Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English
Persian
thecal
دارای پوشش کپسول دار
thecate
دارای پوشش کپسول دار
Other Matches
theca
پوشش کپسول
capsular
دارای خصوصیات کپسول مجوف
fasciate
دارای پوشش وتری
obtected
دارای پوشش استخوانی
vaginate
دارای پوشش مهبلی
semicrustaceous
دارای پوشش شکننده
involucrate
دارای گریبان یا گریبانه پوشش دار
landdau
یکجور گردونه چهارچرخه که پوشش ان دارای دو قسمت است
incrust
با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
bezel
پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
nickel clad sheet
ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
screen
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screened
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screens
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screening, screenings
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
cachet
کپسول
capsule
کپسول
capsules
کپسول
microphone button
کپسول میکروفون
gas from cylinder
گاز کپسول
gas bubbler
کپسول گاز
microphone capsule
کپسول دهنی
high pressure cylinder
کپسول فشار قوی
encapsulating
بصورت کپسول دراوردن
encapsulate
بصورت کپسول دراوردن
fire extinguisher
کپسول اتش نشانی
spermatophore
کپسول یا کیسه منی
hand extinguisher
کپسول اتش نشانی
acapsular
بی حقه بدون کپسول
air tank
کپسول هوای غواصی
blasting cap
کپسول دمندگی یا اتشباری
encapsulates
بصورت کپسول دراوردن
fire extinguishers
کپسول اتش نشانی
telephone transmitter
میکروفن تلفن کپسول دهنی
buddy breathing
شرکت 2 نفر در یک کپسول هوا در زیر اب
comparative cover
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
prill
بصورت کپسول دراوردن سیال وجاری ساختن
k valve
شیر ساده روی کپسول هوای غواصی
septicidal
مربوط به کپسول میوه که ازطول خود شکفته شود
j valve
سوپاپ کپسول هوای غواص که بطور خودکار بسته شود
cuticle
پوشش مو پوشش شاخی
pyxidium
کپسول گیاهی که نیمی از ان در اثر شکفتن بازواز نیم پایینش جدا میگردد مجری
guidance
هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
roof covering material
مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
antisubmarine screen
پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
gas bottle
سیلندر گاز کپسول گاز
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
sheaths
پوشش
sheath
پوشش
covers
پوشش
tunic
پوشش
tunics
پوشش
encasing
پوشش
envelopes
پوشش
coverings
پوشش
linings
پوشش
masking
پوشش
covering
پوشش
envelope
پوشش
reimbursement
پوشش
shrouded
پوشش
cladding
پوشش
revetment
پوشش
casing
پوشش
sconce
پوشش
tunc
پوشش
jackets
پوشش
cases
پوشش
case
پوشش
masks
پوشش
mulch
پوشش
lining
پوشش
reimbursements
پوشش
cowl
پوشش
mulches
پوشش
cowls
پوشش
shield
پوشش
perianth
پوشش گل
mask
پوشش
casings
پوشش
shroud
پوشش
shields
پوشش
jacket
پوشش
disguise
پوشش
surfaced
پوشش
disguised
پوشش
robe
پوشش
robes
پوشش
sheathing
پوشش
facings
پوشش
facing
پوشش
coat
پوشش
coated
پوشش
roofs
پوشش
roof
پوشش
roofing
پوشش
involucrum
پوشش
camouflaged
پوشش
disguising
پوشش
head gear
پوشش سر
hypethral
بی پوشش
packing
پوشش
coverture
پوشش
crustification
پوشش
overlay
پوشش
overlaying
پوشش
overlays
پوشش
disguises
پوشش
cowling
پوشش
surfaces
پوشش
integument
پوشش
involucre
پوشش
coatings
پوشش
camouflaging
پوشش
envelopment
پوشش
encrustation
پوشش
encrustations
پوشش
surface
پوشش
coverage
پوشش
coating
پوشش
encrustment
پوشش
capsules
پوشش
capsule
پوشش
capping
پوشش
camouflage
پوشش
coats
پوشش
concealment
پوشش
cover
پوشش
camouflages
پوشش
fire cover
پوشش اتش
reimbursed
پوشش دادن
reimbursing
پوشش دادن
gaberdine
لباس پوشش
screening constant
ثابت پوشش
dolomite lining
پوشش دولومیت
sheating of cable
پوشش کابل
rock wash
پوشش سنگی
reimburses
پوشش دادن
forward lap
پوشش جلو
reimburse
پوشش دادن
stone lining
پوشش سنگی
husks
بی پوشش کردن
spanned
پوشش اندازه
explosion proof
پوشش ضد انفجار
covering
پوشش سرپوش
sheath
پوشش روپوش
sheaths
پوشش روپوش
spanning
پوشش اندازه
disposed
بدون پوشش
surfacing
لایه پوشش
spans
پوشش اندازه
black finish
پوشش سیاه
husk
بی پوشش کردن
steel jacket
پوشش فولادی
filter packing
پوشش صافی
span
پوشش اندازه
metallic packing
پوشش فلزی
gilts
پوشش طلا
nickel cladding
پوشش نیکلی
portland cement concrete lining
پوشش بتنی
cement concrete lining
پوشش بتنی
cover and concealment
پوشش و اختفاء
case ment
پنجره پوشش
overwatch
پوشش حرکت
built up lining
پوشش مرکب
piston cover
پوشش پیستون
placed riprap
پوشش نرم
neurilemma or lema
پوشش برونی پی
cement mortar coating
پوشش سیمانی
column cover
پوشش ستون
communication cover
پوشش مخابراتی
comparative cover
پوشش نسبی
colling water jacket
پوشش اب سرد
copper cladding
پوشش مسی
copper sheath
پوشش مسی
lime pocket
پوشش اهک
gilt
پوشش طلا
cladding process
فرایند پوشش
moving screen
پوشش ممانعتی
brush matting
پوشش حصیری
brick lining
پوشش اجری
priming coat
پوشش استری
riprap
پوشش سنگریز
riprap
پوشش سنگچین
roofing=roofcovering
پوشش بام
incrustation
قشر پوشش
impervious blanket
پوشش نفوذناپذیر
scope of coverage
حیطه پوشش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com