English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English Persian
gear guard جعبه محافظ برای چرخ دنده ها
Other Matches
oil gear جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
chain case جعبه محافظ زنجیر
drive mechanism جعبه دنده
gear جعبه دنده
gear case جعبه دنده
transmission جعبه دنده
gear box جعبه دنده
transmissions جعبه دنده
transmission case جعبه دنده
gears جعبه دنده
gearbox جعبه دنده
gearboxes جعبه دنده
gearing جعبه دنده
geared جعبه دنده
gear case پوسته جعبه دنده
bevel gear drive جعبه دنده مخروطی
quick change gearbox جعبه دنده نورتون
transmission oil روغن جعبه دنده
gear box جعبه دنده گیرباکس
gear quadrant ماهک جعبه دنده
gear change box جعبه تعویض دنده
transmission grease گریس جعبه دنده
planetary gear جعبه دنده خورشیدی
steering gear جعبه دنده فرمان
gearbox position وضعیت جعبه دنده
gear friction losses تلفات اصطکاکی جعبه دنده
reduction gear جعبه دنده کاهنده سرعت
speed reduction gear جعبه دنده کاهنده سرعت
aircraft arresting gear جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
reduction gear جعبه دنده تبدیل سرعت
gearbox flange لبه برامده جعبه دنده
transmission oil pump پمپ روغن جعبه دنده
epicyclic transmission جعبه دنده اپی سیکلیک
transmission ratio نسبت تبدیل جعبه دنده
gearbox stud محور کوچک داخل جعبه دنده
piv variable speed transmission جعبه دنده با سرعت متغیر گیربکس "پی ای وی "
gear ratio نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
containers جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
container جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
enclosures پوشش محافظ برای وسیلهای
dustcover پوشش محافظ برای یک ماشین
enclosure پوشش محافظ برای وسیلهای
cases پوشش محافظ برای یک وسیله یا مدار
case پوشش محافظ برای یک وسیله یا مدار
conduits لوله یا کانال محافظ برای سیم ها کابل ها
conduit لوله یا کانال محافظ برای سیم ها کابل ها
chimney-cricket [ساختار محافظ بالای بام برای دودکش کوره ای]
crash protected دیسک که حاوی نوک محافظ یا سیستم محافظ اختلال داده است
surge protector محافظ تغییر ناگهانی ولتاژ محافظ نوسان برق
escort محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorts محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorting محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorted محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
adjustable split die وسیله ای برای در آوردن دنده یا روزه در سطح خارجی اجسام
optical شیشه یا پلاستیک محافظت شده با مواد محافظ برای ارسال پیاپی سیگنالهای نوری
racks فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
wracked فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
rack فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
racked فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
wracks فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
pack قرار دادن چیزها در جعبه برای فروش یا ارسال
packs قرار دادن چیزها در جعبه برای فروش یا ارسال
powered جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
powering جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
power جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
powers جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
CDs جعبه پلاستیکی مسط ح که برای نگهداری دیسک فشرده به کار می رود
CD جعبه پلاستیکی مسط ح که برای نگهداری دیسک فشرده به کار می رود
cinerarium [گلدان یا ظرف زیبا شبیه جعبه برای نگهداری خاکستر مردگان]
guards صفحه محافظ روکش محافظ
shields بدنه محافظ دیواره محافظ
guarding صفحه محافظ روکش محافظ
guard صفحه محافظ روکش محافظ
shield بدنه محافظ دیواره محافظ
packing عمل قرار دادن کالاها در جعبه و بسته بندی آنها برای مغازه ها
coffins جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
coffin جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
ungear از دنده بیرون انداختن بی دنده کردن
magazine مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
magazines مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
limber chest جعبه حمل مهمات توپخانه جعبه پیش قطار
jukebox جعبه گرامافون خودکار دارای سوراخی برای ریختن پول ودکمه مخصوص انتخاب صفحه
jukeboxes جعبه گرامافون خودکار دارای سوراخی برای ریختن پول ودکمه مخصوص انتخاب صفحه
pinion دنده پینیون دنده لایتناهی
pinions دنده پینیون دنده لایتناهی
spur gear دنده مهمیزی دنده خاردار
pinioning دنده پینیون دنده لایتناهی
compacts نواز مغناطیسی که درون یک جعبه پلاستیکی استاندارد است که در کامپیوترهای خانگی برای ذخیره سازی به کار می رود
compacting نواز مغناطیسی که درون یک جعبه پلاستیکی استاندارد است که در کامپیوترهای خانگی برای ذخیره سازی به کار می رود
compact نواز مغناطیسی که درون یک جعبه پلاستیکی استاندارد است که در کامپیوترهای خانگی برای ذخیره سازی به کار می رود
compacted نواز مغناطیسی که درون یک جعبه پلاستیکی استاندارد است که در کامپیوترهای خانگی برای ذخیره سازی به کار می رود
epicyclic transmission یک یاچند چرخ دنده که در داخل یاخارج چرخ دنده دیگری حرکت می کنند
DCC نور مغناطیسی در یک جعبه فشرده که برای ذخیره سازی دادههای کامپیوتری یا سیگنالهای صوتی به صورت دیجیتالی به کار می رود
toolbox جعبه حاوی قط عات لازم برای تعمیر , نگهداری و نصب قط عات
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
box pass جعبه کالیبر جعبه پاس
modification kit جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
rougher دنده دنده کننده
sprocket دنده چرخ زنجیرخور چرخ دنده
kits جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
kit جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
guardians محافظ
guards محافظ
screened محافظ
screens محافظ
screening, screenings محافظ
guardian محافظ
keeper محافظ
keepers محافظ
herder محافظ
preserver محافظ
protective محافظ
guarding محافظ
shelterer محافظ
preservative محافظ
preservatives محافظ
guard محافظ
screen محافظ
squirrel cage قفسه محافظ
parrying محافظ باش
pods پوسته محافظ
exposure suit لباس محافظ
pod پوسته محافظ
guards محافظ گارد
cowling روپوش محافظ
sustentacular نگهدارنده محافظ
soil saving dam سد محافظ خاک
frigate ناو محافظ
frigates ناو محافظ
mouthguard محافظ دندان
helmets ماسک محافظ
light shield محافظ نور
bulwark دیواره محافظ
line choking coil پیچک محافظ
bulwarks دیواره محافظ
controlled atmosphere گاز محافظ
parried محافظ باش
line choking coil پیچک محافظ خط
fender curbs جدول محافظ
conservator نگهدارنده محافظ
parries محافظ باش
face guard ماسک محافظ
vizard نقاب محافظ
shielded plate صفحه محافظ
parry محافظ باش
helmet ماسک محافظ
protective contact کنتاکت محافظ
casings لوله محافظ
casing لوله محافظ
protect fuse فیوز محافظ
surveillant محافظ بپا
protective clothing روپوش محافظ
preservative coating روکش محافظ
guarding محافظ گارد
protective earthing زمین محافظ
protective cover روکش محافظ
thoracopods قفسه محافظ
goggles عینک محافظ
heel cut محافظ پاشنه پا
protective reactor راکتانس محافظ
guard plank تخته محافظ
keeper [protector] [presever] نگاهدار [محافظ ]
jet blast deflector توری محافظ
guard محافظ گارد
banch wall دیواره محافظ
escort guard گارد محافظ
protective switch کلید محافظ
backing material مواد محافظ
shields حفاظ پوشش محافظ
brazing atmosphere گاز محافظ جوش
bracer محافظ بازوی کمانگیر
glacis حصاریا مانع محافظ
shelling عامل محافظ حفاظ
handshield سپر محافظ جوشکاری
windshields شیشه محافظ باد
hoods پوشش محافظ چیزی
shell عامل محافظ حفاظ
packing ماده محافظ کالاها.
hood پوشش محافظ چیزی
sconce پرده یاپوشش محافظ
shield حفاظ پوشش محافظ
windshield شیشه محافظ باد
shells عامل محافظ حفاظ
fire curtain پرده محافظ اتش
leathers لباس چرمی محافظ
coquille محافظ دست شمشیرباز
protective layer لایه یا روکش محافظ
radiator grille شبکه محافظ رادیاتور
escort of the color گارد محافظ پرچم
escort of the standard گارد محافظ پرچم
wardress نگهبان و محافظ زن در زندان
bib محافظ گلوی شمشیرباز
on guard بحالت محافظ باش
bibs محافظ گلوی شمشیرباز
facing روکش محافظ دیوار
protective gas welding جوشکاری با گاز محافظ
face mask ماسک محافظ صورت
protection hood کلاهک یا روپوش محافظ
bent محافظ قالب بتن
facings روکش محافظ دیوار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com