Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (9 milliseconds)
English
Persian
Mind you.
<idiom>
خوب گوش بده ،توجه کن
Search result with all words
favored
توجه مرحمت
favoring
توجه مرحمت
favors
توجه مرحمت
favour
توجه مرحمت
favouring
توجه مرحمت
favours
توجه مرحمت
favoured
طرف توجه
focus
متمرکز کردن توجه
focused
متمرکز کردن توجه
focuses
متمرکز کردن توجه
focussed
متمرکز کردن توجه
focusses
متمرکز کردن توجه
focussing
متمرکز کردن توجه
lure
طعمه یا چیزجالبی که سبب عطف توجه دیگری شود
lured
طعمه یا چیزجالبی که سبب عطف توجه دیگری شود
lures
طعمه یا چیزجالبی که سبب عطف توجه دیگری شود
luring
طعمه یا چیزجالبی که سبب عطف توجه دیگری شود
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
weighting
مرتب کردن کاربران , برنامه ها یا تاریخ با توجه به اهمیت یا اولویت آنها
unheard
بی سابقه توجه نشده
remark
توجه
remarked
توجه
remarking
توجه
remarks
توجه
service
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
serviced
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
ward
نگهداری کردن توجه کردن
wards
نگهداری کردن توجه کردن
logic
ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
warning
توجه به خط ر ممکن
warnings
توجه به خط ر ممکن
polarities
توجه به قطب
polarity
توجه به قطب
notation
ثبت توجه
notations
ثبت توجه
title
مشخصات دیسک با توجه به محتوای آن
titles
مشخصات دیسک با توجه به محتوای آن
colour
شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
colour
امکانی در گرافیک یا برنامههای کاربردی DTP که به کاربر امکان میدهد رنگهای خاص با توجه به CMYK و RGB بسازد و سپس ناحیهای را با این رنگ پر کند
colour
احساسی که توسط چشم با توجه به پاسخ آن به فرکانسهای نور مختلف داده میشود
colours
شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
colours
امکانی در گرافیک یا برنامههای کاربردی DTP که به کاربر امکان میدهد رنگهای خاص با توجه به CMYK و RGB بسازد و سپس ناحیهای را با این رنگ پر کند
colours
احساسی که توسط چشم با توجه به پاسخ آن به فرکانسهای نور مختلف داده میشود
background
فرآیندی که در هر زمانی و بدون توجه به کاربر اجرا میشود
backgrounds
فرآیندی که در هر زمانی و بدون توجه به کاربر اجرا میشود
audit
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
audit
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
audited
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
audited
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
auditing
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
auditing
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
audits
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
audits
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
attention
توجه
attention
سیگنال وقفه که نیاز به توجه پردازنده دارد
attention
توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
attentions
توجه
attentions
سیگنال وقفه که نیاز به توجه پردازنده دارد
attentions
توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
regard
رعایت توجه
regard
توجه
regarded
رعایت توجه
regarded
توجه
regards
رعایت توجه
regards
توجه
care
توجه
cared
توجه
cares
توجه
auspices
حسن توجه
bullet
در مقابل یک خط متن برای جلب توجه به آن خط
bullets
در مقابل یک خط متن برای جلب توجه به آن خط
aftercare
توجه و موافبت درمرحلهء نقاهت
re
با توجه به
re-
با توجه به
autism
عدم توجه بعالم مادی
reference
توجه کردن یا کار کردن با چیزی
references
توجه کردن یا کار کردن با چیزی
branch
جدولی که نشان میدهد در برنامه با توجه به نتیجه بررسی به کجا باید جهش کرد
branches
جدولی که نشان میدهد در برنامه با توجه به نتیجه بررسی به کجا باید جهش کرد
flag
جلب توجه برنامه در شبکه در حین اجرا برای تامین نتیجه یا گزارش دادن یا اعدام یک چیز خالص
flags
جلب توجه برنامه در شبکه در حین اجرا برای تامین نتیجه یا گزارش دادن یا اعدام یک چیز خالص
interest
توجه نظر
interests
توجه نظر
scope
نقطه توجه طرح نهایی
assist
حضور بهم رساندن توجه کردن
assisted
حضور بهم رساندن توجه کردن
assisting
حضور بهم رساندن توجه کردن
assists
حضور بهم رساندن توجه کردن
signal
پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه
signaled
پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه
signalled
پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه
child
یک رکورد داده که تنها با توجه به محتوی رکوردهای موجوددیگر میتواند ایجاد شود
striking
قابل توجه
strikingly
قابل توجه
welfare state
دولتی که به خدمات اجتماعی توجه خاص دارد
significant
قابل توجه حاکی از
significantly
قابل توجه حاکی از
uninterested
بی دخل وتصرف بدون توجه
doctrinaire
کسیکه نظریات واصول خود رابدون توجه به مقتضیات میخواهد اجرا کند
doctrinaire
کسی که می خواهد نظریات و اصول خودرا بدون توجه به مقتضیات اجرا کند
Other Matches
screamer
اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
draw attention
توجه کسی را جلب کردن توجه جلب شدن
favourites
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
questionof interest
پرسشهای جالب توجه موضوعهای جالب توجه
favourite
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favorites
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
attentiveness
توجه
NB
توجه!
attention to orders
توجه
listlessly
بی توجه
listless
بی توجه
oblivious
بی توجه
inattentive
بی توجه
keep
توجه
heedfulness
توجه
heedfully
با توجه
heed
توجه
keeps
توجه
heeded
توجه
heeding
توجه
heeds
توجه
mindfulness
توجه
tendance
توجه
note
توجه
notes
توجه
noting
توجه
turn to
توجه
unconsidered
بی توجه
mindfully
با توجه
attendances
توجه
attendance
توجه
advertence
توجه
unresponsive
بی توجه
adverence
توجه
assiduity
توجه
advertency
توجه
attends
توجه کردن
consideration
توجه مراعات
liberal
جالب توجه
notice
توجه اطلاع
consideration
توجه تامل
attending
توجه کردن
welfare
توجه کردن
considerations
توجه مراعات
liberals
جالب توجه
considerable
قابل توجه
eye catcher
چیزجالب توجه
figure on
توجه کردن
field of attention
میدان توجه
noticed
توجه اطلاع
yummy
جالب توجه
attend
توجه کردن
considerations
توجه تامل
noticing
توجه اطلاع
marks
توجه کردن
mark
توجه کردن
introversion
توجه بدرون
intentness
سرگرمی توجه
hypoprosexia
فقدان توجه
look after
توجه داشتن به
notices
توجه اطلاع
hypoprosessis
فقدان توجه
favor
توجه مرحمت
cautioned
توجه کنید
attention span
فراخنای توجه
wistfully
با دقت و توجه
tents
توجه کردن
notwithstanding
بدون توجه
inattention
عدم توجه
inattention
فقدان توجه
tent
توجه کردن
at nurse
در توجه دایه
attention deficit
کاستی توجه
attention getting
توجه طلب
unwitting
بی توجه بی هوش
attention seeking
توجه طلب
attention to orders
توجه کنید
cautions
توجه کنید
cautioning
اخطار توجه
cautioning
توجه کنید
unscrupulous
بی توجه به نیک و بد
noticeable
قابل توجه
devil may care
بی توجه به مقام
detraction
کاهش توجه
notable
جالب توجه
notables
جالب توجه
engaging
جالب توجه
interesting
جالب توجه
auspice
حسن توجه
cautions
اخطار توجه
caution
توجه کنید
caution
اخطار توجه
cautioned
اخطار توجه
span of attention
فراخنای توجه
riding high
<idiom>
جالب توجه
get with it
<idiom>
توجه کردن
Your attention please.
توجه فرمایید !توجه فرمایید !
Take care of the infant.
از نوزاد توجه کن
wistfulness
توجه دقت
to watch over
توجه کردن
to take keep
توجه کردن
to llok
توجه کردن
to drive at
توجه داشتن به
on this
<adv.>
با توجه به این
hereunto
<adv.>
با توجه به این
hereto
<adv.>
با توجه به این
for this purpose
<adv.>
با توجه به این
concerning this
<adv.>
با توجه به این
as to that
<adv.>
با توجه به این
focal point
کانون توجه
pay attention
<idiom>
توجه کردن
perpend
توجه کردن
remarkable
قابل توجه
see after
توجه داشتن به
safe keeping
حفافت توجه
substantial
قابل توجه
tendencies
توجه استعداد
tendency
توجه استعداد
oyez
توجه کنید
pay respect to
توجه داشتن به
observingly
از روی توجه
self care
توجه از خود
noteworthy
قابل توجه
nota bene
توجه شود
to be d. to
توجه نکردن به
tentless
بی توجه بی دقت
take care of
توجه کردن از
nota bene
قابل توجه
remarkable
جالب توجه
primary interest
هدف توجه اصلی
it is to be noted that
باید توجه کردکه
prevenance
توجه باحتیاجات دیگران
an interesting story
حکایت جالب توجه
it askes for attention
توجه لازم دارد
as regards
با توجه به اینکه اما
as respects
با توجه به اینکه اما
polestar
هادی مورد توجه
meticulous attention
دقت و توجه زیاد
assiduity
توجه و دقت مداوم
dandyism
توجه زیاد به لباس
objective point
سمت مورد توجه
object point
سمت مورد توجه
lionization
توجه زیاد به شخص
Please note
[that]
...
قابل توجه است که
accountable strength
استعداد قابل توجه
Notice the details!
توجه کنید به جزییات !
notice to airmen
قابل توجه خلبانان
quaitly
بطورغریب وجالب توجه
without respect to the result
بدون توجه به نتیجه
selective inattention
عدم توجه انتخابی
unregarded
مورد توجه قرارنگرفته
under his majesty's patronage
با سرپرستی و توجه اعلیحضرت
unco
جالب توجه عجیب
turn to
عطف توجه مراجعه
favourite or vor
مقرب طرف توجه
to lose interest
جلب توجه نکردن
to call
توجه کسیراجلب کردن
drawing card
چیز جالب توجه
drawing card
موجب جلب توجه
uninteresting
غیر جالب توجه
To take into consideration. To consider.
مورد توجه قراردادن
attention key
کلید جلب توجه
as respects ...
درباره ...
[با توجه به اینکه... ]
providental
مربوط به توجه پروردگار
to come in to notice
جلب توجه کردن
quaintness
غرابت جالب توجه
inadvertenly
ازروی عدم توجه
Without regard for prices .
بدون توجه به قیمتها
etx
توجه مشابه EOT
attentively
از روی دقت یا توجه
attending
توجه یا رسیدگی کردن
attends
توجه یا رسیدگی کردن
lively
جالب توجه سرزنده
liveliest
جالب توجه سرزنده
distract
منحرف کردن توجه
tents
خیمه زدن توجه
tent
خیمه زدن توجه
distracts
منحرف کردن توجه
favouritism
افراد مورد توجه
orientating
توجه بسوی خاور
orientates
توجه بسوی خاور
interestingly
بطور قابل توجه
interestingly
بطور جالب توجه
chunk
مقدار قابل توجه
livelier
جالب توجه سرزنده
orientate
توجه بسوی خاور
chunks
مقدار قابل توجه
attend
توجه یا رسیدگی کردن
converge
توجه بیک نقطه یا یک مقصدمشترک
converged
توجه بیک نقطه یا یک مقصدمشترک
theocentrism
توجه بخدا خدا دوستی
it is interesting to me
برای من جالب توجه است
converging
توجه بیک نقطه یا یک مقصدمشترک
extroversion
توجه شخص به بیرون از خود
evil favoured
طرف توجه دارای امتیازات
to receive attantion
مورد توجه قرار گرفتن
to take notice
ملتفت بودن توجه کردن
to turn a d. ear to
توجه نکردن به بی اعتنایی کردن به
ingratiating
طرف توجه قرار دادن
ingratiates
طرف توجه قرار دادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com