English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (7 milliseconds)
English Persian
traverse حرکت درسمت
traversed حرکت درسمت
traverses حرکت درسمت
traversing حرکت درسمت
Search result with all words
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
crossing target هدفی که درسمت حرکت میکند هدف عبور کننده در مسیر رژه
windage پیچ خوردگی حرکت دادن دستگاه درجه درسمت
Other Matches
sinisteral واقع درسمت چپ
on the sunny side . درسمت آفتاب رو
right درسمت راست
righted درسمت راست
righting درسمت راست
turn table سینی گردش درسمت
dead ahead درست درسمت سینه ناو
bears درسمت قرار گرفتن در سمت
bear درسمت قرار گرفتن در سمت
leeboard ورق فلزی یاتخته واقع درسمت باد پناه قایق
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
skulls حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skull حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
quadrature encoding سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
stabile بدون حرکت بی حرکت
aerodynamics مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
angular momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
rate of march سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
moment of momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
raster سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hamilton's equations of motion معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
power traverse مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
move on ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
k day روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
moves حرکت
movement حرکت
on the move در حرکت
oi در حرکت
inert بی حرکت
maneuver حرکت
motioning حرکت
behaviuor حرکت
behavior حرکت
as you were حرکت از نو
running در حرکت
locomotion حرکت
animations حرکت
stirabout حرکت
moved حرکت
motions حرکت
animation حرکت
move حرکت
stock still بی حرکت
animals حس و حرکت
motionless بی حرکت
afloat در حرکت
agog در حرکت
shifts حرکت
shifted حرکت
shift حرکت
demeanour حرکت
moveless بی حرکت
progressing حرکت
departures حرکت
departure حرکت
vapid بی حرکت
stock-still بی حرکت
animal حس و حرکت
progressed حرکت
progresses حرکت
scrolling حرکت
gest حرکت
stationary بی حرکت
otiose بی حرکت
still بی حرکت
stiller بی حرکت
stillest بی حرکت
stills بی حرکت
statist بی حرکت
progress حرکت
travel حرکت
geste حرکت
frozen بی حرکت
demeanor حرکت
behaviour حرکت
haviour حرکت
motion حرکت
travels حرکت
motioned حرکت
circulations حرکت
square move حرکت
immobile بی حرکت
gestured حرکت
patting بی حرکت
patted بی حرکت
pats بی حرکت
traveled حرکت
traversing حرکت
circulation حرکت
traverses حرکت
vowel point حرکت
traversed حرکت
traverse حرکت
gesture حرکت
pat بی حرکت
stirrings حرکت
hold still <idiom> بی حرکت
stirs حرکت
agoing در حرکت
sedentary بی حرکت
stir حرکت
ambulation حرکت
gesturing حرکت
stirred حرکت
shuttled حرکت شاتل
immobilization بی حرکت شدن
intentional movement حرکت عمدی
inertly بطوربی حرکت
proceed حرکت به جلو
lunged حرکت لانژ
in gear اماده حرکت
lunges حرکت لانژ
proceeded حرکت به جلو
lunge حرکت لانژ
skewing کج حرکت کردن
lunging حرکت لانژ
human movement حرکت انسان
dart حرکت تند
froissement حرکت بافشار
free maneuver حرکت ازاد
forced movement حرکت اجباری
waggled حرکت کردن
waggle حرکت کردن
rush حرکت شدید
rushed حرکت شدید
rushing حرکت شدید
braid حرکت سریع
skew کج حرکت کردن
gamma movement حرکت گاما
waggles حرکت کردن
horizontal scrolling حرکت افقی
darted حرکت تند
have way on حرکت کردن
harmonic motion حرکت هماهنگ
darting حرکت تند
glassily بطورمات و بی حرکت
innovation حرکت جدید
get under way حرکت کردن
innovations حرکت جدید
waggling حرکت کردن
braided حرکت سریع
inter play حرکت محدود
standstill بدون حرکت
motion study حرکت پژوهی
whirling حرکت گردابی
stroking ضرب حرکت
whirls حرکت گردابی
switch نافم حرکت
switched نافم حرکت
zigzags حرکت زیگزاگ
zigzags حرکت مارپیچی
switches نافم حرکت
motion study مطالعه ی حرکت
motor ability قابلیت حرکت
movement order دستور حرکت
movement credit نوبت حرکت
course مسیر حرکت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com