English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 296 (14 milliseconds)
English Persian
safety limit حد تامین
Search result with all words
redundancies تامین قط عات اضافی در سیستم در صورت بروز خرابی
redundancy تامین قط عات اضافی در سیستم در صورت بروز خرابی
integrated پایگاه داده که قادر به تامین اطلاعات برای نیازهای مختلف بدون داده افزودنه است
header بسته داده که پیش از ارسال فرستاده میشود تا اطلاعاتی درباره قصد و مسیر تامین کند
headers بسته داده که پیش از ارسال فرستاده میشود تا اطلاعاتی درباره قصد و مسیر تامین کند
swap فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swapped فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swaps فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopped فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopping فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swops فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
supplied تامین کردن
supplied تامین موجودی عرضه نمودن
supplied تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supplied تامین چیزی که مورد نیاز است .
supply تامین کردن
supply تامین موجودی عرضه نمودن
supply تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supply تامین چیزی که مورد نیاز است .
supplying تامین کردن
supplying تامین موجودی عرضه نمودن
supplying تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supplying تامین چیزی که مورد نیاز است .
graphics استاندارد برای دستورات نرم افزاری و توابع شرح ورودی /خروجی گرافیکی برای تامین تابع یکسان روی هر نوع سخت افزار
raw 1-اطلاعی که هنوز وارد سیستم کامپیوتری نشده است . 2-دادهای که در پایگاه داده ها که برای تامین اطلاعات کاربر باید پردازش شود
power بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
powered بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
powering بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
powers بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
privacy جداسازی مبادله پیام برای تامین
secure درامان تامین
secure تامین کردن
secure تامین شده
secure مطمئن تامین کردن
secure تامین کردن هدف
secures درامان تامین
secures تامین کردن
secures تامین شده
secures مطمئن تامین کردن
secures تامین کردن هدف
guarantee تامین تضمین کردن
guarantee تامین کردن
guaranteed تامین تضمین کردن
guaranteed تامین کردن
guarantees تامین تضمین کردن
guarantees تامین کردن
protection تامین نامه
register ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
registering ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
registers ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
cover تامین کردن
cover تامین زیان و خسارات بیمه
cover تامین
coverings تامین کردن
coverings تامین زیان و خسارات بیمه
coverings تامین
covers تامین کردن
covers تامین زیان و خسارات بیمه
covers تامین
flag جلب توجه برنامه در شبکه در حین اجرا برای تامین نتیجه یا گزارش دادن یا اعدام یک چیز خالص
flags جلب توجه برنامه در شبکه در حین اجرا برای تامین نتیجه یا گزارش دادن یا اعدام یک چیز خالص
picture آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
pictured آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
pictures آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
picturing آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
retrieval سیستم جستجوکه تامین کننده اطلاعات مشخص ازپایگاه داده ها برای کاربراست
services 1-توابع تامین شده در یک قطعه . 2-
normalised ذخیره و نمایش اعداد به صورت از پیش توافق شده برای تامین حداکثر دقت
normalises ذخیره و نمایش اعداد به صورت از پیش توافق شده برای تامین حداکثر دقت
normalising ذخیره و نمایش اعداد به صورت از پیش توافق شده برای تامین حداکثر دقت
normalize ذخیره و نمایش اعداد به صورت از پیش توافق شده برای تامین حداکثر دقت
normalizes ذخیره و نمایش اعداد به صورت از پیش توافق شده برای تامین حداکثر دقت
procurement تامین اماد
information داده پردازش شده و مرتب شده برای تامین قواعد با معنی
feedback اطلاعاتی از یک منبع که برای تغییر دادن چیزی یا تامین پیشنهادی برای آن میباشد
safeguard تامین کردن امن نگهداشتن
safeguard قفل حفافتی یا تامین دار
safeguarded تامین کردن امن نگهداشتن
safeguarded قفل حفافتی یا تامین دار
safeguarding تامین کردن امن نگهداشتن
safeguarding قفل حفافتی یا تامین دار
safeguards تامین کردن امن نگهداشتن
safeguards قفل حفافتی یا تامین دار
distress توقیف مال متخلف و دادن ان به قبض طرف زیان دیده تامین خواسته یا محکوم به اضطرار
distresses توقیف مال متخلف و دادن ان به قبض طرف زیان دیده تامین خواسته یا محکوم به اضطرار
record برنامهای که رکوردها را نگه می داردو میتواند به انها دستیابی داشته باشد و برای تامین اطلاعات پردازش کند
key استفاده از بافر بین صفحه کلید و کامپیوتر برای تامین ذخیره سازی کلیدها برای ماشین نویس های سریع که چندین کلید را به سرعت انتخاب می کنند
hole 1-مدت زمانی که در آن توان توسط UPS تامین میشود. 2-توقف در برنامه یا وسیله به علت خرابی
holed 1-مدت زمانی که در آن توان توسط UPS تامین میشود. 2-توقف در برنامه یا وسیله به علت خرابی
holes 1-مدت زمانی که در آن توان توسط UPS تامین میشود. 2-توقف در برنامه یا وسیله به علت خرابی
holing 1-مدت زمانی که در آن توان توسط UPS تامین میشود. 2-توقف در برنامه یا وسیله به علت خرابی
invisible مداری که تامین کننده منبع جریان متناوب است از باتری DC
safety تامین
safety برقرار کردن تامین
personal ترتیب یکتای ارقام که یک کاربر را برای تامین اجازه دستیابی به سیستم مشخص میکند.
personal متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
secondary سازمانی که دستیابی به اینترنت را برای ناحیه مشخصی از کشور تامین کند
ensure تامین کردن
Other Matches
garnishee کسی که خواستهای نزداو تامین یا توقیف باشد تامین مدعا به کردن
garnishment تامین خواسته حکم تامین مدعابه
remanded اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remand اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remanding اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remands اخذ تامین مجدد تشدید تامین
close in security برقراری تامین در نزدیک شدن به دشمن تامین تقرب به دشمن
communication security monitoring کنترل تامین مخابراتی نظارت در امر تامین مخابراتی
communication security account میزان تامین مخابراتی اندازه تامین مخابراتی
securing تامین
water supplies تامین اب
security تامین
water supply تامین اب
hedging تامین
securement تامین
signal security تامین مخابراتی
insuring تامین کردن
insures تامین کردن
ensuring تامین کردن
ensures تامین کردن
ensured تامین کردن
safety factor عامل تامین
safety diagram دیاگرام تامین
safety factor ضریب تامین
safety stakes دستکهای تامین
quia timet حکم تامین
provisioning تامین ذخیره
preservation of evidence تامین دلیل
physical security تامین تاسیسات
local security تامین محلی
fulfill تامین کردن
appropriation reimbur sement تامین اعتبار
area security تامین منطقه
buffer stock تامین ذخیره
chemical security تامین شیمیایی
collective security تامین اجتماعی
committment تامین اعتبار
communication security تامین مخابراتی
electronic security تامین الکترونیکی
security تامین مصونیت
social security تامین اجتماعی
insecurity عدم تامین
funding تامین وجه
internal security تامین داخلی
factor of safety عامل تامین
buffer zone منطقه تامین
buffer zones منطقه تامین
financier تامین اعتبارکننده
financiers تامین اعتبارکننده
give security for تامین کردن
cryptosecurity تامین رمز
troop safety تامین عده ها
transmission security تامین مخابره
transmission security تامین ارسال
take care of تامین کردن
the rule of law تامین قضایی
the rule of law تامین قانونی
supply port درگاه تامین
unemployment fund صندوق تامین بیکاری
victual خواربار تامین کردن
water supply to navigation تامین اب کانال کشتیرانی
tucker تامین غذا کردن
elevation of security زیاد کردن تامین
elegit حکم تامین مدعی به
continuing appropriation مداومت تامین اعتبار
ups تامین برق بی وقفه
bombline خط تامین پرتاب بمب
emanitions security تامین ضد استراق سمع تامین استراق سمع
communication security برقراری تامین مخابراتی
area security تامین منطقه عملیات
appropriation reimbur sement تامین سپرده یاوثیقه
deficit financing تامین کسر بودجه
angle of safety زاویه تامین گلوله
collective security تامین دسته جمعی
finance company شرکت تامین مالی
to ensure something تامین کردن [چیزی]
supply company شرکت تامین کننده
rear area security تامین منطقه عقب
social security program برنامه تامین اجتماعی
safety card کارت تامین اتشبار
transmission security تامین ارسال پیام
to feather ones nest تامین اتیه کردن
safety officer افسر تامین یکان
security for cost تامین هزینه دادرسی
security for costs تامین هزینه دعوی
self protection برقراری تامین از خود
system maintenance تامین و نگهداری سیستم
social security act قانون تامین اجتماعی
social security benefits منافع تامین اجتماعی
social security organization سازمان تامین اجتماعی
social security system نظام تامین اجتماعی
power supply تامین کننده برق
make up a deficit تامین کردن کسری
levy a sum on a person's property تامین خواسته کردن
continuing appropriation تامین اعتبار پیوسته
financing تامین هزینه پولی
finances تامین هزینه پولی
financed تامین هزینه پولی
pacification تامین ثبات داخلی
finance تامین هزینه پولی
degree of protection میزان تامین درجه حفافت
environmental security تامین محیطی و فیزیکی منطقه
social security contributions پرداختی بابت تامین اجتماعی
stability operations عملیات تامین ثبات داخلی
social security tax مالیات سیستم تامین اجتماعی
report generator برای تامین گزارش کامل
garnisher تامین کننده خواسته یامدعابه
protect a bill وجه براتی را تامین کردن
quia timet قرار تامین دستور موقت
replevy بادادن تامین ازتوقیف دراوردن
safety card کارت تامین جنگ افزار
user supplied تامین شده توسط کاربر
uniterruptable power supply سیستم تامین برق بی وقفه
to safeguard [against] تامین کردن [علیه] [در برابر]
troop program برنامه تامین عدههای نظامی
force development برنامه تامین یا بسیج یکانها
provide میسر ساختن تامین کردن
provides میسر ساختن تامین کردن
communication security custodian مسئول وسایل تامین مخابراتی
deficit financing تامین مالی از راه کسر بودجه
pre empt از پیش برای خود تامین کردن
social security wealth ثروت ناشی از نظام تامین اجتماعی
podded دارای زندگی اسوده یا تامین شده
social security بیمه وبازنشستگی همگانی تامین اجتماعی
America Online بزرگترین تامین کننده سرویس اینترنت در جهان
microsoft ه شده توسط ماکروسافت برای تامین اطلاعات
to be insured under the social security scheme [system] بوسیله سیستم تامین اجتماعی بیمه بودن
social security payroll tax مالیات مزد و حقوق برای تامین اجتماعی
ways and means طرق و وسایل انجام چیزی تامین معاش
short covering خرید سهم برای تامین فروشهای سلف
to have social security coverage بوسیله سیستم تامین اجتماعی بیمه بودن
to be covered by social security بوسیله سیستم تامین اجتماعی بیمه بودن
beef cattle گله گاو که برای تامین گوشت پرورش مییابد
to secure a debtby a mortagage با گرفتن گرو بستانکاری خودرا ازدیگران تامین کردن
levy a sum on a person's property به منظور تامین مدعی به دارایی کسی را توقیف کردن
communication security custodian مسئول شمارش و تحویل و تحول و نگهداری وسایل تامین مخابراتی
provident fund وجوه متراکم شده برای تامین مالی دوره بازنشستگی
human computer امکانات تامین بهبود ارتباط بین کاربر و سیستم کامپیوتر
presentation manager واسط کار به گرافیک تامین شده توسط سیستم عامل OS/2
financed demand احتیاجاتی که تامین اعتبارشده اند نیازمندیهایی که هزینه ان پرداخت شده
logic seeking چاپگری که میتواند اطلاع مورد نیاز را با کمترین جابجایی نوک تامین میکند
lifting body هواپیمایی که قسمت عمده یاکل برای ان توسط شکل ویژه ان تامین میشود
PID متصل یاد شده به سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه به کاربران
adaptive channel allocation تامین کانالهای ارتباطی طبق نیاز به جای استفاده از یک مکان دهی ثابت
MediaServer سیستم سافت Netscape برای تامین انتقال صوت و تصویر روی اینترنت
debt finance افزایش سرمایه از طریق فروش سهام تامین محل برای پرداخت قروض و دیون
scsi بیتی با نرخ مگا بایت در ثانیه تامین میکند. این استاندارد وسایل را هم پوشش میدهد
positive اتصال به منبع تغذیه که در فرفیت الکتریکی بیشتری از زمین است و جریان را به یک قطعه تامین میکند
MDRAM حافظه با کارایی بالا که در کارتهای آداپتور ویدیو برای تامین نمایش گرافیک سریع به کار می رود
coming in speed حداقل سرعت گردش مگنتوبرای تامین ولتاژ لازم جهت جرقه زدن همزمان تمام شمع ها
multibank dynamic random access memory حافظه با کارایی بالا که در کارت آداپتور ویدیو برای تامین نمایش گرافیک سریع به کار می رود
NetShow سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای تامین صوت و تصویر روی اینترنت بدون وقفه یا اختلال در تصاویر
letter quality printing خصوصیت برخی چاپگرهای matria-dot که حروف با کیفیت یکسان با ماشین تایپ را با نقاط بسیار نزدیک به هم تامین میکند
PPP پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
scareup فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
fail-safe ماسوره تامین شده از نظرعمل کرد دستگاههای داخلی ماسوره مطمئن العمل
fail safe ماسوره تامین شده از نظرعمل کرد دستگاههای داخلی ماسوره مطمئن العمل
terrain clearance حفظ ارتفاع امن برای پروازهواپیما تامین خودکار ارتفاع پرواز هواپیما
compromising emanation پیام خطرناک از نظر تامین مخابراتی ارتباط خطرناک
to pull off something [contract, job etc.] چیزی را تهیه کردن [تامین کردن] [شغلی یا قراردادی]
victual مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
unix سیستم عامل چند کاربره عمومی سافت AT Tbell Laboraforien برای اجرا روی بیشتر کامپیوترها از PC تامین کامپیوتر و meninframe بزرگ
hybrid circuit ترکیب کامپیوترهای آنالوگ و دیجیتال و قط عات برای تامین سیستم بهینه برای کار مشخص
combustion starter مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
lu LU و LU کنترل بخشها را به عهده دارند. LU ارتباط بین وسایل و LU را تامین میکند و پروتکل peer-to-peer است
inflight reliability تامین هواپیما در حین پرواز امنیت پرواز
haven submarine منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
mismatch ناتوانی سیستم مکش توربین گاز برای تامین جریان هوای مورد نیاز موتور به هنگام دور زدن یا سایر حالات اشفته
point of presence شماره دستیابی تلفن برای تامین کننده سرویس که برای اتصال به اینترنت از طریق مودم به کار می رود
sample size بیتی استفاده میشود. بدست آوردن اندازهای از سیگنال که برای تامین اطلاعات درباره سیگنال به کار می رود
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand. آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
PIA مداری که به کامپیوتر امکان ارتباط با وسیله جانبی میدهد با تامین پورتهای سریال و موازی و سایر سیگنالهای تصدیق لازم برای واسط شدن در رسانه
STT نشانه تامین اتصال امن بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان پرداخت قیمت برای اینترنت میدهد
Memmaker امکان نرم افزاری در برخی گونههای DOS-MS برای تشخیص خودکار تنظیم حافظه کامپیوتر برای تامین بهترین کارایی
SEPP سیستم تامین کننده خط امن بین جستجوگری کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان فروش کالاها از طریق اینترنت میدهد
security تامین اقدامات تامینی نیروی تامینی
indemnify غرامت دادن به تامین مالی دادن به
point to point را پشتیبانی میکند و برای تامین ارسال داده بین کامپیوتر کاربر و سرور راه دور روی اینترنت با استفاده از پروتکل شبکه ICPIFP به کار می رود
Netscape Navigator یکی از جستجوگران معروف www که هنوز هم در بازار مط رح است شامل خصوصیات بسیاری از قبیل خوانندگان جدید و نیز تامین برنامههای java است
ikon نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
GKS استاندارد دستورات نرم افزاری و توابع که ورودی /خروجی گرافیکی را شرح میدهد تا توابع مشابه را روی هر نوع سخت افزار تامین کند
rollover استفاده از بافر بین صفحه کلیدوکامپیوتر برای تامین ذخیره سریع کلیدبرای ماشین نویسهای سریع که چندین کلید را خیلی سریع انتخاب می کنند
give security for تامین دادن ضامن دادن
safe altitude ارتفاع تامین ارتفاع بی خطر
factor of safety ضریب تامین ضریب اطمینان
outsource به کار گرفتن شرکت دیگر برای مدیریت و تامین شبکه برای شرکت شی
pay as you go principle اصلی که بر اساس ان مالیات دریافتی توسط دولت برای سیستم تامین اجتماعی در هرسال به بازنشستگان درهمان سال پرداخت میشود وبنابراین دولت وجوهی را ازاین بابت جمع اوری نمیکند
crest clearing محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
point four چهارمین ماده از مواد اصلی نطق افتتاحیه ترومن رئیس جمهور امریکادر ژانویه 9491 در کنگره که در ان پیشنهاد شده بود که ایالات متحده امریکا به وسیله تامین کمکها و مساعدتهای فنی در کشورهای توسعه نیافته جهان
to secure تامین کردن [مطمئن کردن ] [حفظ کردن]
troop space جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما
cryptoancillary equipment وسایل و تجهیزات رمز وسایل تامین ارسال رمز
hollerith code سیستم کدگذاری که از سوراخ هایی در کارت بری نمایش حروف و نشانه ها استفاده میکند. این سیستم از دو مجموعه ردیف 12 تایی برای تامین محل کافی هر کد استفاده میکند
applet 1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
no year oppropriation حساب تامین اعتبار باز حساب باز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com