English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (13 milliseconds)
English Persian
threepenny دارای ارزش سه پنی
Search result with all words
avail بدرد خوردن دارای ارزش بودن
fivepenny دارای ارزش پنج پنس
warrantable دارای ارزش برای شهادت
Other Matches
book value ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
ad valorem به نسبت ارزش کالا براساس ارزش
neoclassical theory of value تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
value added قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
ends با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
end با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ended با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
axiological وابسته به ارزش ها یا علم ارزش ها
no par value بدون ارزش واقعی بی ارزش
capital gain منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
carry با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carries با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carrying با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carried با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
currency devaluation کاهش رسمی ارزش پول تضعیف ارزش پول
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
unvalued بی ارزش
worthless بی ارزش
trivalence سه ارزش
trivalency سه ارزش
value ارزش
shotten بی ارزش
price ارزش
avail ارزش
no par بی ارزش
punks بی ارزش
low grade کم ارزش
naught بی ارزش
market value ارزش
low level کم ارزش
fustian بی ارزش
good for nothing بی ارزش
punk بی ارزش
rubbish بی ارزش
prices ارزش
valueless بی ارزش
big ticket با ارزش
brummagem بی ارزش
regardant با ارزش
brummagem کم ارزش
picayune بی ارزش
picayubnish بی ارزش
junky بی ارزش
worth ارزش
worm eaten بی ارزش
worthiness ارزش
rewarding پر ارزش
small change کم ارزش
cost ارزش
treasure با ارزش
worth با ارزش
valuing ارزش
raffish بی ارزش
values ارزش
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
exchange value ارزش مبادله
hawed چیز بی ارزش
disvalue بی ارزش کردن
equity capital ارزش ویژه
end value ارزش انتهایی
exchange value ارزش مبادلهای
expected value ارزش منتظره
economic value ارزش اقتصادی
cheap کم ارزش پست
diagnostic value ارزش تشخیصی
nothing بی ارزش ابدا
cheaper کم ارزش پست
haws چیز بی ارزش
haw چیز بی ارزش
hawing چیز بی ارزش
differential cost ارزش نهایی
face value ارزش اسمی
belittled کم ارزش کردن
gross value ارزش ناخالص
heat of combustion ارزش گرمایی
heat value ارزش گرمایی
belittle کم ارزش کردن
heating value ارزش گرمایی
esteem رعایت ارزش
increase in value افزایش ارزش
belittles کم ارزش کردن
belittling کم ارزش کردن
debunk کم ارزش کردن
depreciation کم ارزش شمردن
face value ارزش صوری
final value ارزش نهایی
debunks کم ارزش کردن
debunking کم ارزش کردن
value of assets ارزش دارائی ها
debunked کم ارزش کردن
influence value ارزش تاثیر
forfeiture تنزل ارزش
valuation ارزش گذاری
book value ارزش دفتری
downgrading کم ارزش کردن
downgrades کم ارزش کردن
call by value فراخوانی با ارزش
call price ارزش اسمی
calorific value ارزش گرمایی
valuations ارزش گذاری
belittlement کم ارزش سازی
absolute value ارزش مطلق
absolute volue ارزش مطلق
added value ارزش افزوده
auxiliary value ارزش کومکی
average value ارزش میانگین
axiology علم ارزش ها
valence توان ارزش
axiology ارزش شناسی
cost finding ارزش یابی
base rate ارزش اولیه
coupling valve ارزش اتصال
critical value ارزش بحرانی
rubbish چیزپست و بی ارزش
declared value ارزش افهارشده
decrease in value کاهش ارزش
caloric value ارزش گرمایی
cost account ذکر ارزش
commercial value ارزش تجارتی
code value ارزش رمز
capital value ارزش سرمایه
capital value ارزش سرمایهای
capital value ارزش فعلی
capitalized value ارزش سرمایهای
downgraded کم ارزش کردن
downgrade کم ارزش کردن
base rates ارزش اولیه
cheapest کم ارزش پست
surrender value ارزش بازخرید
survival value ارزش بقا
theory of value نظریه ارزش
valorization تعیین ارزش
value theory نظریه ارزش
threshold value ارزش استانهای
tinker's dam چیزبی ارزش
tinker's damn چیزبی ارزش
truth value ارزش درستی
undervaluation کم ارزش گذاری
use by value استفاده با ارزش
use value ارزش استفاده
use value ارزش استعمال
valuably بطور با ارزش
surplus value ارزش اضافی
subjective value ارزش ذهنی
present worth ارزش حال
present worth ارزش فعلی
prime cost ارزش اولیه
production cost ارزش ساخت
quantitative value ارزش کمی
quantitative value ارزش مقداری
real value ارزش واقعی
rental value ارزش اجارهای
salavage value ارزش اسقاطی
scrap value ارزش اسقاطی
salvage value ارزش بازیافتنی
scale value ارزش مقیاسی
store of value منبع ارزش
value added ارزش افزوده
present value ارزش فعلی
heritage asset میراث با ارزش
kitsch هنر بی ارزش
value analysis تحلیل ارزش
value as security ارزش تضمین
value date تاریخ ارزش
value for money ارزش پول
value in exchange ارزش مبادله
value in use ارزش استفاده
capital ارزش ویژه
value in use ارزش استعمال
value of money ارزش پول
waff نظر بی ارزش
indexation ارزش ترازی
wear thin <idiom> بی ارزش شدن
present value ارزش فعلی
maintenance cost ارزش نگهداری
numerical value ارزش عددی
nominal value ارزش اسمی
net value ارزش خالص
net price ارزش خالص
man friday کمک با ارزش
limiting value ارزش نهایی
net net worth ارزش خالص
loan value ارزش وام
loan value ارزش استقراض
logical value ارزش منطقی
loss of value افت ارزش
monetary value ارزش پولی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com