Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (21 milliseconds)
English
Persian
tag
جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
tags
جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
Other Matches
angles
قلاب ماهی گیری
bites
قلاب گرفتن ماهی
bite
قلاب گرفتن ماهی
angle
قلاب ماهی گیری
trotline
نخ قلاب ماهی گیری
hooker
قایقی که با قلاب ماهی میگیرد
hookers
قایقی که با قلاب ماهی میگیرد
gaff
قلاب یانیزه خاردار ماهی گیری
gang hook
دو یا سه قلاب ماهی گیری متصل بهم
disgorger
وسیله بیرون اوردن قلاب ازدهان ماهی
foul hooked
ماهی گرفته شده با قلاب ازبیرون دهان
fluke
یکنوع ماهی پهن دارای دو انتهای نوک تیز اصابت اتفاق
flukes
یکنوع ماهی پهن دارای دو انتهای نوک تیز اصابت اتفاق
still fishing
ماهیگیری با روش ثابت نگهداشتن نخ و قلاب تا ماهی بسراغ ان بیاید
penance
تحمل عذاب جسمی برای بخشوده شدن گناه
gaff
میله نگهدارنده ضلع بالایی بادبان قلاب مخصوص حمل ماهی به خشکی یا قایق
strikes
فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
strike
فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
opalite
ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
thereis no end to it
انتهای برای ان نیست
tails
کد کنترل برای ارسال سیگنال در انتهای پیام
tailed
کد کنترل برای ارسال سیگنال در انتهای پیام
tail
کد کنترل برای ارسال سیگنال در انتهای پیام
lure
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
lured
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
lures
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
luring
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
butted
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
carabiner
قلاب برای وصل طناب به محل اتکا
surfcasting rod
چوب ماهیگیری برای قلاب اندازی در موج
nil pointer
نشانه گر برای نشان دادن انتهای لیست زنجیره موضوعات
dipsey sinker
نوعی وزنه برای فرو بردن قلاب ماهیگیری
rogue indicator
کدمخصوص برای برنامههای کاربردی کنترل مثل نشانه انتهای فایل
stops
بیت ارسالی در اتباطات اسنکرون برای نشان دادن انتهای یک حرف
nil pointer
اشاره گری که برای بیان انتهای یک لیست پیوندی بکارمی رود
stopped
بیت ارسالی در اتباطات اسنکرون برای نشان دادن انتهای یک حرف
stop
بیت ارسالی در اتباطات اسنکرون برای نشان دادن انتهای یک حرف
stopping
بیت ارسالی در اتباطات اسنکرون برای نشان دادن انتهای یک حرف
vertical
سیگنال بیان کننده انتهای آخرین شیاردر انتهای صفحه نمایش
fly casting
مسابقه پرتاب طعمه مصنوعی بدون قلاب برای سنجش دقت
flying status
وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
game fish
ماهی مجاز برای صیادی
terminator
مقاومتی که در انتهای کابل coaxial باس شبکه قرار دارد برای تولید جریان الکتریکی . 2-
gig
نیزه چنگالی برای گرفتن ماهی
bass bug
حشره برای گرفتن ماهی خاردار
purse seine
تور کیسهای برای ماهی گیری
gigs
نیزه چنگالی برای گرفتن ماهی
kiddle
بند توردار برای ماهی گیری
horn socket
[وسیله ای که از آن برای صید ماهی استفاده می شود]
summing up evidence
نطق اختتامیه وکیل در انتهای دادرسی که ضمن ان ادله ومدافعات خود را برای هیات منصفه شرح میدهد
practice plug
وسیله کوچک پلاستیکی یالاستیکی شبیه طعمه ولی بدون قلاب برای تمرین یامسابقه نخ اندازی
put and take fishing
انداختن ذخیره ماهی به اب برای امادگی ماهیگیری درفصل
pickup
انداختن چوب و نخ بعقب برای بیرون اوردن ماهی از اب
grilse
ماهی ازادکوچک که برای نخستین بارازدریابرودخانه امده باشد
eye-form
[شکل کیسه ماهی برای عبور نازک نور]
null
رشته یا حروفی که حرف null دارد برای بیان انتهای رشته
splicing
نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
splices
نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
splice
نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
spliced
نوار غیر مغناطیسی که در پشت دو انتهای نوار برای اتصال قرار می گیرند
eot
maker Tape Of End نشانگر انتهای نوار Transmission Of End انتهای مخابره
logs
وارد کردن نشانه یا دستور در انتهای بخش کامپایل برای بستن تمام فایل ها و قط ع کانال بین ترمینال کاربر و کامپیوتر اصلی .
log
وارد کردن نشانه یا دستور در انتهای بخش کامپایل برای بستن تمام فایل ها و قط ع کانال بین ترمینال کاربر و کامپیوتر اصلی .
backward
جستجو برای دادهای که از موقعیت نشانه گر شروع میشود یا از انتهای فایل و به ابتدای فایل می رسد
sealsking
نوار پوست سگ ماهی زیرچوب اسکی تورینگ برای جلوگیری از سر خوردن بعقب
keepers
ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
keeper
ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
markers
دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
marker
دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
end finish
گره جناقی
[گره زدن دو انتهای فرش در محل ریشه ها برای جلوگیری از باز شدن و بهم ریختگی تار و پود]
lappets
[حواشی و نقوش بکار رفته در انتهای فرش بافته شده در ترکیه که شکل اصلی بصورت بندی پنج ضلعی است و در آن اشکال هندسی یکسان که انتهای آن تا حدودی به نرمه گوش شباهت دارد استفاده می شود.]
bridged
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridge
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridges
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
pomfret
یکجور ماهی خوراکی دراقیانوس هندو اقیانوس ارام ماهی سیم دریایی
sea horse
موجود افسانهای که نصف بدنش اسب ونصف دیگرش ماهی بوده گراز ماهی
heck
ماهی بند:بندی که ماهی رادررودخانه نگاه میدارد
backwards
جستجو برای دادهای که در محل نشانه گرد قرار دارد یا در انتهای فایل است و جستجو تا ابتدای فایل
escolar
نوعی ماهی فلس دارخشن بنام لاتین ruvettuspretiosus که شبیه ماهی خال مخالی است
hooked medallion
ترنج قلاب شکل
[در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
crane hook
قلاب سرکابل بالابر جرثقیل قلاب یا چنگک جرثقیل
red herrings
شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herring
شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
fish
ماهی صید کردن ماهی گرفتن
fishes
ماهی صید کردن ماهی گرفتن
guppy
ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
mackerel
ماهی خال مخالی ماهی اسقومری
guppies
ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
fished
ماهی صید کردن ماهی گرفتن
haddock
ماهی روغن کوچک قسمی ماهی
carnal
جسمی
substantial
جسمی
bodily pain
جسمی
corporeal
جسمی
corporal
جسمی
somatic
جسمی
corporals
جسمی
superphysical
ابر جسمی
so matic
طبیعی جسمی
physical psychological
جسمی- روانی
physically handicapped
معلول جسمی
material
کلی جسمی
materials
کلی جسمی
corporeity
خاصیت جسمی یامادی
word
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
worded
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
embolic
مربوط به انسداد رگ بوسیله جسمی
transubstantiation
تبدیل جسمی بجسم دیگر
somatotype
نوع جسم ساختمان جسمی
the colouring p of a substance
ماده رنگ دهنده جسمی
whaleback
هر جسمی شبیه پشت بالن
somatotypic
نوع جسم ساختمان جسمی
grayfish
نوعی ماهی روغن سگ ماهی
splendidly
براق
splendid
براق
brighter
براق
gloss
براق
brightest
براق
sleek
براق
sleeker
براق
ganoidal
براق
sleekest
براق
silken
براق
ganoidean
براق
shiny
براق
bright
براق
nitid
براق
glazy
براق
glossy
براق
glace
براق
lucid
براق
mirror finish
براق
flossy
براق
relucent
براق
mercerized
براق
sheeny
براق
heredity
رسیدن خصوصیات جسمی وروحی بارث
electrolysis
تجزیه جسمی بوسیله جریان برق
angora cat
گربهء براق
buffs
براق کردن
glitziest
براق و نورانی
glitzier
براق و نورانی
glitzy
براق و نورانی
buff
براق کردن
glitter
براق شدن
glittered
براق شدن
comprest tile
کاشی براق
glaze
براق کردن
glazes
براق کردن
polishes
براق کردن
polish
براق کردن
bright finish
صافکاری براق
glazed brick
اجر براق
lutestring
پارچه براق
lustring
پارچه براق
glitters
براق شدن
silvery
براق صاف
allotrope
جسمی که مستعدتبدیل بچند صورت یا ماده باشد
dispersoid
پخش کامل ذرات جسمی درجسم دیگر
declination
فاصله زاویهای تا جسمی روی کره سماوی
radio activity
خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون دهد
hemihydrate
هیدرات جسمی که دارای نیم ملکول اب است
gyrostat
التی که جنبش وضعی جسمی رانشان میدهد
radioactivity
خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون میدهد
BNC connector
متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
jet-black
سیاه براق و تیره
ganoidean
دارای فلسهای براق
beady eyes
چشمان ریز براق
clear varnish coat
روکش لاکی براق
ganoidal
دارای فلسهای براق
lusterware
فروف سفالین براق
azulejo
[کاشی سفالی براق]
emulsion
تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
catalysis
اثر مجاورت جسمی دریک فعل وانفعال شیمیایی
emulsioned
تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
emulsioning
تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
emulsions
تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
shine
براق کردن روشن شدن
shines
براق کردن روشن شدن
rhinestone
سنگ مصنوعی بیرنگ و براق
glossily
بطور براق و جلا داده
chatoyant
سنگ براق وصیقلی وموجدار
rhinestones
سنگ مصنوعی بیرنگ و براق
bright luster
صیقل کاری کاملا" براق
luminescence
پدیده نورافشانی جسمی پس ازقرار گرفتن درمعرض تابش اشعه
panne
پارچه فریفی شبیه مخمل براق
metamer
جسمی که در ترکیب و سنگینی با جسم دیگر برابرولی درخواص شیمیایی است
variable incidence
جسمی که بصورت لولایی نصب شده بطوریکه زاویه برخورد ان تغییر میکند
antimatter
جسمی که حاوی مادهء ضد خود نیز باشد مثل ضدالکترون بجای الکترون
brushed
برس خورده به طوری که کرک یا خواب آن شق و براق باشد
jet propulsion
جهش و کشش جسمی بطرف جلو در اثر خروج مایع جهندهای در جهت عقب
variable pitch
جسمی که بصورت لولایی به ملخ نصب شده که در ان زاویه برخورد گام نامیده میشود
acetolysis
تجزیهء جسمی در اثراضافه شدن جوهر سرکه حالت استیله و هیدرولیز پیداکردن در ان واحد
sea calf
گوساله ماهی سگ ماهی
polymers
جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
polymer
جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
wampumpeag
صدف براق وزیبایی که سرخ پوستان امریکایی بجای پول مصرف میکردند
wampum
صدف براق و زیبایی که سرخ پوستان امریکایی بجای پول مصرف میکردند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com