English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
max lange attack حمله ماکس لانگه در دفاع دواسب یا در جوئوکوپیانوشطرنج
Other Matches
fegatello فگاتلو در دفاع دواسب
moller attack حمله مولر در جوئوکوپیانوشطرنج
velimirovic attack حمله ولیمیروویچ در حمله سوزین از دفاع سیسیلی شطرنج
two-way موفق در حمله و دفاع
sozin attack حمله سوزین در دفاع سیسیلی
backfield چهاربازیکن خط دفاع که در پشت خط حمله اند
geong gyuk نقاط حمله و دفاع کننده تکواندو
anderssen attack حمله اندرسن در دفاع فرانسوی شطرنج
alekhine chatard attack حمله الخین- شاتار در دفاع فرانسوی شطرنج
one two تظاهر شمشیربازبه دفاع و حمله در همان مسیر
richter rauzer attack حمله ریشتر- راوزر در دفاع سیسیلی شطرنج
yogoslav attack حمله یوگوسلاو در واریاسیون دراگون دفاع سیسیلی شطرنج
james lange theory نظریه جیمز- لانگه
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
samisch variation واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
schleman defence دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
russian defence دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
hysterics حمله خنده غیر قابل کنترل حمله گریه
counter riposte حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
vortex breakdown/brust جدایی ناگهانی جریانهای حلقوی از لبه حمله بالهای دلتا در زاویه حمله معین که واماندگی این نوع بالها رانشان میدهد
rio treaty اکوادور ونیکاراگوئه به سال 7491 که به موجب ان در صورت حمله به یک از کشورهای امریکایی همه کشورهای دیگر حق حمله مسلحانه را دارند
hysterogenic حمله تشنجی شبیه حمله
hysteroid حمله تشنجی شبیه حمله
ond shot بیک حمله دریک حمله
defense دفاع وزارت دفاع
one on one دفاع یارگری دفاع تک به تک
self defense دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
front line خط حمله خط حمله یادفاع
target date زمان حمله به هدف یا تاریخ حمله به هدف
post attack بعد از اجرای حمله یا تک وقایع بعد از اجرای حمله
parry دفاع
blocks دفاع
parrying دفاع
blocked دفاع
block دفاع
vindication دفاع
advocacy دفاع
defense دفاع
czech defence دفاع چک
tae دفاع با پا
defend دفاع
parried دفاع
munition دفاع
parries دفاع
one man block تک دفاع
defended دفاع
fencing دفاع
defence دفاع
answers دفاع
answering دفاع
apologias دفاع
defenses دفاع
advocation دفاع
apologia دفاع
defends دفاع
pleading دفاع
defending دفاع
uncovered بی دفاع
answer دفاع
answered دفاع
advocates دفاع کردن
advocate دفاع کردن
kake uke دفاع قلابی
parry of debate دفاع درمنافره
untenable غیرقابل دفاع
internal defense دفاع داخلی
legitimate defence دفاع مشروع
advocating دفاع کردن
kwon دفاع با دست
advocated دفاع کردن
fend دفاع کردن
double guard دفاع با دو دست
plea of accused دفاع متهم
polish defence دفاع لهستانی
position defense دفاع موضعی
janisch defence دفاع شلیمان
position defense دفاع یا پدافندثابت
propugn دفاع کردن از
ego defence دفاع خود
pirc defence دفاع پیرک
janisch defence دفاع یانیش
defensible دفاع کردنی
philidor's defence دفاع فیلیدور
juji uke دفاع ضربدری
defensible قابل دفاع
defensible دفاع پذیر
pierce the block شکافتن دفاع
pillsbury defence دفاع پیلزبری
dutch attack دفاع برد
indefensibility دفاع ناپذیری
opens بی دفاع واریز نش
fencible قابل دفاع
mikazuki uke ushiro geri دفاع هلالی
meran defence دفاع مران
coverage دفاع پوششی
makki دفاع کردن
defends دفاع کردن
penetrate نفوذ در دفاع
penetrated نفوذ در دفاع
defends دفاع کردن از
daylight نفوذ در دفاع
hasty defense دفاع تعجیلی
defend دفاع کردن از
defend دفاع کردن
defended دفاع کردن از
defended دفاع کردن
defending دفاع کردن
morote uke دفاع دوتایی
morote uke دفاع با دست
in self defence برای دفاع
implead دفاع کردن
opens خط بازبی دفاع
opened بی دفاع واریز نش
offensive block دفاع تهاجمی
penetrates نفوذ در دفاع
opened خط بازبی دفاع
open بی دفاع واریز نش
open خط بازبی دفاع
fullback دفاع پوششی
national defense دفاع ملی
national defence دفاع ملی
nagashi uke دفاع پرسی
extended defense دفاع گسترده
stand دفاع مداوم
defending دفاع کردن از
dory defence دفاع دوری
tenability دفاع پذیری
buckler دفاع کردن
yogoslav defence دفاع یوگوسلاو
yogoslav defence دفاع پیرک
zone defence دفاع منطقهای
perceptual defense دفاع ادراکی
ball hawking دفاع خوب
backfield دفاع نفوذی
dog دفاع بسته
dogging دفاع بسته
dogs دفاع بسته
war department وزارت دفاع
ward off دفاع کردن
catenaccio دفاع بتونی
three man block دفاع سه نفره
plead دفاع کردن
pleaded دفاع کردن
to make a d. دفاع کردن
benoni defence دفاع بنونی
pleads دفاع کردن
to stick up for دفاع کردن از
two knights' defence دفاع دو اسب
two man block دفاع دونفره
uchi uke دفاع از داخل
anti menchanized defense دفاع ضدمکانیزه
answer دفاع کردن
defensive منطقه دفاع
indefensible غیرقابل دفاع
defendants دفاع کننده
to defend [from] دفاع کردن [از]
defendant دفاع کننده
answered دفاع کردن
answering دفاع کردن
answers دفاع کردن
alekhine's defence دفاع الخین
the right of self-defence حق دفاع از خود
age ake دفاع بالارونده
active defense دفاع عامل
achi komi دفاع فشاری
opening شکافتن دفاع
deliberate defense دفاع بافرصت
self protection دفاع از نفس
openings شکافتن دفاع
semi circular parry دفاع نیمدایره
sham plea دفاع ناموجه
sham plea دفاع پوچ
assert دفاع کردن از
asserted دفاع کردن از
secretary of defense وزیر دفاع
zone دفاع منطقهای
defensive board دفاع سبد
say a good word for دفاع کردن
scandinavian defence دفاع اسکاندیناویایی
defense in place دفاع در محل
defense in depth دفاع در عمق
department of defense وزارت دفاع
secretary of defence وزیر دفاع
secretary of state for defence وزیر دفاع
zones دفاع منطقهای
asserting دفاع کردن از
simple parry دفاع ساده
composite defense دفاع مرکب
vindicative دفاع کننده
self-defence دفاع از خود
self defence دفاع مشروع
summetrical defence دفاع متقارن
closed variation دفاع تاراش
classical variation دفاع ارتدوکس
right of self defence حق دفاع مشروع
deraign دفاع کردن
replication رونوشت دفاع
d. armour اسلحه دفاع
russian defence دفاع روسی
asserts دفاع کردن از
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com