Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English
Persian
steal the show
<idiom>
دراجرا مورد توجه بودن
Other Matches
objective point
سمت مورد توجه
favouritism
افراد مورد توجه
polestar
هادی مورد توجه
unregarded
مورد توجه قرارنگرفته
object point
سمت مورد توجه
To take into consideration. To consider.
مورد توجه قراردادن
to receive attantion
مورد توجه قرار گرفتن
receive attention
مورد توجه واقع شدن
lionize
مورد توجه زیاد قرار گرفتن شیر کردن
area of operational interest
منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
skims
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skim
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skimmed
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
to take notice
ملتفت بودن توجه کردن
To pay no heed . To be inattentive .
پنبه درگوش گذاشتن ( بی توجه بودن )
annotations
توضیح یا توجه در برنامه در مورد نحوه اجرای برنامه
annotation
توضیح یا توجه در برنامه در مورد نحوه اجرای برنامه
draw fire
<idiom>
مورد هدف بودن
to admit of d
مورد بحث بودن
to be in great request
مورد احتیاج زیاد بودن
accredit
مورد اطمینان بودن یا شدن
accrediting
مورد اطمینان بودن یا شدن
accredits
مورد اطمینان بودن یا شدن
siege mentality
احساس مورد حمله و خصومت بودن
dislike
بیزار بودن مورد تنفر واقع شدن
disliking
بیزار بودن مورد تنفر واقع شدن
dislikes
بیزار بودن مورد تنفر واقع شدن
disliked
بیزار بودن مورد تنفر واقع شدن
to be exposed to a constant stream of something
در معرض چیزی به طور مداوم بودن
[بدون اینکه مستقیمآ به آن چیز توجه شود]
screamer
اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
guild socialism
سوسیالیسم صنفی عقیده کسانی که درعین اعتقاد به سوسیالیسم معتقد به ایجاد سیستم عدم تمرکز در مورد اصناف ودادن ازادی بیشتر به انهابودند و کنترل دولتی صاحبان حرف را جایز نمیشمردند واز این نظر گرایش ایشان به سندیکالیسم قابل توجه است
draw attention
توجه کسی را جلب کردن توجه جلب شدن
to watch something
مراقب
[چیزی]
بودن
[توجه کردن به چیزی]
[چیزی را ملاحظه کردن]
usages
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
usage
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
cleans
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
clean
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
questionof interest
پرسشهای جالب توجه موضوعهای جالب توجه
favorites
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favourite
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favourites
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
To be very conspicuous . To stick out a mile . To be a marked person .
مثل گاو پیشانی سفید بودن ( انگشت نما ومشخص بودن )
peregrinate
سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
contained
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contain
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
to have short views
د راندیشه حال بودن وبس کوته نظر بودن
contains
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
corresponded
بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
corresponds
بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
correspond
بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
outnumbers
از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
outnumber
از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
up to it/the job
<idiom>
مناسب بودن ،برابربودن ،قادربه انجام بودن
to mind
مراقب بودن
[مواظب بودن]
[احتیاط کردن]
to be in one's right mind
دارای عقل سلیم بودن بهوش بودن
outnumbered
از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
outnumbering
از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
belonged
مال کسی بودن وابسته بودن
fits
شایسته بودن برای مناسب بودن
fit
شایسته بودن برای مناسب بودن
to look out
اماده بودن گوش بزنگ بودن
look out
منتظر بودن گوش به زنگ بودن
belong
مال کسی بودن وابسته بودن
To be on top of ones job .
بر کار سوار بودن ( مسلط بودن )
belongs
مال کسی بودن وابسته بودن
lurked
در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
lurking
در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
fittest
شایسته بودن برای مناسب بودن
to be in a habit
دارای خویاعادتی بودن دچارخویاعادتی بودن
validity of the credit
معتبر بودن یا پادار بودن اعتبار
lurks
در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
to be hard put to it
درسختی وتنگی بودن درزحمت بودن
reasonableness
موجه بودن عادلانه یا مناسب بودن
lurk
در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
heedfulness
توجه
turn to
توجه
attention to orders
توجه
unresponsive
بی توجه
notes
توجه
attendance
توجه
attentiveness
توجه
note
توجه
attendances
توجه
tendance
توجه
regard
توجه
keep
توجه
mindfully
با توجه
attentions
توجه
mindfulness
توجه
cares
توجه
cared
توجه
care
توجه
heeds
توجه
heeding
توجه
heeded
توجه
heed
توجه
regards
توجه
keeps
توجه
regarded
توجه
attention
توجه
noting
توجه
advertence
توجه
NB
توجه!
advertency
توجه
unconsidered
بی توجه
re-
با توجه به
adverence
توجه
assiduity
توجه
heedfully
با توجه
re
با توجه به
inattentive
بی توجه
remarking
توجه
listlessly
بی توجه
remark
توجه
listless
بی توجه
oblivious
بی توجه
remarks
توجه
remarked
توجه
monitored
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitors
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitor
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
wistfully
با دقت و توجه
figure on
توجه کردن
unwitting
بی توجه بی هوش
field of attention
میدان توجه
intentness
سرگرمی توجه
regarded
رعایت توجه
cautioning
اخطار توجه
considerations
توجه تامل
cautions
توجه کنید
notwithstanding
بدون توجه
noticing
توجه اطلاع
notices
توجه اطلاع
noteworthy
قابل توجه
wistfulness
توجه دقت
favor
توجه مرحمت
noticed
توجه اطلاع
attending
توجه کردن
attends
توجه کردن
tendencies
توجه استعداد
inattention
فقدان توجه
liberal
جالب توجه
regard
رعایت توجه
liberals
جالب توجه
cautions
اخطار توجه
considerations
توجه مراعات
consideration
توجه تامل
consideration
توجه مراعات
inattention
عدم توجه
tents
توجه کردن
attention getting
توجه طلب
auspice
حسن توجه
caution
توجه کنید
caution
اخطار توجه
to take keep
توجه کردن
devil may care
بی توجه به مقام
eye catcher
چیزجالب توجه
interests
توجه نظر
interest
توجه نظر
interesting
جالب توجه
engaging
جالب توجه
Your attention please.
توجه فرمایید !توجه فرمایید !
attention deficit
کاستی توجه
Take care of the infant.
از نوزاد توجه کن
attention seeking
توجه طلب
attention span
فراخنای توجه
span of attention
فراخنای توجه
attention to orders
توجه کنید
notable
جالب توجه
detraction
کاهش توجه
get with it
<idiom>
توجه کردن
tent
توجه کردن
auspices
حسن توجه
riding high
<idiom>
جالب توجه
cautioned
توجه کنید
cautioned
اخطار توجه
to watch over
توجه کردن
noticeable
قابل توجه
cautioning
توجه کنید
pay attention
<idiom>
توجه کردن
look after
توجه داشتن به
at nurse
در توجه دایه
to llok
توجه کردن
striking
قابل توجه
strikingly
قابل توجه
yummy
جالب توجه
notables
جالب توجه
attend
توجه کردن
introversion
توجه بدرون
regards
رعایت توجه
tendency
توجه استعداد
unscrupulous
بی توجه به نیک و بد
favoring
توجه مرحمت
welfare
توجه کردن
polarity
توجه به قطب
polarities
توجه به قطب
warnings
توجه به خط ر ممکن
warning
توجه به خط ر ممکن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com