English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English Persian
front underlock خیمه کامل و پریدن به پشت حریف
Other Matches
screening پریدن جلو دید تیم حریف درهنگام سرو زدن
high leg attack and shoulder control زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
double leg pick up زیر و عوض کردن دست و افت کامل حریف کشتی
underhook گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
head and arm هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
gain ground ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
loops حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
looped حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
side sweep and over under گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
full mobilization تحرک کامل بحرکت دراوردن کامل
full annealing بازپخت کامل تاباندن کامل
full scale باندازه کامل بمقیاس کامل
completed case جعبه کامل خشاب کامل
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
face off رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
binds خیمه
tent خیمه
tabernacle خیمه
canopies خیمه
bind خیمه
canopy خیمه
tents خیمه
lodged خیمه زدن
front headlock and leg lever in knee خیمه زدن
pitch خیمه زدن
pitches خیمه زدن
tentmaker خیمه دوز
tentage خیمه زنی
wigwam خیمه مسکن
wigwams خیمه مسکن
puppet show خیمه شب بازی
hovel پناهگاه خیمه
hovels پناهگاه خیمه
maroczy bind خیمه ماروکسی
puppetry خیمه شب بازی
tenter خیمه دوز
lodges خیمه زدن
lodge خیمه زدن
camp خیمه سرا
puppeteer خیمه شب باز
decamps خیمه بر بستن
puppeteers خیمه شب باز
decamp خیمه بر بستن
encage خیمه برپاکردن
decamped خیمه بر بستن
decamping خیمه بر بستن
fantoccini عروسک خیمه شب بازی
marquees خیمه بزرگ سایبان
marquee خیمه بزرگ سایبان
pavilion درکلاه خیمه زدن
pavilions درکلاه خیمه زدن
encamped خیمه برپا کردن
encamp خیمه برپا کردن
teepee خیمه سرخ پوستان
booth سایبان خیمه پاسگاه
booths سایبان خیمه پاسگاه
tenter مستحفظ خیمه دار
underhook خیمه و رکبی زدن
encamping خیمه برپا کردن
encamps خیمه برپا کردن
jumping jack عروسک خیمه شب بازی
tents خیمه زدن توجه
pitches خیمه زدن برپاکردن
tent خیمه زدن توجه
pitch خیمه زدن برپاکردن
Punch and Judy shows نمایش خیمه شب بازی
Punch and Judy show نمایش خیمه شب بازی
puppets عروسک خیمه شب بازی
puppet عروسک خیمه شب بازی
tepees خیمه مخروطی سرخ پوستان
tepee خیمه مخروطی سرخ پوستان
marionette عروسک خیمه شب بازی نوعی مرغابی
marionettes عروسک خیمه شب بازی نوعی مرغابی
scaramouche عروسک دلقک نمای خیمه شب بازی
yurt خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه
yurta خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه
scaramouch عروسک دلقک نمای خیمه شب بازی
imago حشره کامل و بالغ اخرین مرحله دگردیسی حشره که بصورت کامل و بالغ در میاید
to pull the wires سیمهای عروسک خیمه شب بازی رادردست داشتن
thorough بطور کامل کامل
springs پریدن
skips پریدن
spring پریدن
start up از جا پریدن
skipped پریدن
skip پریدن
to take off پریدن
jumps پریدن
popping پریدن
to take ones flight پریدن
to start up از جا پریدن
jumped پریدن
jump پریدن
glide سبک پریدن
shied ازجا پریدن
pole vault بانیزه پریدن
to skip rope از طناب پریدن
To jump . To be startled. ازجا پریدن
kickover زدن و پریدن
stows پریدن انباشتن
stowing پریدن انباشتن
shying ازجا پریدن
stowed پریدن انباشتن
glided سبک پریدن
stow پریدن انباشتن
shies ازجا پریدن
hip جستن پریدن
hips جستن پریدن
snap a person's head off بکسی پریدن
snap a person's nose off بکسی پریدن
glides سبک پریدن
splash line خط پریدن به اب در غواصی
bail out پریدن از هواپیما
shyest ازجا پریدن
shyer ازجا پریدن
skitter پریدن وسرخوردن
pole vaults بانیزه پریدن
to fly away پریدن ورفتن
pops پراندن پریدن
shy ازجا پریدن
popped پراندن پریدن
pop پراندن پریدن
vault جست زدن پریدن
bail out پریدن و شیرجه رفتن در اب
To jump across the stream. ازروی نهر آب پریدن
spout پریدن فواره زدن
takeoffs ازجا پریدن وبلندشدن
spouted پریدن فواره زدن
spouting پریدن فواره زدن
spouts پریدن فواره زدن
takeoff ازجا پریدن وبلندشدن
vaults جست زدن پریدن
bucks ازروی خرک پریدن
fly پرواز کردن پریدن
to d. a leap جرات پریدن کردن
hurdles از روی مانع پریدن
fly گریختن پریدن پرواز
hods بالا وپایین پریدن
hod بالا وپایین پریدن
hurdle از روی مانع پریدن
buck ازروی خرک پریدن
tumble جست وخیز کردن پریدن
bounce پریدن گزاف گویی کردن
To go for each other. بیکدیگر پریدن ( نزاع کردن )
spring حالت ارتجاعی فنر پریدن
tumbles جست وخیز کردن پریدن
bounced پریدن گزاف گویی کردن
hurdles از روی پرچین یاچارچوب پریدن
jounce بشدت بالا و پایین پریدن
bucks بالا پریدن وقوز کردن
buck بالا پریدن وقوز کردن
hurdle از روی پرچین یاچارچوب پریدن
springs حالت ارتجاعی فنر پریدن
tumbled جست وخیز کردن پریدن
bounces پریدن گزاف گویی کردن
jump پریدن با چتر پرش اسب از مانع
crash the gate <idiom> بی دعوت رفتن ،پابرهنه وسط پریدن
to snap one's nose or head off بکسی پریدن واوقات تلخی کردن
to jump up at somebody به کسی پریدن [مانند سگ دوستانه یا خوشحال]
To jump down somebodys throat. ناگهان وسط حرف کسی پریدن
jumps پریدن با چتر پرش اسب از مانع
jumped پریدن با چتر پرش اسب از مانع
to jackknife با بدن سیخ از روی خرک حلقه پریدن [ژیمناستیک]
bail out به قید کفیل ازاد کردن و شدن با پاراشوت از هواپیما پریدن
rush برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
rushed برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
rushing برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
steer wrestling پریدن از اسب به گردن گاو وفرود امدن او به زمین باپیچاندن گردنش
to jump on somebody به کسی پریدن [زود ایراد گرفتن از کاری که کرده شده یا چیزی که گفته شده]
skydive پریدن از هواپیما با چتر ومانور پیش از بازشدن چتر
matches حریف
rivalled حریف
rivaling حریف
d. cut d. حریف
opponent حریف
match حریف
foe حریف
rivaled حریف
opponents حریف
rivalling حریف
adversaries حریف
adversarial حریف
foes حریف
challengers حریف
competitor حریف
rival حریف
competitors حریف
challenger حریف
rivals حریف
adversary حریف
ended زمین حریف
ends زمین حریف
victims حریف ضعیف
victim حریف ضعیف
jack of all trades همه فن حریف
end زمین حریف
jacks of all trades همه فن حریف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com