Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English
Persian
dog
دفاع بسته
dogging
دفاع بسته
dogs
دفاع بسته
Search result with all words
closed defence
دفاع بسته در روی لوپس
Other Matches
samisch variation
واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
russian defence
دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
schleman defence
دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
packet
بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packets
بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packaging
ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
child window
پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
one on one
دفاع یارگری دفاع تک به تک
defense
دفاع وزارت دفاع
gift wrap
بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
multicast packet
بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
self defense
دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
slated items
مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
munition
دفاع
one man block
تک دفاع
parry
دفاع
parrying
دفاع
vindication
دفاع
parried
دفاع
advocacy
دفاع
parries
دفاع
uncovered
بی دفاع
blocked
دفاع
block
دفاع
tae
دفاع با پا
defend
دفاع
defended
دفاع
defending
دفاع
defends
دفاع
defence
دفاع
defenses
دفاع
blocks
دفاع
answering
دفاع
answers
دفاع
czech defence
دفاع چک
apologias
دفاع
pleading
دفاع
advocation
دفاع
answered
دفاع
apologia
دفاع
answer
دفاع
defense
دفاع
fencing
دفاع
defense in depth
دفاع در عمق
defending
دفاع کردن
department of defense
وزارت دفاع
benoni defence
دفاع بنونی
defensive board
دفاع سبد
defends
دفاع کردن از
defense in place
دفاع در محل
defends
دفاع کردن
ball hawking
دفاع خوب
deraign
دفاع کردن
propugn
دفاع کردن از
coverage
دفاع پوششی
age ake
دفاع بالارونده
replication
رونوشت دفاع
right of self defence
حق دفاع مشروع
right of self preservation
حق دفاع از خود
robatsch defence
دفاع روباتش
russian defence
دفاع روسی
untenable
غیرقابل دفاع
dory defence
دفاع دوری
alekhine's defence
دفاع الخین
anti menchanized defense
دفاع ضدمکانیزه
backfield
دفاع نفوذی
defending
دفاع کردن از
damiano's defence
دفاع دامیانو
secretary of defence
وزیر دفاع
simple parry
دفاع ساده
secretary of state for defence
وزیر دفاع
composite defense
دفاع مرکب
secretary of defense
وزیر دفاع
self defence
دفاع مشروع
self protection
دفاع از نفس
semi circular parry
دفاع نیمدایره
sham plea
دفاع ناموجه
classical variation
دفاع ارتدوکس
sham plea
دفاع پوچ
catenaccio
دفاع بتونی
scandinavian defence
دفاع اسکاندیناویایی
defended
دفاع کردن
defended
دفاع کردن از
d. armour
اسلحه دفاع
defend
دفاع کردن
buckler
دفاع کردن
defend
دفاع کردن از
daylight
نفوذ در دفاع
penetrates
نفوذ در دفاع
penetrated
نفوذ در دفاع
penetrate
نفوذ در دفاع
assert
دفاع کردن از
say a good word for
دفاع کردن
closed variation
دفاع تاراش
implead
دفاع کردن
mikazuki uke ushiro geri
دفاع هلالی
pleads
دفاع کردن
pleaded
دفاع کردن
plead
دفاع کردن
fencible
قابل دفاع
indefensible
غیرقابل دفاع
morote uke
دفاع دوتایی
morote uke
دفاع با دست
defensive
منطقه دفاع
nagashi uke
دفاع پرسی
national defence
دفاع ملی
national defense
دفاع ملی
meran defence
دفاع مران
deliberate defense
دفاع بافرصت
hasty defense
دفاع تعجیلی
in self defence
برای دفاع
indefensibility
دفاع ناپذیری
fullback
دفاع پوششی
internal defense
دفاع داخلی
defendant
دفاع کننده
defendants
دفاع کننده
janisch defence
دفاع یانیش
janisch defence
دفاع شلیمان
juji uke
دفاع ضربدری
kake uke
دفاع قلابی
kwon
دفاع با دست
legitimate defence
دفاع مشروع
offensive block
دفاع تهاجمی
asserts
دفاع کردن از
pillsbury defence
دفاع پیلزبری
opened
بی دفاع واریز نش
opened
خط بازبی دفاع
open
بی دفاع واریز نش
open
خط بازبی دفاع
pirc defence
دفاع پیرک
active defense
دفاع عامل
double guard
دفاع با دو دست
makki
دفاع کردن
plea of accused
دفاع متهم
polish defence
دفاع لهستانی
position defense
دفاع موضعی
position defense
دفاع یا پدافندثابت
opens
بی دفاع واریز نش
pierce the block
شکافتن دفاع
asserting
دفاع کردن از
extended defense
دفاع گسترده
asserted
دفاع کردن از
ego defence
دفاع خود
dutch attack
دفاع برد
achi komi
دفاع فشاری
parry of debate
دفاع درمنافره
perceptual defense
دفاع ادراکی
advocating
دفاع کردن
advocates
دفاع کردن
advocated
دفاع کردن
advocate
دفاع کردن
philidor's defence
دفاع فیلیدور
stand
دفاع مداوم
yogoslav defence
دفاع پیرک
fend
دفاع کردن
tenability
دفاع پذیری
yogoslav defence
دفاع یوگوسلاو
answers
دفاع کردن
summetrical defence
دفاع متقارن
zones
دفاع منطقهای
zone
دفاع منطقهای
to defend
[from]
دفاع کردن
[از]
to make a d.
دفاع کردن
to stick up for
دفاع کردن از
war department
وزارت دفاع
zone defence
دفاع منطقهای
ward off
دفاع کردن
vindicative
دفاع کننده
defensible
دفاع کردنی
defensible
دفاع پذیر
defensible
قابل دفاع
self-defence
دفاع از خود
uchi uke
دفاع از داخل
two man block
دفاع دونفره
two knights' defence
دفاع دو اسب
special plea
دفاع خاص
soto uke
دفاع از خارج
the right of self-defence
حق دفاع از خود
answer
دفاع کردن
opening
شکافتن دفاع
openings
شکافتن دفاع
answered
دفاع کردن
opens
خط بازبی دفاع
three man block
دفاع سه نفره
answering
دفاع کردن
grunfeld's defence
دفاع گرونفلد شطرنج
palest
حصار دفاعی دفاع
parried
سد کردن دفاع مستقیم
geitja makki
دفاع دوبله بحالت
french defence
دفاع فرانسوی شطرنج
pillsbury defence
دفاع کمبریج اسپرینگز
parries
سد کردن دفاع مستقیم
paler
حصار دفاعی دفاع
indian defence
دفاع هندی شطرنج
muniment
وسیله دفاع لوازم
indefensibly
بطور دفاع ناپذیر
defense
دفاع توپزن از میله ها
parrying
سد کردن دفاع مستقیم
defense
دفاع کردن استحکامات
speak out
<idiom>
دفاع کردن از چیزی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com