English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 193 (11 milliseconds)
English Persian
horseflesh خانواده اسب
Search result with all words
mangrove خانواده شاه پسند
mangroves خانواده شاه پسند
family doctor پزشک خانواده
family doctors پزشک خانواده
nation خانواده طایفه
nations خانواده طایفه
koala کوالا جانوری استرالیایی از خانواده خرسها.
koalas کوالا جانوری استرالیایی از خانواده خرسها.
Afro- پیشنود به معنی آمریکایی که خانواده او از آفریقا آمده باشند.
canine وابسته به خانواده سگ سگ مانند
compact مدل حافظه در خانواده Index که فقط به چند کیلو بایت که برنامه اجازه ذخیره شدن میدهد ولی حجم مگابایت برای داده برنامه است
compacted مدل حافظه در خانواده Index که فقط به چند کیلو بایت که برنامه اجازه ذخیره شدن میدهد ولی حجم مگابایت برای داده برنامه است
compacting مدل حافظه در خانواده Index که فقط به چند کیلو بایت که برنامه اجازه ذخیره شدن میدهد ولی حجم مگابایت برای داده برنامه است
compacts مدل حافظه در خانواده Index که فقط به چند کیلو بایت که برنامه اجازه ذخیره شدن میدهد ولی حجم مگابایت برای داده برنامه است
sheikh رئیس خانواده
sheikhs رئیس خانواده
sheiks رئیس خانواده
matriarch رئیسه خانواده
matriarchs رئیسه خانواده
household خانواده
households خانواده
albatross یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
albatrosses یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
families خانواده
family خانواده
medium مدل حافظه خانواده پردازنده Intel x که امکان ارسال چند کیلوبایت داده و تا چند مگا بایت کد میدهد
mediums مدل حافظه خانواده پردازنده Intel x که امکان ارسال چند کیلوبایت داده و تا چند مگا بایت کد میدهد
royalties اعضای خانواده سلطنتی
royalties از خانواده سلطنتی
royalty اعضای خانواده سلطنتی
royalty از خانواده سلطنتی
transistor معروفترین خانواده دروازه و طرح مدار ترانزیستوری که ترانزیستورهای دو قط بی آن مستقیماگ کنترل میشود.
transistors معروفترین خانواده دروازه و طرح مدار ترانزیستوری که ترانزیستورهای دو قط بی آن مستقیماگ کنترل میشود.
crustacean خانواده خرچنگ
crustaceans خانواده خرچنگ
casework مطالعه بسیط اجتماع و محیط فرد یا خانواده برای تشخیص مرض ودرمان
oxide روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
oxides روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
clan خانواده
clans خانواده
broken home خانواده گسیخته
broken homes خانواده گسیخته
rush بوریا انواع گیاهان خانواده سمار یک پر کاه
rushed بوریا انواع گیاهان خانواده سمار یک پر کاه
rushing بوریا انواع گیاهان خانواده سمار یک پر کاه
nuclear families خانواده هستهای
nuclear family خانواده هستهای
patriarch رئیس خانواده
patriarch رئیس خانواده یا طایفه
patriarchs رئیس خانواده
patriarchs رئیس خانواده یا طایفه
ilk خانواده
strips موسس خانواده
familial مربوط به خانواده
paterfamilias بزرگ خانواده
paterfamilias سالار خانواده
wife خانواده
menage خانواده
family planning برنامه ریزی خانواده
family planning تنظیم خانواده
finch سهره وانواع ان خانواده سهره
finches سهره وانواع ان خانواده سهره
aaron's beard گیاهی از خانواده هوفاریقون بنام hypericumcalycinum
acalephe خانواده گزنه دریایی
acarina خانواده کرم جرب
accipitres خانواده لاشخوران
actinide series خانواده اکتینیدها
apiaceae خانواده چتریان
apiaceous وابسته به خانواده چتریان
Apple Mac مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند
Apple Macintosh computer مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند
arachnida خانواده کارتنه
batrachia خانواده غوکان
cetacean وابسته به خانواده بال جانوری که ازخانواده بال باشد
cetaceous وابسته به خانواده بال
cimex سرخک خانواده ساس وسرخک
circuit family خانواده مداری
citrus خانواده مرکبات
clannishly مانند یک خانواده یاقبیله دراتحاد
clannishness خانواده پرستی
clansman عضو خانواده
computer family خانواده کامپیوتر
conjugal family خانواده زن و شوهری
consanguine family خانواده هم خون
convolvulaceous وابسته به خانواده نیلوفرپیچ پیچکی
crocodilian وابسته به خانواده تمساح یانهنگ
cruciferae خانواده چلیپاییان
crustacea خانواده خرچنگ
crustaceous خانواده خرچنگ
culex خانواده پشه
culicidae خانواده پشه
cycas گیاه از خانواده سیکاس
ecomania بیزاری از خانواده
extended family خانواده گسترده
fagaceous وابسته به خانواده الش وزان وبلوط یاشاه بلوط
family budget بودجه خانواده
family expenditure هزینه خانواده
family law حقوق خانواده
family of computers خانواده کامپیوترها
family planning programs برنامههای تنظیم خانواده
Other Matches
rule the roost <idiom> عزیز خانواده بودن ،سوگلی خانواده
gens خانواده
member of a family عضو خانواده
family structure ساخت خانواده
family therapy خانواده درمانی
font family خانواده فونت
gas family خانواده گاز
goodman بزرگ خانواده
type font خانواده حروف
zinnia خانواده گل اهاری
bring home the bacon <idiom> نانآور خانواده
turnix خانواده بلدرچین
turnicidae خانواده بلدرچین
home visit بازدید خانواده
lanthanide series خانواده لانتانیدها
matronymic family خانواده مادرنامی
motorola 000 family خانواده موتورولا
mustelidea خانواده سمور
patriarchate ریاست خانواده
patronymic family خانواده پدرنامی
penates خدایان خانواده
schizogenic family خانواده اسکیزوفرنی زا
sheik رئیس خانواده
subfamily خانواده فرعی
the girls دخترهای یک خانواده
to maintain one's family خانواده خود را
viverrine خانواده گربه زباد
pyralidid خانواده بزرگی ازپروانه ها
urticaceous وابسته به خانواده گزنه
salicaceous وابسته به خانواده بید
lady bird سوسک خانواده Coccinellidae
saltbush خانواده گیاهان قازایاغی
nabid خانواده کک و ساس و حشرات
nabidae خانواده کک و ساس و حشرات
lobelia خانواده گیاهان لوبلیا
napoleonic وابسته به خانواده ناپلئون
materfamilas مادر خانواده کدبانو
lady beetle سوسک خانواده Coccinellidae
ganoidei خانواده سگ ماهی مینافلسان
to return to the fold [family] به خانواده خود برگشتن
wear the pants in a family <idiom> رئیس خانواده بودن
He left his family in Europe . خانواده اش را دراروپ؟ گذاشت
family men مرد خانواده - دوست
family size تعداد افراد خانواده
family man مرد خانواده - دوست
born in the purpule عضو خانواده سلطنتی
pteridophyta گیاهان اوندی خانواده سرخس
pteridophyte گیاهان اوندی خانواده سرخس
A curse has been laid on the family . خانواده لعنت شده یی است
stuart خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
tudor خانواده سلطنتی تودور درانگلیس
santalaceous وابسته به تیره یا خانواده صندل
styloipodium ته خامه گیاهان خانواده هویج
plantagenet خانواده سلطنتی پلانتاژنت انگلیس
to provide for one's family خوارباربرای خانواده خودتهیه کردن
leguminous وابسته به خانواده پروانه اسایان
feverweed دستهای از گیاهان خانواده بوقناق
gadoid وابسته به خانواده ماهی روغن
habit family hierarchy سلسله مراتب عادتهای هم خانواده
Generosity runs in the family. سخاوت دراین خانواده ارثی است
I am the bread winner of the family . نان آور خانه ( خانواده ) هستم
gasteropod حیوانات ناعمه خانواده راب یاحلزون
ferula خانواده انقوزه وشقاقل و رازیانه ومانندانها
maccabees خانواده میهن پرستان مکابی یهود
vestal روستایی وابسته به الهه کانون خانواده
sequoia سرخ چوب که ازدختان خانواده کاج
Our grandmother wears the trousers ( breeches , pants ) in our family . مادر بزرگمان مرد خانواده است
He did it for the sake of his family . محض خاطر خانواده اش این کاررا کرد
paulownia جنسی از درختان کوچک چین از خانواده گل خوک
one of the most respected families یکی از خانواده های بسیار محترم شمرده
pocket borough حوزه انتخاباتی تحت نفوذ یک نفر یا یک خانواده
he is a shame to his family ننگ یامایه رسوایی خانواده خود میباشد
lancastrian در انگلیس طرفدار یاعضو خانواده سلطنتی لنکستر
There seems to be a jinx on that family. به نظر می رسد که این خانواده جادو شده است.
geometrid خانواده پروانه یابندهای باریک بدن پروانههای هندسی
ling ماهی روغنی اروپای شمالی وامریکا از خانواده gadidae
fleur de lis گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
fleur de lys گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
page of presence لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
rhythm method روش تنظیم خانواده از راه شناخت دوران باروری زن
flower de luce گل زنبق یاسوسن :نشان خانواده سلطنتی فرانسه درقدیم
Main Street [American English] کسب و کار و خانواده های متوسط در اجتماعی به عنوان یک گروه
page of bonour لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
knight marshal کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
What does Main Street think of this policy? بازاریها و خانواده های متوسط چه نظری در باره این سیاستمداری دارند؟
homestay خانواده مهمان دار [کسی که برای آموزش زبان یا فرهنگ در آن کشور می گذراند]
ttl خانواده معروف دروازههای منط قی و طرح موارد ترانزیستوری سریع که ترانزیستور دو قط بی آن مستقیماگ وصل شده اند.
tiny model مدل حافظه خانواده پردازنده Intel که امکان وجود چندین کیلوبایت داده وکد را ایجاد میکند
kratom [درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
vane pump خانواده وسیعی از پمپهای سیالات که در ان سطوح تخت در محفظههای خارج ازمرکز دور تا دور شفت گردنده دوران میکنند
rosaceous از خانواده گل سرخ شبیه گل سرخ
oxtongue گل گاو زبان خانواده گل گاو زبان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com