English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
helmeted دارای قسمتی که مانندخودباشد
Other Matches
trey پیشوندیست بمعنی دارای سه قسمت وسه قسمتی وسه تایی وهرسه واحد یکبار
shank ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
partite قسمتی
triplex سه قسمتی
portion قسمتی
triploidy سه قسمتی
portions قسمتی
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
esprit حمیت قسمتی
legs قسمتی از مسابقه
spiriting حمیت قسمتی
spirit حمیت قسمتی
haxamerous شش بخشی شش قسمتی
sector قسمتی ازجبهه
tripartition سه قسمتی کردن
spirit de corps روحیه قسمتی
pate سر یا قسمتی از سرانسان
spirit de corps حمیت قسمتی
leg قسمتی از مسابقه
partial بخشی قسمتی
another guess قسمتی دیگر
double cloister راهرو دو قسمتی
sectors قسمتی ازجبهه
split second قسمتی از ثانیه
triploid سه قسمتی سه بخشی
esprit de corps حمیت قسمتی
esprit de corps روحیه قسمتی
flat قسمتی از یک عمارت
plank قسمتی ازبرنامه
flattest قسمتی از یک عمارت
modules قسمتی از سفینه فضایی
fraction کسر درصدی از قسمتی از
module قسمتی از سفینه فضایی
rebate پرداخت قسمتی از بدهی
march unit قسمتی ازستون راهپیمایی
creases قسمتی از زمین کریکت
fractions کسر درصدی از قسمتی از
ram's horn قسمتی ازاستحکامات خندق
expansion joint اتصال چند قسمتی
lobotomy برش قسمتی از مغز
crease قسمتی از زمین کریکت
striking out pleading حذف قسمتی از مدافعات
creased قسمتی از زمین کریکت
rebates پرداخت قسمتی از بدهی
winging قسمتی از یک بخش یا ناحیه
part [ial] payment of a fine پرداخت قسمتی از جریمه
neck of the woods <idiom> ناحیه یا قسمتی از کشور
wing قسمتی از یک بخش یا ناحیه
lobotomies برش قسمتی از مغز
aliquot part charge خرج چند قسمتی
creasing قسمتی از زمین کریکت
section charge خرج چند قسمتی
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
baron شخص مهم وبرجسته در هر قسمتی
lobectomy برداشتن قسمتی ازیک عضو
pneumonectomy قطع وبرداشتن ریه با قسمتی از ان
aliquot propelling charge خرج پرتاب چند قسمتی
slot charter اجاره قسمتی از وسیله نقلیه
zaps پاک نمودن قسمتی از برنامه
barons شخص مهم وبرجسته در هر قسمتی
neck قسمتی از سر چوب گلف ولاکراس
fractional damage خسارت وارده به قسمتی از وسیله
freeboard قسمتی از قایق که بیرون اب است
necks قسمتی از سر چوب گلف ولاکراس
zap پاک نمودن قسمتی از برنامه
group rendezvous نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
hash mark قسمتی از زمین پس از عبوراز خط یک یاردی
whips پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
aft flap آخرین قسمت فلپهای سه قسمتی
zapping پاک نمودن قسمتی از برنامه
whipped پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
displacement hull قسمتی از بدنه قایق که در اب می ماند
whip پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
zapped پاک نمودن قسمتی از برنامه
gastrectomy عمل برداشتن تمام یا قسمتی از معده
lectionary ایات منتخبه یا قسمتی از کتاب مقدس
saddleback قسمتی از پشته کوه که مانندزین گاواست
dairies قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
flush خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
alethiology قسمتی از منطق که باحقیقت سروکار دارد
tail skid قسمتی که وزن دم هواپیما رامتحمل میشود
judea یهودیه که قسمتی از جنوب فلسطین بوده
dairy قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
open ice قسمتی از محوطه بازی که حریف در ان نیست
flushes خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
crop حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
fat bits بزرگ کردن قسمتی از صفحه نمایش
table flap قسمتی از میزکه خوابانیده یابلند میشود
contract termination فسخ یا خاتمه تمام یا قسمتی از قرارداد
cymric وابسته به سیمر قسمتی ازبریتانیای کبیر
faubourg قسمتی ازشهر که بیرون دروازه باشد
flushing خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
crops حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
cropped حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
paleocene قسمتی از دوران سوم زمین شناسی
skips ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skipped ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
scrapped عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
bays قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
accessory of section قسمتی از موتور که متعلقات روی ان نصب شود
scrap عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
Please let me take a share in the expenses. اجازه بدهید منهم قسمتی از هزینه را بدهم
headstock قسمتی ازماشین که میله گردندهای روی ان قرارمیگیرد
wrists قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
parishes قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
parish قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
skip ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
wrist قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
back order قسمتی از کالای مشتری که به علتی تحویل نشده
baying قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
descender قسمتی از حروف کوچک که پایین تر از خط شروع می شوند
warhead قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
fermata تطویل وکشش قسمتی ازموسیقی توسط نوازنده
beavers قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را میپوشاند
appendixes قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
appendix قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
main yard قسمتی از عرشه که بادبان اصلی در ان واقع است
dower قسمتی ازدارایی مرد که پس از فوتش به همسر وی می رسد
pokes فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poked فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poke فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
footprints قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
footprint قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
poking فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
slabs گروه کوچکی از ارقام باینری قسمتی از یک WORD
slab گروه کوچکی از ارقام باینری قسمتی از یک WORD
entablature قسمتی از سر ستون که شامل کتیبه وگلویی است
beaver قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را میپوشاند
almonry [قسمتی از ساختمان که خیرات و صدقات را در آنجا می دادند.]
scraps عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
leg side قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپزن
targum ترجمه زبان ارامی قسمتی از عهد عتیق
scrapping عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
vacuity قسمتی از بشکه یا هر فرف دیگری که خالی باشد
warheads قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
bay قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
bayed قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
nose piece قسمتی از ریز بین که حامل عدسی شیئی است
land tie تیر یا جرزی که قسمتی ازدیوار را بزمین اتصال میدهد
file handing routine قسمتی از یک برنامه کامپیوترکه داده را از یک فایل خوانده و در ان می نویسد
outwork قسمتی از کار شرکت که توسط افرادخارجی انجام میگیرد
daisy ham قسمتی از گوشت یا استخوان دود داده شانه خوک
check point نقطهای است برای زمانگیری قسمتی از مسابقه اتومبیلرانی
hypotrachelion [um] [در معماری کلاسیک قسمتی بین سرستون و میله ستون]
plateform بلندی قسمتی از کف سالن یا محلی بنیاد یا اساس چیزی
footing قسمتی از پی ساختمان که بارها رامستقیما" به خاک منتقل میکند
but for income قسمتی از درامد که به علت دخالت عامل بخصوصی عایدشده
ullage قسمتی از حجم بشکه یا هرفرف دیگری که خالی باشد
lofts زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
loft زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
virtual inertia قسمتی از نیروی اینرسی که روی جسم در حال نوسان اثرمیکند
bundle دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
herpetology قسمتی ازجانور شناسی که درباره خزندگان وذوحیاتین بحث میکند
qube تسهیلات اطلاعاتی که قسمتی از یک سیستم پیشرفته کابل تلویزیونی است
apron چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
burner compartment قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
germinal area قسمتی از پلاستودرم که جنین اصلی مهره داران را تشکیل میدهد
aprons چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
metencephalon قسمتی از مغز جنین که سازنده مخچه وبصل النخاع است
bundling دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
aeromedicine قسمتی از طب که دربارهء بیماریها و اختلالات ناشی از پرواز گفتگو میکند
bundles دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
restricted propellant سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
dentil-band [بخش مستطیلی شکلی از لایه ی گچ بری شده در قسمتی از پیشانی سرستون]
profit centre قسمتی از سازمان که مسئولیت محاسبه هزینه هاو درامدها را به عهده دارد
working section قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
ante-chapel [قسمتی از نیایشگاه خصوصی شبیه گوشواره عرضی کلیسا با فضار ورودی مجزا]
distances مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
leg ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
ragged قسمتی که در وسط صفحه قرار ندارد , متن با حاشیه سمت راست نامسط ح
distance مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
legs ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
spooling یلهای نوار اماده شدن قسمتی از سیستم جهت پردازش ان قرقره کردن
ionosphere قسمتی از فضای جوزمین که از ارتفاع 52 میل شروع میشود و تا00022میل ادامه دارد
homosphere قسمتی از اتمسفر که در ان تغییری در ترکیب و ساخت گازهای تشکیل دهنده مشاهده نمیشود
appropriation در CLتقاضانامه ایست که بستانکاربرای بدهکار می فرستد ودرخواست پرداخت قسمتی ازطلب خود را می نماید
yoke قسمتی از سیستم انحراف پرتوالکترونی که برای ادرس دهی یک نمایش تصویری بکار می رود
lightening hole سوراخی که در قسمتی ازسازه که کمتر تحت تنش قراردارد برای کاهش وزن ایجادمیشود
breaker line خطی در رسم فنی برای نشان دادن حذف قسمتی از جسم درشکل مزبور
reentry vehicle مدول یا قسمتی از سفینه فضایی که مجددا بایستی ازجو عبور کند تا به زمین برسد
capital levy مالیات بر سرمایه افرادحقیقی قسمتی از ثروت کشورکه جبرا" توسط دولت اخذ میشود
control unit قسمتی از یک کامپیوتر که عملکرد صحیح واحدهای اریتمتیک نگهداری و انتقال اطلاعات را کنترل میکند
heterosphere قسمتی از اتمسفر که در ان ساختار و وزن مولکولی متوسط گازهای تشکیل دهنده مختلف است
recitals قسمتی از سند که اعمال و اسناد ومباحث و مطالبی را که به تنظیم ان منجر شده است راشرح میدهد
recital قسمتی از سند که اعمال و اسناد ومباحث و مطالبی را که به تنظیم ان منجر شده است راشرح میدهد
grand tours سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
oblique compartment قسمتی از زمین که محورطولی ان نسبت به سمت حرکت یکانها به طور مایل قرار گرفته باشد
grand tour سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
limelight قسمتی ازصحنه نمایش که بوسیله نورافکن روشن شده باشد محل موردتوجه وتماشای عموم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com