Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
obtected
دارای پوشش استخوانی
Other Matches
vaginate
دارای پوشش مهبلی
semicrustaceous
دارای پوشش شکننده
fasciate
دارای پوشش وتری
thecal
دارای پوشش کپسول دار
thecate
دارای پوشش کپسول دار
involucrate
دارای گریبان یا گریبانه پوشش دار
landdau
یکجور گردونه چهارچرخه که پوشش ان دارای دو قسمت است
teleost
ماهی استخوانی وابسته به ماهی استخوانی
incrust
با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
nickel clad sheet
ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
bezel
پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
screen
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screened
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screening, screenings
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screens
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
chitinous
استخوانی
bony
استخوانی
boney
استخوانی
tubercular osteomyelitis
سل استخوانی
carpal age
سن استخوانی
osseous
استخوانی
skeletal age
سن استخوانی
bonier
استخوانی تر
ossifies
استخوانی کردن
ossification
استخوانی شدن
bone oil
روغن استخوانی
ossified
استخوانی کردن
bone glue
سریشم استخوانی
bone conduction
رسانش استخوانی
ossify
استخوانی شدن
odontolite
فیروزه استخوانی
ossify
استخوانی کردن
osteomyelitis
کورک استخوانی
osteoplasty
پیوند استخوانی
scutum
پوسته استخوانی
osteophyte
بر امدگی استخوانی
ossifying
استخوانی کردن
ossifying
استخوانی شدن
rickets
نرم استخوانی
ossifies
استخوانی شدن
ossified
استخوانی شدن
osteocranium
قسمت استخوانی جمجمه
osteoid
استخوان مانند استخوانی
osteopathy
انواع امراض استخوانی
callus
پینه استخوانی گیاه
calluses
پینه استخوانی گیاه
orthopaedics
اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی
hunger osteopathy
بیماری استخوانی ناشی از گرسنگی
comparative cover
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
orthopedics
اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی استخوانپزشکی
chitin
جسم استخوانی درپوشش بعضی جانوران
tympanic bone
استخوانی که پرده صماخ رانگه میدارد
cuticle
پوشش مو پوشش شاخی
guidance
هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
roof covering material
مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
antisubmarine screen
پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
hypethral
بی پوشش
mulches
پوشش
masking
پوشش
tunics
پوشش
tunic
پوشش
head gear
پوشش سر
capsule
پوشش
capsules
پوشش
envelope
پوشش
envelopes
پوشش
cladding
پوشش
coverage
پوشش
mulch
پوشش
sheaths
پوشش
covers
پوشش
integument
پوشش
sheath
پوشش
linings
پوشش
encasing
پوشش
camouflage
پوشش
camouflaged
پوشش
shield
پوشش
shields
پوشش
jacket
پوشش
crustification
پوشش
cowling
پوشش
robes
پوشش
lining
پوشش
jackets
پوشش
covering
پوشش
camouflages
پوشش
envelopment
پوشش
camouflaging
پوشش
encrustment
پوشش
casings
پوشش
casing
پوشش
coverture
پوشش
disguising
پوشش
coatings
پوشش
coats
پوشش
surface
پوشش
revetment
پوشش
surfaces
پوشش
cases
پوشش
perianth
پوشش گل
case
پوشش
roofs
پوشش
roof
پوشش
roofing
پوشش
coating
پوشش
sconce
پوشش
coated
پوشش
coat
پوشش
disguises
پوشش
tunc
پوشش
surfaced
پوشش
disguised
پوشش
disguise
پوشش
sheathing
پوشش
robe
پوشش
encrustation
پوشش
encrustations
پوشش
packing
پوشش
overlay
پوشش
overlaying
پوشش
overlays
پوشش
shroud
پوشش
shrouded
پوشش
cover
پوشش
facings
پوشش
concealment
پوشش
involucre
پوشش
involucrum
پوشش
cowls
پوشش
reimbursement
پوشش
reimbursements
پوشش
capping
پوشش
coverings
پوشش
cowl
پوشش
masks
پوشش
mask
پوشش
facing
پوشش
slapdash
پوشش تگرگی
sheaths
پوشش روپوش
armature
جوشن پوشش
asphalt revetment
پوشش اسفالتی
mantle
ردا پوشش
surfacing
لایه پوشش
bank revetment
پوشش ساحل
disposed
بدون پوشش
air cover
پوشش هوایی
envelope
پوشش منحنی
spanned
پوشش اندازه
envelopes
پوشش منحنی
exposed
بدون پوشش
anodic coating
پوشش اندی
mantles
ردا پوشش
husks
بی پوشش کردن
air curtain
پوشش هوایی
husk
بی پوشش کردن
achlamydeous
بدون پوشش
sheath
پوشش روپوش
reimbursing
پوشش دادن
shale
پوشش صدف
sods
پوشش چمنی
sod
پوشش چمنی
capped
پوشش دارکردن
backing
پشتیبان پوشش
cap
پوشش دارکردن
housing
پوشش سخت
shell
زرهی پوشش
shelling
زرهی پوشش
gilt
پوشش طلا
covering
پوشش سرپوش
span
پوشش اندازه
reimburses
پوشش دادن
screens
پرده پوشش
coconut matting
پوشش حصیری
screening, screenings
پرده پوشش
gilts
پوشش طلا
screened
پرده پوشش
spans
پوشش اندازه
spanning
پوشش اندازه
tar macadam
پوشش قیر و شن
reimburse
پوشش دادن
screen
پرده پوشش
curtains
پرده پوشش
reimbursed
پوشش دادن
vegetation
پوشش گیاهی
shells
زرهی پوشش
wall lining
پوشش دیوار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com