English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
short side خط بازیگران با تعداد کمتری بازیگر دهانه دروازه
Other Matches
field player بازیگران جز دروازه بان بازیگر ثابت
multiplexor مداری که تعددی ورودی را به تعداد کمتری خروجی ترکیب میکند
mux مداری که تعدادی ورودی را به تعداد کمتری خروجی ترکیب میکند
goal mouth دهانه دروازه
handball بازی بین دو تیم هفت نفره با شش بازیگر ویک دروازه بان
slant بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
slanted بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
slants بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
yardage تعداد یاردهای بدست امده بازیگر یا تیم فوتبال امریکایی
scorecards کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
scorecard کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
senior مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
seniors مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
delayed penalty چشمپوشی از پنالتی وقتی تعداد بازیگر کمتر چهار نفردر یک تیم شود
penalty kicker بازیگر ماهر که هنگام کم شدن تعداد افراد تیم نقش مهمی در دفاع دارد
ULA قطعهای که حاوی تعداد مدار منط قی جدا و دروازه هایی که سپس توسط مشتری وصل می شوند تا تابع مورد نظررا انجام دهند
team handball court مربع مستطیل 04 در 02 متر که باخطی به موازات خط دروازه به دو قسمت تقسیم شده وهر منطقه یک دروازه دارد
passout پاس از پشت دروازه به یاردر جلوی دروازه
muzzle energy انرژی جنبشی پرتابه درلحظه خروج از دهانه که نسبت به دهانه اندازه گیری میشود
send in وارد کردن بازیگر به زمین فرستادن بازیگر به میدان
stacked قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stack قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
kick save نجات دروازه با پای دروازه بان
bays دهانه خلیج دهانه گشاد
baying دهانه خلیج دهانه گشاد
bay دهانه خلیج دهانه گشاد
bayed دهانه خلیج دهانه گشاد
undercut ببهای کمتری
undercuts ببهای کمتری
double footed بازیگر چپ پا- راست پا بازیگر با هردو پا
combinatorics محاسبه تعداد موارد یکسان تعداد راههای انجام یک کار ترکیب شناسی
to mark down an article بهای کمتری بر کالایی گذاشتن
much little هنگامی که درجه کمتری مقصود باشد
roundest تعداد تیر تعداد شلیک دور
round تعداد تیر تعداد شلیک دور
goal judge داور پشت دروازه لاکراس داور دروازه واترپولو
cross kick ضربه با پا به سمت دیگرزمین که مدافع کمتری دارد
elements دروازه یا ترکیبی از دروازه ها
element دروازه یا ترکیبی از دروازه ها
odder ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
odd ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
oddest ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
concentrates ترکیب تعدادی خط یا دایره یا داده برای اینکه فضای کمتری اشغال کنند
concentrate ترکیب تعدادی خط یا دایره یا داده برای اینکه فضای کمتری اشغال کنند
concentrating ترکیب تعدادی خط یا دایره یا داده برای اینکه فضای کمتری اشغال کنند
tompion دهانه بند لوله توپ دهانه بند
Huffman code کد فشرده سازی داده که حروف ای که اغلب نرخ می دهند فضای بیت کمتری اشغال می کنند
players بازیگران
flash defilade پنهان کردن برق دهانه توپ استتار برق دهانه توپ
the profession جماعت بازیگران
dramatis personoe بازیگران نمایش
registration of player نامنویسی بازیگران
buckets جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
bucket جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
move list فهرست بازیگران غیرفعال
pavilions باشگاه بازیگران در انگلستان
scorecards برگه نام بازیگران
personage شخصیت بازیگران داستان
designated tournament مسابقه بهترین بازیگران
personages شخصیت بازیگران داستان
scorecard برگه نام بازیگران
green room انتظارگاه یاخلوتگاه بازیگران
company دسته هیئت بازیگران
solids تیمی با بازیگران خوب
seeding رده بندی بازیگران
solid تیمی با بازیگران خوب
companies دسته هیئت بازیگران
pavilion باشگاه بازیگران در انگلستان
overrunning دادهای که گیرنده گم کرده بود چون سنکرون بندد و یا با سرعت کمتری از ارسال کننده عمل ماکرو و بافر ندارد
overruns دادهای که گیرنده گم کرده بود چون سنکرون بندد و یا با سرعت کمتری از ارسال کننده عمل ماکرو و بافر ندارد
overrun دادهای که گیرنده گم کرده بود چون سنکرون بندد و یا با سرعت کمتری از ارسال کننده عمل ماکرو و بافر ندارد
horses بازیگران قوی تیم مهاجم
dugout پناهگاه کنار زمین بازیگران
taxied عضو گروه بازیگران قراردادی
taxiing عضو گروه بازیگران قراردادی
taxies عضو گروه بازیگران قراردادی
troupe دسته بازیگران ونمایش دهندگان
standings فهرست نام بازیگران یا تیمها
greenroom اطاق انتظاریا خلوتگاه بازیگران
dugouts پناهگاه کنار زمین بازیگران
bases boaded ضربه با حضور بازیگران درپایگاههای 1 و 2 و 3
greenrooms اطاق انتظاریا خلوتگاه بازیگران
taxi عضو گروه بازیگران قراردادی
troupes دسته بازیگران ونمایش دهندگان
opera hat کلاه نرم که بازیگران برسرمیگذارند
fall wool پشم پاییزه [پشمی که در پاییز چیده می شود و مرغوبیت کمتری از پشم بهاره دارد.]
goalpost تیر دروازه تیر عمودی دروازه
goalposts تیر دروازه تیر عمودی دروازه
huddling گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
prim buffa سردسته بازیگران یاخوانندگان زنانه در کمدی
huddles گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
huddled گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
scenarios دستورنوشته ورود وخروج بازیگران نمایش
huddle گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
pro am مسابقه گلف بازیگران حرفهای و اماتور
scenario دستورنوشته ورود وخروج بازیگران نمایش
taxi squad گروه بازیگران قراردادی درباشگاه حرفهای
open پروتکل شبکه ICP/IP که بستههای داده را دارد مسیر میکند که حجم داده کمتری داشته باشد
opened پروتکل شبکه ICP/IP که بستههای داده را دارد مسیر میکند که حجم داده کمتری داشته باشد
opens پروتکل شبکه ICP/IP که بستههای داده را دارد مسیر میکند که حجم داده کمتری داشته باشد
up and back بازیگران عقب و جلو در بازی تنیس دوبل
penalty time keeper حساب نگهدار پنالتیهاو مدت اخراج بازیگران
clean the bases ضربه زدنی که بازیگران درپایگاهها را به پایگاه اصلی می رساند
disabled list فهرست بازیگران اسیب دیده ومحروم از چند بازی
call time تام یک دقیقهای مربی برای راهنمایی کردن بازیگران
golf cart گاری دوچرخه برای حمل وسایل بازیگران در زمین گلف
zone ride کنار رفتن بعضی از بازیگران حریف برای دفاع از یک منطقه
rotation چرخش بازیگران والیبال به شکل عقربه ساعت از محل سرو زدن
Anyone can count the seeds in an apple, but only Gold can count the number of apples in a seed. هر کسی نمی تواند تعداد دانه های داخل یک سیب را بشمارد اما فقط خدا می تواند تعداد سیب های نهفته در یک دانه را بشمارد
dress rehearsals اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند
dress rehearsal اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند
grease paint رنگ روعنی برای رنگ کردن صورت بازیگران
goal دروازه
portals دروازه
portal دروازه
port دروازه
hoops دروازه
gates دروازه
gate دروازه
goal area line خط دروازه
hoop دروازه
barbican دروازه
barbacan دروازه
goals دروازه
gateways دروازه
gateway دروازه
goalar دروازه بان
goal دروازه بان
goalkeepers دروازه بان
between the pipes تیر دروازه
keeper دروازه بان
goalkeeper دروازه بان
gatekeeper دروازه بان
gate keeper دروازه بان
wicket دروازه کوچک
goalie دروازه بان
goalies دروازه بان
gatekeepers دروازه بان
goals دروازه بان
wickets دروازه کوچک
in goal دروازه بان
keepers دروازه بان
puck stopper دروازه بان
starting gate دروازه شروع
tend goal حفظ دروازه
goal posts پایههای دروازه
saved نجات دروازه
goal keeper line خط دروازه بان
goal keeper دروازه بان
goal tender دروازه بان
saves نجات دروازه
goal crease محوطه دروازه
save نجات دروازه
octroi مالیات دم دروازه
octroi دروازه بانی
own goal گل به دروازه خودی
own goals گل به دروازه خودی
tend goal دروازه بانی
goal area منطقه دروازه
hoop دروازه کروکه
gateposts بازوی دروازه
gatepost بازوی دروازه
keep goal دروازه بانی
logic gate دروازه منطقی
hoops دروازه کروکه
attacting zone منطقه دروازه
mouthpiece دهانه
waterways دهانه
mouthless بی دهانه
orifice of the stomack دهانه
head دهانه
branching bay دهانه
drowned river mouth دهانه
opening دهانه
openings دهانه
firth دهانه
yoke دهانه
mouthpieces دهانه
nozzles دهانه
nozzle دهانه
outfall دهانه
drift loading دهانه
embouchure دهانه
waterway دهانه
spouting دهانه
spanning دهانه
spans دهانه
muzzle دهانه
muzzled دهانه
spouts دهانه
span دهانه
spanned دهانه
muzzles دهانه
jetting دهانه
mouths دهانه
mouthing دهانه
mouthed دهانه
mouth دهانه
estuary دهانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com