English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
shetland جزایر شتلاند اسب کوچک ویال بلند
Other Matches
amphibrach شعر و نثری مرکب ازیک هجای بلند بین دو هجای کوچک
Bermuda جزایر برمودا
Mariana Islands جزایر ماریانا
Marshall Islands جزایر مارشال
American Samoa جزایر ساموآ
indies جزایر سند
british isles جزایر بریتانی
polynesian اهل جزایر پلینزی
micronesian اهل جزایر میکرونزی
maccaboy انفیه جزایر مارتینیک
moro مسلمان جزایر فیلیپین ومالایا
hebrides جزایر هیبرید واقع در غرب اسکاتلند
manilla مانیلا پایتخت جزایر فیلیپین کاغذ مانیل
Manila مانیلا پایتخت جزایر فیلیپین کاغذ مانیل
canary رنگ زرد روشن شراب محصول جزایر کاناری
canaries رنگ زرد روشن شراب محصول جزایر کاناری
west lndies جزایر هند غربی واقع بین اتازونی و امریکای جنوبی
clackvalve دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
tout بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
atole جزیره یا جزایر مرجانی که اطراف دریاچه را مثل کمربندی احاطه کرده باشد
dirndl نوعی دامن بلند با کمر بلند
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget آلت کوچک [ابزار ] [اسباب مکانیکی کوچک]
increment فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
increments فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
pig board تخته کوچک برای موجهای کوچک
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
pannikin لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble برامدگی کوچک گره کوچک
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
applet 1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
small-scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
davit جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
upland بلند
high grown بلند قد
loudspeaker بلند گو
grandiose بلند
talll بلند
talll قد بلند
high بلند
eminent بلند
high (1 9 to 36) بلند
highest بلند
highs بلند
soaring بلند
highfalutin بلند
fortes بلند
forte بلند
long بلند
longed بلند
rumbustious بلند
megaphones بلند گو
megaphone بلند گو
willowy بلند
longer بلند
pointers خط کش بلند
pointer خط کش بلند
long- بلند
loud speaker بلند گو
mouth filling بلند
lengthwise بلند
amplifier بلند گو
legged پا بلند
amplifiers بلند گو
towering بلند
longest بلند
loudly بلند
tallest بلند
taller قد بلند
taller بلند
tall قد بلند
tall بلند
skyscrapers بلند
skyscraper بلند
vociferous بلند
loftily بلند
tallest قد بلند
longs بلند
aloud بلند
uplands بلند
eton collan بلند
famous بلند اوازه
loudest بلند اوا
alto relievo برجسته بلند
liberals نظر بلند
aquacade فوارهء بلند
quick time سر قدم بلند
alp قله بلند
banquette زمین بلند
blast furnace coke کک کوره بلند
anchor at short stay لنگر بلند
prolong blast سوت بلند
alp کوه بلند
bigmouthed صدا بلند
loudest باصدای بلند
louder بلند اوا
blast furnaces کوره بلند
bell-tower برج بلند
banquette زمین بلند
banquet زمین بلند
oxlip پامچال بلند
plyanthus پامچال بلند
clarion شیپور بلند
high-minded بلند همت
chivalric بلند همت
coamings لبه بلند
outdoor antenna انتن بلند
moppy کلفت بلند
crepido پی پایه بلند
choir-stall صندلی بلند
altivolant بلند پرواز
ambitious بلند همت
ambitious بلند پرواز
lifting بلند کردن
lifts بلند کردن
capote شنل بلند
boisterous laughter خنده بلند
loud باصدای بلند
loud بلند اوا
lifted بلند کردن
knee-high بلند تا سر زانو
high-flying بلند پرواز
lift بلند کردن
louder باصدای بلند
liberal نظر بلند
yuk خندهی بلند
belly laugh خندهی بلند
surged موج بلند
surge موج بلند
uprear بلند شدن
levitating بلند شدن
levitates بلند شدن
levitated بلند شدن
soar بلند پروازکردن
soared بلند پروازکردن
soars بلند پروازکردن
levitate بلند شدن
belly laughs خندهی بلند
big-hearted نظر بلند
upraise بلند کردن
top-level بلند پایه
uplands زمین بلند
upland زمین بلند
throw up بلند کردن
to kick up با پا بلند کردن
to read out بلند خواندن
to throw up بلند کردن
tor صخره بلند
low-rise نه بسیار بلند
sonorous قلنبه بلند
high-rise ساختمان بلند
elevating بلند کردن
exalt بلند کردن
arising بلند شدن
erect بلند کردن
erected بلند کردن
erecting بلند کردن
erects بلند کردن
arises بلند شدن
arise بلند شدن
screech صدای بلند
screeched صدای بلند
screeches صدای بلند
exalting بلند کردن
exalts بلند کردن
ascend بلند شدن
elevates بلند کردن
elevate بلند کردن
heightens بلند کردن
heightening بلند کردن
heightened بلند کردن
heighten بلند کردن
walk off with بلند کردن
vociferant با صدای بلند
ascends بلند شدن
ascended بلند شدن
screeching صدای بلند
raised kerb جدول بلند
magnanimity بلند همتی
lofty بلند پایه
lofty بلند بزرگ
heists بلند کردن
heist بلند کردن
hoists بلند کردن
hoisted بلند کردن
heave بلند کردن
heaved بلند کردن
raised kerb لبه بلند
row de dow صدای بلند
gauntlets دستکش بلند
gauntlet دستکش بلند
riser بلند شونده
roughest پست و بلند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com