فضولی کردن
scheduling برنامه ریزی کارهای اجرائی
member جزء ساختمانی
structural crack ترک ساختمانی
structural steel فولاد ساختمانی
building site کارگاه ساختمانی
contractors yard واحد ساختمانی
building sites کارگاه ساختمانی
site building زمین ساختمانی
sites زمین ساختمانی
structural concrete بتن ساختمانی
sites کارگاه ساختمانی
building limes اهک ساختمانی
structural draftsman نقشه کش ساختمانی
grillage شبکه ساختمانی
structural joints درزهای ساختمانی
structural member عضو ساختمانی
structural drawing نقشه ساختمانی
to found a building ساختمانی بینادکردن
structural factor ضریب ساختمانی
constructive مفید ساختمانی
basic unit assembly group گروه ساختمانی
sited زمین ساختمانی
building work کار ساختمانی
Construction works . عملیات ساختمانی
monumentality عظمت ساختمانی
artificial stone سنگ ساختمانی
structrual steelwork فولاد ساختمانی
construction joint درز ساختمانی
basic construction unit واحد ساختمانی
construction joints درزهای ساختمانی
ashler سنگ ساختمانی
ashlar سنگ ساختمانی
structrual stability استحکام ساختمانی
structrual stability ثبات ساختمانی
timber چوب ساختمانی
contractors plant ماشینهای ساختمانی
component جزء ساختمانی
components جزء ساختمانی
sited کارگاه ساختمانی
site زمین ساختمانی
building unit واحد ساختمانی
site کارگاه ساختمانی
site office دفتر ساختمانی
members جزء ساختمانی
structual engineering مهندس ساختمانی
building material مصالح ساختمانی
structural timber الوار ساختمانی
building operations عملیات ساختمانی
basket weave pattern طرح شطرنجی که در کارهای بنایی بکارمیرود
he has no enterprise دل ندارد که به کارهای مهم دست بزند
He is most suitable for brain work . خیلی بدرد کارهای فکری می خورد
fieldwork کارهای صحرایی :زمین پیمایی ومانندان
ship's serviceman مسئول کارهای دفتری وخدماتی ناو
to finish off کارهای دست باخر را انجام دادن
apery میمون صفتی کارهای بوزینه وار
building machinery ماشین الات ساختمانی
corbelling پیش امدگی ساختمانی
structural transformation تغییر شکل ساختمانی
fabrique [ساختمانی در محوطه باغ]
material testing laboratory ازمایشگاه مصالح ساختمانی
structural analysis محاسبات طرح ساختمانی
ashlar سنگ ساختمانی تراشیده
steel fabric بافت فولاد ساختمانی
construction cost index شاخص هزینه ساختمانی
constitutive تشکیل دهنده ساختمانی
to tear down a building خراب کردن ساختمانی
to pull down a building خراب کردن ساختمانی
to demolish a building خراب کردن ساختمانی
to tear down a building متلاشی کردن ساختمانی
to pull down a building متلاشی کردن ساختمانی
to demolish a building متلاشی کردن ساختمانی
corbeling پیش امدگی ساختمانی
structural steel sheet ورق فولاد ساختمانی
light weight unit واحد ساختمانی سبک
sidewalk superintendent نافر عملیات ساختمانی
module مدلهای نمونه ساختمانی
masonery مصالح ساختمانی سنگتراشی
masonry lining پوشش با مصالح ساختمانی
intelligent building [ساختمانی با سرویس هوشمند]
modules مدلهای نمونه ساختمانی
pattern construction drawing الگوی نقشههای ساختمانی
refractory ماده ساختمانی نسوز
home wiring سیم کشی ساختمانی
structural design طرح و محاسبات ساختمانی
sheer plan نقشه ساختمانی ناو
building craftsman کارگر ماهر ساختمانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com