Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
fasciate
دارای پوشش وتری
Other Matches
aponeurosis
پوشش وتری
vaginate
دارای پوشش مهبلی
semicrustaceous
دارای پوشش شکننده
obtected
دارای پوشش استخوانی
thecate
دارای پوشش کپسول دار
thecal
دارای پوشش کپسول دار
involucrate
دارای گریبان یا گریبانه پوشش دار
landdau
یکجور گردونه چهارچرخه که پوشش ان دارای دو قسمت است
tendon sensation
حس وتری
tendinous
وتری
tendon reflex
بازتاب وتری
fascial
مربوط بپوشش وتری
incrust
با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
bezel
پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
nickel clad sheet
ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
screen
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screened
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screening, screenings
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screens
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
comparative cover
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
cuticle
پوشش مو پوشش شاخی
guidance
هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
roof covering material
مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
antisubmarine screen
پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
disguising
پوشش
involucre
پوشش
case
پوشش
surfaced
پوشش
coatings
پوشش
masks
پوشش
mask
پوشش
integument
پوشش
surfaces
پوشش
disguises
پوشش
shields
پوشش
cases
پوشش
disguised
پوشش
coated
پوشش
capping
پوشش
cowls
پوشش
cowl
پوشش
concealment
پوشش
shield
پوشش
sheath
پوشش
mulch
پوشش
encasing
پوشش
mulches
پوشش
tunics
پوشش
tunic
پوشش
lining
پوشش
linings
پوشش
perianth
پوشش گل
covering
پوشش
robes
پوشش
robe
پوشش
sheaths
پوشش
coat
پوشش
cover
پوشش
reimbursements
پوشش
coverings
پوشش
reimbursement
پوشش
covers
پوشش
cladding
پوشش
capsule
پوشش
roofs
پوشش
sheathing
پوشش
casing
پوشش
hypethral
بی پوشش
jackets
پوشش
jacket
پوشش
sconce
پوشش
encrustation
پوشش
encrustations
پوشش
envelopment
پوشش
capsules
پوشش
roofing
پوشش
roof
پوشش
encrustment
پوشش
coverage
پوشش
shroud
پوشش
facing
پوشش
facings
پوشش
shrouded
پوشش
casings
پوشش
envelope
پوشش
involucrum
پوشش
head gear
پوشش سر
camouflage
پوشش
packing
پوشش
coating
پوشش
crustification
پوشش
tunc
پوشش
coats
پوشش
coverture
پوشش
cowling
پوشش
disguise
پوشش
surface
پوشش
overlays
پوشش
overlaying
پوشش
masking
پوشش
camouflaging
پوشش
revetment
پوشش
overlay
پوشش
envelopes
پوشش
camouflaged
پوشش
camouflages
پوشش
black finish
پوشش سیاه
coconut matting
پوشش حصیری
envelopes
پوشش منحنی
exposed
بدون پوشش
screening constant
ثابت پوشش
hiding power
قدرت پوشش
placed riprap
پوشش نرم
block lining
پوشش بلوکی
brush matting
پوشش حصیری
wall lining
پوشش دیوار
built up lining
پوشش مرکب
brick lining
پوشش اجری
cover and concealment
پوشش و اختفاء
piston cover
پوشش پیستون
impervious blanket
پوشش نفوذناپذیر
envelope
پوشش منحنی
waterproofing upstream face
پوشش نمای سر اب
husks
بی پوشش کردن
housing
پوشش سخت
moving screen
پوشش ممانعتی
tile lining
پوشش کاشی
timbering
پوشش چوبی
screen
پرده پوشش
screened
پرده پوشش
screening, screenings
پرده پوشش
neurilemma or lema
پوشش برونی پی
tunicate
پوشش دار
screens
پرده پوشش
nickel cladding
پوشش نیکلی
stone lining
پوشش سنگی
lime pocket
پوشش اهک
cap
پوشش دارکردن
capped
پوشش دارکردن
mulching
پوشش دهی
tar macadam
پوشش قیر و شن
gilts
پوشش طلا
gilt
پوشش طلا
tegmen
پوشش طبیعی
surface dressing
پوشش سطحی
metallic packing
پوشش فلزی
curtains
پرده پوشش
sods
پوشش چمنی
theca
پوشش کپسول
sod
پوشش چمنی
slapdash
پوشش تگرگی
achlamydeous
بدون پوشش
steel jacket
پوشش فولادی
shale
پوشش صدف
unlined
بدون پوشش
surfacing
لایه پوشش
disposed
بدون پوشش
sheaths
پوشش روپوش
sheath
پوشش روپوش
overwatch
پوشش حرکت
incrustment
قشر پوشش
incrustation
قشر پوشش
covering
پوشش سرپوش
sheating of cable
پوشش کابل
insurance cover
پوشش بیمه
vegetation
پوشش گیاهی
protective cover
پوشش حفافتی
air cover
پوشش هوایی
air curtain
پوشش هوایی
it is good for spring wear
برای پوشش
anodic coating
پوشش اندی
armature
جوشن پوشش
tunicated
پوشش دار
asphalt revetment
پوشش اسفالتی
involucre
پوشش غشایی
backing
پشتیبان پوشش
bank revetment
پوشش ساحل
husk
بی پوشش کردن
reimburses
پوشش دادن
rock wash
پوشش سنگی
coverage rate
نرخ پوشش
forward lap
پوشش جلو
leggings
پارچه پوشش مچ پا
copper sheath
پوشش مسی
copper cladding
پوشش مسی
gaberdine
لباس پوشش
reimbursing
پوشش دادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com