English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
dwarf gallery دالان کوتاه
Other Matches
short lunge نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
blast منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
blasts منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
alure دالان
corridors دالان
lobby دالان
arcade دالان
galleries دالان
corridor دالان
lobbies دالان
ailure دالان
gallery دالان
alura دالان
passage دالان
passages دالان
lobbied دالان
gulleys دالان زمینی
drainage gallery دالان زهکش
tunneled دالان زیرزمینی
corridor دالان هوایی
corridors دالان هوایی
porch دالان ایوان
porches دالان ایوان
entrance gallery دالان دستیابی
gully دالان زمینی
gullies دالان زمینی
stream corridor دالان رود
tunnel دالان زیرزمینی
lobby راهرو دالان
lobbied راهرو دالان
terrain corridor دالان زمینی
inspection gallery دالان بازدید
air corridor دالان هوایی
tunnelled دالان زیرزمینی
tunnels دالان زیرزمینی
grouting gallery دالان تزریق
access gallery دالان دستیابی
tunneling دالان زیرزمینی
lobbies راهرو دالان
vestibules دالان سرپوشیده هشتی
halls اتاق بزرگ دالان
terrain corridor دالان تاکتیکی زمین
chancel-aisle دالان پشت محراب
climb corridor دالان بالا کشیدن
climb corridor دالان صعود هواپیما
vestibule دالان سرپوشیده هشتی
hall اتاق بزرگ دالان
aircraft climb corridor دالان صعود هواپیما
chute دالان پایان دوصحرانوردی
chutes دالان پایان دوصحرانوردی
inspection gallery دالان بازرسی گالری بازدید
shorthorn جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
pantywaist شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
arch-rib [قوسی زیر طاق که از شبستان یا دالان کلیسا می گذرد.]
short quard سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
hurdle step جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
linter ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
shorter کوتاه
shortest کوتاه
succinct کوتاه
pigmy کوتاه
pigmy قد کوتاه
liliputian قد کوتاه
little کوتاه
concise کوتاه
stunt کوتاه
stunting کوتاه
synoptic کوتاه
stunts کوتاه
dwarfish کوتاه
of short duration کوتاه
short کوتاه
bas relif کوتاه
puny قد کوتاه
stockier کوتاه
short <adj.> کوتاه
low کوتاه
succinct <adj.> کوتاه
curtal کوتاه
pygmy کوتاه
down کوتاه
pygmies قد کوتاه
pygmies کوتاه
pigmies کوتاه
dumpy کوتاه
fleeting <adj.> کوتاه
pigmies قد کوتاه
pygmy قد کوتاه
stocky کوتاه
miniatures کوتاه
concise <adj.> کوتاه
scut دم کوتاه
miniature کوتاه
curt <adj.> کوتاه
stockiest کوتاه
cut off کوتاه کردن
spontoon نیزه کوتاه
formulate کوتاه کردن
half timber الوار کوتاه
briefest کوتاه مختصر
truncate کوتاه کردن
short time کوتاه مدت
formulated کوتاه کردن
half pint کوتاه تر از مقدارمتوسط
vamp جوراب کوتاه
idylls قصیده کوتاه
correption کوتاه کردن
idylls چکامه کوتاه
idyll قصیده کوتاه
curtails کوتاه کردن
undersize اندازه کوتاه
formulates کوتاه کردن
formulating کوتاه کردن
curtail کوتاه کردن
curtailed کوتاه کردن
curtailing کوتاه کردن
briefer کوتاه مختصر
shorten کوتاه کردن
short wave موج کوتاه
abbreviates کوتاه کردن
abbreviate کوتاه کردن
short-wave موج کوتاه
hide bound کوتاه فکر
unabridged کوتاه نشده
short test bar میله کوتاه
catnaps چرت کوتاه
catnapping چرت کوتاه
catnapped چرت کوتاه
catnap چرت کوتاه
shorten کوتاه تر کردن
shortened کوتاه کردن
shortened کوتاه تر کردن
short-circuit اتصال کوتاه
hare sighted کوتاه بین
briefed کوتاه مختصر
cutty sark دامن کوتاه
conte داستان کوتاه
brief کوتاه مختصر
tunicle لباس کوتاه
short-haul خط سیر کوتاه
tutu دامن کوتاه
tutus دامن کوتاه
shortens کوتاه تر کردن
shortens کوتاه کردن
scurrying مسابقه کوتاه
bas-relief برجسته کوتاه
steep taper مخروط کوتاه
shortening کوتاه شدگی
poop صدای کوتاه
poops صدای کوتاه
pigmies ادم کوتاه قد
pygmies ادم کوتاه قد
mini-skirt دامن کوتاه
mini-skirts دامن کوتاه
shortening in کوتاه کردن
stichomythia مکالمات کوتاه
short stories داستان کوتاه
gnomical کوتاه لب نویس
shuffling گام کوتاه
abbreviated کوتاه شده
bas relief برجسته کوتاه
fubsy کوتاه وکلفت
shortwave موج کوتاه
shuffles گام کوتاه
shuffled گام کوتاه
short haul خط سیر کوتاه
shuffle گام کوتاه
escopette قرابینه کوتاه
aphorism سخن کوتاه
aphorisms سخن کوتاه
escopet قرابینه کوتاه
epigrammatical کوتاه ونیشدار
low کوتاه دون
easy term کوتاه مدت
stags کوتاه کردن
stag کوتاه کردن
lie-down استراحت کوتاه
short story داستان کوتاه
whiffet سوت یا پف کوتاه
novelette داستان کوتاه
novelettes داستان کوتاه
truncating کوتاه کردن
short-circuits اتصال کوتاه
truncates کوتاه کردن
idyll چکامه کوتاه
term paper رساله کوتاه
clipping کوتاه کردن
scurried مسابقه کوتاه
lie down استراحت کوتاه
pygmy ادم کوتاه قد
short-list فهرست کوتاه
short-listed فهرست کوتاه
curt کوتاه ومختصر
short-listing فهرست کوتاه
wool of short staple پشم نخ کوتاه
short-lists فهرست کوتاه
bas-reliefs برجسته کوتاه
scurry مسابقه کوتاه
draw in کوتاه شدن
detruncation کوتاه شدگی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com