English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (20 milliseconds)
English Persian
regain دوباره تصرف کردن
regained دوباره تصرف کردن
regaining دوباره تصرف کردن
regains دوباره تصرف کردن
Other Matches
reopened دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revives دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regains دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
grabbed تصرف کردن
to take possession of تصرف کردن
deflowers تصرف کردن
deflowering تصرف کردن
deflowered تصرف کردن
deflower تصرف کردن
take possession of تصرف کردن
holds تصرف کردن
to come into تصرف کردن
seizes تصرف کردن
to come to تصرف کردن
grabbing تصرف کردن
come into تصرف کردن
occupying تصرف کردن
occupies تصرف کردن
occupy تصرف کردن
to get possession of تصرف کردن
put in possession تصرف کردن
occupation تصرف کردن
occupations تصرف کردن
grab تصرف کردن
seize تصرف کردن
grabs تصرف کردن
hold تصرف کردن
glom on to تصرف کردن
seized تصرف کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
disseise تصرف عدوانی کردن
capturing تصرف کردن ربایش
dispossessed از تصرف محروم کردن
dispossess از تصرف محروم کردن
captures تصرف کردن ربایش
dispossesses از تصرف محروم کردن
hold جا گرفتن تصرف کردن
dispossessing از تصرف محروم کردن
holds جا گرفتن تصرف کردن
deforce تصرف غاصبانه کردن
deforce تصرف عدوانی کردن
capture تصرف کردن ربایش
preoccupy از پیش اشغال یا تصرف کردن
possesses تصرف کردن دارا بودن
preoccupies از پیش اشغال یا تصرف کردن
possess تصرف کردن دارا بودن
preoccupying از پیش اشغال یا تصرف کردن
secures تصرف کردن گرفتن هدف
possessing تصرف کردن دارا بودن
secure تصرف کردن گرفتن هدف
seize ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
seizes ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
seized ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
eviction چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
evictions چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
unregenerate دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
occupy تصرف کردن سرگرم کردن
occupying تصرف کردن سرگرم کردن
conquer فتح کردن تصرف کردن
to enter ضبط کردن تصرف کردن
occupies تصرف کردن سرگرم کردن
conquering فتح کردن تصرف کردن
conquers فتح کردن تصرف کردن
tempering (metallurgy) بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
revamping دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
relay دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relayed دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
replenishing دوباره پر کردن
replenish دوباره پر کردن
refill دوباره پر کردن
refilled دوباره پر کردن
refilling دوباره پر کردن
refills دوباره پر کردن
refresh دوباره پر کردن
refreshed دوباره پر کردن
refreshes دوباره پر کردن
replenished دوباره پر کردن
replenishes دوباره پر کردن
double-check <idiom> دوباره چک کردن
looped تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
rejuveoize دوباره جوان کردن
reopening دوباره باز کردن
reforge دوباره جعل کردن
remarried دوباره عروسی کردن
re examine دوباره بازپرسی کردن
revisit دوباره ملاقات کردن
re-examine دوباره بازپرسی کردن
remarries دوباره عروسی کردن
reopens دوباره باز کردن
redefine دوباره تعریف کردن
redefined دوباره تعریف کردن
reinsure دوباره بیمه کردن
revisits دوباره ملاقات کردن
reimport دوباره وارد کردن
reconditions دوباره درست کردن
revisiting دوباره ملاقات کردن
reopen دوباره باز کردن
revaluing دوباره ارزیابی کردن
revisited دوباره ملاقات کردن
reopened دوباره باز کردن
reinstall دوباره برقرار کردن
revises دوباره چاپ کردن
reorganizes دوباره متشکل کردن
reinterpret دوباره تفسیر کردن
cold start دوباره روشن کردن
revalues دوباره ارزیابی کردن
revalued دوباره ارزیابی کردن
redefines دوباره تعریف کردن
revise دوباره چاپ کردن
back fill عمل دوباره پر کردن
re-examines دوباره بازپرسی کردن
re-examining دوباره بازپرسی کردن
reorganize دوباره متشکل کردن
retry دوباره ازمایش کردن
reorganising دوباره متشکل کردن
reinstating دوباره برقرار کردن
redirect دوباره راهنمایی کردن
redirected دوباره راهنمایی کردن
reorganises دوباره متشکل کردن
redirecting دوباره راهنمایی کردن
reorganized دوباره متشکل کردن
re-examined دوباره بازپرسی کردن
reorganizing دوباره متشکل کردن
reactivating دوباره فعال کردن
revalue دوباره ارزیابی کردن
reactivates دوباره فعال کردن
reactivated دوباره فعال کردن
reinstate دوباره برقرار کردن
reactivate دوباره فعال کردن
reorganised دوباره متشکل کردن
reinstated دوباره برقرار کردن
reinstates دوباره برقرار کردن
remarry دوباره عروسی کردن
redefining دوباره تعریف کردن
revising دوباره چاپ کردن
redirects دوباره راهنمایی کردن
restart روشن کردن دوباره
rephrasing دوباره عبارتبندی کردن
rephrases دوباره عبارتبندی کردن
rephrased دوباره عبارتبندی کردن
rephrase دوباره عبارتبندی کردن
reliving دوباره تجربه کردن
relives دوباره تجربه کردن
republish دوباره منتشر کردن
republish دوباره چاپ کردن
relived دوباره تجربه کردن
redistributing دوباره پخش کردن
reschedule دوباره برنامهریزی کردن
rescheduled دوباره برنامهریزی کردن
retake دوباره تسخیر کردن
resurfaces دوباره روکاری کردن
redeliver دوباره مستخلص کردن
resurfaced دوباره روکاری کردن
resurface دوباره روکاری کردن
recompose دوباره انشاء کردن
resorb دوباره جذب کردن
recommit دوباره زندان کردن
rescheduling دوباره برنامهریزی کردن
reschedules دوباره برنامهریزی کردن
redistributes دوباره پخش کردن
redistributed دوباره پخش کردن
reassociate دوباره معاشرت کردن
reassociate دوباره متحد کردن
re establish دوباره برپا کردن
re establish دوباره تاسیس کردن
re export دوباره صادر کردن
re form دوباره درست کردن
re paving دوباره فرش کردن
re sort دوباره جور کردن
re strain دوباره صاف کردن
reorder دوباره مرتب کردن
reasure دوباره بیمه کردن
rebind دوباره صحافی کردن
redistribute دوباره پخش کردن
redevelops دوباره پیشرفته کردن
redeveloping دوباره پیشرفته کردن
redeveloped دوباره پیشرفته کردن
redevelop دوباره پیشرفته کردن
reappraising دوباره ارزیابی کردن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com