Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (21 milliseconds)
English
Persian
regain
دوباره تصرف کردن
regained
دوباره تصرف کردن
regaining
دوباره تصرف کردن
regains
دوباره تصرف کردن
Other Matches
reopens
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revives
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regains
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
occupying
تصرف کردن
seize
تصرف کردن
seized
تصرف کردن
seizes
تصرف کردن
grab
تصرف کردن
grabbed
تصرف کردن
take possession of
تصرف کردن
occupies
تصرف کردن
come into
تصرف کردن
grabbing
تصرف کردن
grabs
تصرف کردن
hold
تصرف کردن
to come to
تصرف کردن
to take possession of
تصرف کردن
deflowers
تصرف کردن
deflowering
تصرف کردن
occupy
تصرف کردن
holds
تصرف کردن
deflower
تصرف کردن
glom on to
تصرف کردن
to come into
تصرف کردن
occupations
تصرف کردن
put in possession
تصرف کردن
occupation
تصرف کردن
to get possession of
تصرف کردن
deflowered
تصرف کردن
captures
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture
تصرف کردن ربایش
captures
تصرف کردن ربایش
capturing
تصرف کردن ربایش
disseise
تصرف عدوانی کردن
deforce
تصرف عدوانی کردن
holds
جا گرفتن تصرف کردن
dispossess
از تصرف محروم کردن
dispossessed
از تصرف محروم کردن
dispossesses
از تصرف محروم کردن
dispossessing
از تصرف محروم کردن
hold
جا گرفتن تصرف کردن
deforce
تصرف غاصبانه کردن
preoccupying
از پیش اشغال یا تصرف کردن
possess
تصرف کردن دارا بودن
possesses
تصرف کردن دارا بودن
preoccupies
از پیش اشغال یا تصرف کردن
preoccupy
از پیش اشغال یا تصرف کردن
possessing
تصرف کردن دارا بودن
secure
تصرف کردن گرفتن هدف
secures
تصرف کردن گرفتن هدف
seize
ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
seizes
ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
seized
ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
evictions
چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
eviction
چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
unregenerate
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
occupy
تصرف کردن سرگرم کردن
conquers
فتح کردن تصرف کردن
occupies
تصرف کردن سرگرم کردن
occupying
تصرف کردن سرگرم کردن
to enter
ضبط کردن تصرف کردن
conquering
فتح کردن تصرف کردن
conquer
فتح کردن تصرف کردن
tempering (metallurgy)
بازپخت
[سخت گردانی]
[دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن]
[فلز کاری]
revamp
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
relay
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
refilling
دوباره پر کردن
refilled
دوباره پر کردن
replenishing
دوباره پر کردن
double-check
<idiom>
دوباره چک کردن
refill
دوباره پر کردن
refills
دوباره پر کردن
replenish
دوباره پر کردن
replenished
دوباره پر کردن
refreshes
دوباره پر کردن
refreshed
دوباره پر کردن
refresh
دوباره پر کردن
replenishes
دوباره پر کردن
loop
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
rebuild
دوباره ساختمان کردن
reopening
دوباره باز کردن
retake
دوباره تسخیر کردن
rebuilds
دوباره ساختمان کردن
reinstating
دوباره برقرار کردن
reopened
دوباره باز کردن
rewires
دوباره سیمکشی کردن
rescheduling
دوباره برنامهریزی کردن
reactivate
دوباره فعال کردن
reschedules
دوباره برنامهریزی کردن
revise
دوباره چاپ کردن
revises
دوباره چاپ کردن
retaken
دوباره تسخیر کردن
retakes
دوباره تسخیر کردن
resurfaces
دوباره روکاری کردن
resurfaced
دوباره روکاری کردن
reinstated
دوباره برقرار کردن
retaking
دوباره تسخیر کردن
rewire
دوباره سیمکشی کردن
reopen
دوباره باز کردن
rewired
دوباره سیمکشی کردن
resurface
دوباره روکاری کردن
rewiring
دوباره سیمکشی کردن
back fill
عمل دوباره پر کردن
reopens
دوباره باز کردن
reactivating
دوباره فعال کردن
reactivates
دوباره فعال کردن
reactivated
دوباره فعال کردن
revising
دوباره چاپ کردن
reinstates
دوباره برقرار کردن
recollect
دوباره جمع کردن
redirect
دوباره راهنمایی کردن
redirected
دوباره راهنمایی کردن
reconditioned
دوباره درست کردن
recondition
دوباره درست کردن
remarry
دوباره عروسی کردن
remarries
دوباره عروسی کردن
remarried
دوباره عروسی کردن
redirecting
دوباره راهنمایی کردن
redirects
دوباره راهنمایی کردن
regarding
دوباره تسطیح کردن
cold start
دوباره روشن کردن
redefining
دوباره تعریف کردن
redefines
دوباره تعریف کردن
redefined
دوباره تعریف کردن
revaluing
دوباره ارزیابی کردن
revalues
دوباره ارزیابی کردن
recollected
دوباره جمع کردن
recollecting
دوباره جمع کردن
recollects
دوباره جمع کردن
reconditions
دوباره درست کردن
reinstate
دوباره برقرار کردن
oversrike
دوباره چاپ کردن
re examine
دوباره بازپرسی کردن
re-examine
دوباره بازپرسی کردن
re-examined
دوباره بازپرسی کردن
re-examines
دوباره بازپرسی کردن
re-examining
دوباره بازپرسی کردن
revalue
دوباره ارزیابی کردن
revalued
دوباره ارزیابی کردن
redefine
دوباره تعریف کردن
redevelop
دوباره پیشرفته کردن
redeliver
دوباره مستخلص کردن
reproduced
دوباره چاپ کردن
re establish
دوباره برپا کردن
reproducing
دوباره چاپ کردن
recompose
دوباره انشاء کردن
re establish
دوباره تاسیس کردن
recommit
دوباره زندان کردن
reorganising
دوباره متشکل کردن
re export
دوباره صادر کردن
reproduce
دوباره چاپ کردن
reemploy
دوباره استخدام کردن
rejuveoize
دوباره جوان کردن
reforge
دوباره جعل کردن
reappraising
دوباره ارزیابی کردن
reproduces
دوباره چاپ کردن
reappraises
دوباره ارزیابی کردن
reappraised
دوباره ارزیابی کردن
reappraise
دوباره ارزیابی کردن
reexamine
دوباره امتحان کردن
reengage
دوباره استخدام کردن
re form
دوباره درست کردن
rejuvenating
دوباره جوان کردن
reorganizes
دوباره متشکل کردن
recalculate
دوباره حساب کردن
reorganized
دوباره متشکل کردن
reassociate
دوباره متحد کردن
reorganize
دوباره متشکل کردن
rebind
دوباره صحافی کردن
reasure
دوباره بیمه کردن
reorganised
دوباره متشکل کردن
reassociate
دوباره معاشرت کردن
revisits
دوباره ملاقات کردن
reorganizing
دوباره متشکل کردن
rejuvenates
دوباره جوان کردن
rejuvenated
دوباره جوان کردن
rejuvenate
دوباره جوان کردن
re paving
دوباره فرش کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com