Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
gamma movement
حرکت گاما
Other Matches
gammas
گاما
gamma
گاما
mesartim
گاما- حمل
gamma herculis
گاما- جاثی
gamma orionis
گاما- شکارچی
gamma globulin
گاما گلوبولین
gamma efferent
وابران گاما
phi gamma function
تابع فی- گاما
gamma delphini
گاما- دلفین
gamma rays
اشعه گاما
gamma ursa majoris
گاما- دب اکبر
gamma ray
پرتو گاما
gamma ray
اشعه گاما
gamma radiation
پرتو گاما
gamma radiation
اشعه گاما
gammas
اشعه گاما
gamma pegasi
گاما- فرس
gamma
اشعه گاما
gamma correction
تصحیح گاما
gamma arietis
گاما- حمل
gamma orionis
گاما- جبار
bellatrix
گاما- شکارچی
gamma andormedae
گاما- امراه المسلسله
algenib
گاما- فرس جناح الفرس
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
rem
مقدار تابش یونیزه کننده که در صورت جذب توسط یک جسم همان تاثیرات فیزیولوژیکی را که یک رونتگن اشعه ایکس یاتابشهای گاما دارند خواهدداشت
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
taped
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tapes
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
fish tailing
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
move off the ball
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
transfers
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transferring
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfer
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drag
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
moving havens
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skull
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skulls
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch
راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
node
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch
حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
nodes
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
quadrature encoding
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
stabile
بدون حرکت بی حرکت
aerodynamics
مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
moment of momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
rate of march
سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
angular momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
convoy schedule
برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
raster
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hamilton's equations of motion
معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
move on
ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
convoy route
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
k day
روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
power traverse
مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
movement
حرکت
animation
حرکت
statist
بی حرکت
still
بی حرکت
stirs
حرکت
stationary
بی حرکت
stills
بی حرکت
stillest
بی حرکت
stiller
بی حرکت
locomotion
حرکت
behavior
حرکت
traverse
حرکت
animations
حرکت
stirabout
حرکت
moves
حرکت
moved
حرکت
stock still
بی حرکت
behaviuor
حرکت
motion
حرکت
motions
حرکت
running
در حرکت
maneuver
حرکت
haviour
حرکت
geste
حرکت
motioning
حرکت
inert
بی حرکت
motioned
حرکت
oi
در حرکت
on the move
در حرکت
otiose
بی حرکت
gest
حرکت
frozen
بی حرکت
animal
حس و حرکت
afloat
در حرکت
agog
در حرکت
shifts
حرکت
shifted
حرکت
shift
حرکت
demeanour
حرکت
demeanor
حرکت
behaviour
حرکت
travels
حرکت
traveled
حرکت
travel
حرکت
scrolling
حرکت
motionless
بی حرکت
animals
حس و حرکت
progressing
حرکت
progresses
حرکت
progressed
حرکت
progress
حرکت
departures
حرکت
departure
حرکت
vapid
بی حرکت
stock-still
بی حرکت
moveless
بی حرکت
immobile
بی حرکت
square move
حرکت
gesturing
حرکت
agoing
در حرکت
gestured
حرکت
gesture
حرکت
traverses
حرکت
traversed
حرکت
traversing
حرکت
circulation
حرکت
circulations
حرکت
hold still
<idiom>
بی حرکت
vowel point
حرکت
move
حرکت
ambulation
حرکت
patted
بی حرکت
stirrings
حرکت
sedentary
بی حرکت
stir
حرکت
pat
بی حرکت
as you were
حرکت از نو
pats
بی حرکت
patting
بی حرکت
stirred
حرکت
whipping
حرکت شلاقی
whipping
حرکت ضربهای
have way on
حرکت کردن
harmonic motion
حرکت هماهنگ
get under way
حرکت کردن
glassily
بطورمات و بی حرکت
shuttled
حرکت شاتل
horizontal scrolling
حرکت افقی
zigzag
حرکت مارپیچی
lunged
حرکت لانژ
sorties
شروع حرکت
sortie
شروع حرکت
maneuver and fire
اتش و حرکت
lunges
حرکت لانژ
human movement
حرکت انسان
lunging
حرکت لانژ
shuttles
حرکت شاتل
innovations
حرکت جدید
headway
حرکت به جلو
braid
حرکت سریع
wake
خط حرکت ناو
braids
حرکت سریع
rushing
حرکت شدید
waggle
حرکت کردن
waked
خط حرکت ناو
rushed
حرکت شدید
waggling
حرکت کردن
rush
حرکت شدید
waggles
حرکت کردن
innovation
حرکت جدید
waggled
حرکت کردن
darting
حرکت تند
darted
حرکت تند
dart
حرکت تند
wakes
خط حرکت ناو
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com