Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
reproducer
دوباره تولیدکننده
Search result with all words
card reproducer
تولیدکننده دوباره کارت
Other Matches
inductive coordination
توافق بین تولیدکننده توان الکتریکی و تولیدکننده ارتباط به روش کاهش واسط های اجباری
proligerous
تولیدکننده
producer
تولیدکننده
producers
تولیدکننده
revived
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
manufacturer's agent
نماینده تولیدکننده
sudoriferous
تولیدکننده عرق
supply price
قیمت تولیدکننده
morbific
تولیدکننده ناخوشی
Hewlett Packard
تولیدکننده کامپیوتر
program generator
تولیدکننده برنامه
hypnotic
تولیدکننده خواب
manufacturers' agent
نماینده تولیدکننده
unregenerated
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
reship
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
unregenerate
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
burner
تولیدکننده حرارت در بالن
burners
تولیدکننده حرارت در بالن
glycogenic
تولیدکننده شکردربافتههای حیوانی
regain
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
OCM
شرکت او سی ام تولیدکننده فرش شرقی
atari
یک شرکت تولیدکننده بزرگ کامپیوترهای شخصی
flag waver
مضطرب سازنده تولیدکننده هیجان عمومی
rpg
Program Report تولیدکننده برنامه گزارش
trade discount
تخفیف عمده از طرف تولیدکننده به خریدار
Tseng Labs
تولیدکننده مجموعه قط عات در آداپتورهای گرافیکی
users
نرم افزاری کامپیوتری که کاربر و نه تولیدکننده نوشته است
user
نرم افزاری کامپیوتری که کاربر و نه تولیدکننده نوشته است
loops
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
pcm
شرکت تولید کننده تختههای جانبی که سازگار کامپیوتر تولیدکننده دیگر باشند
reopens
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
fair trade laws
قوانین تجارت منصفانه قرارداد بین تولیدکننده وفروشنده برای تثبیت یا تعیین حداقل قیمت
wobbulator
تولیدکننده سیگنال اف ام که فرکانس ان با دامنه ثابت بالاپایین فرکانس مرکزی تغییرمیکند
fissiparous
تولیدکننده سلولهای جدیدبوسیله تقسیم سلولی یاشکاف تقسیم شونده
redintegrate
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
seconded
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
second
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconds
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
machines
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machine
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machined
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
plug compatible manufacurer
شرکت تولیدکننده تجهیزات کامپیوتری که بدون نیازمندی به رابطهای سخت افزاری یانرم افزاری اضافی میتواندبه سیستم کامپیوتری موجودوصل شود
revet
دوباره
anew
دوباره
again
دوباره
on more
دوباره
de novo
دوباره
bis
دوباره
continually
دوباره و دوباره
afresh
دوباره
resurge
دوباره برخاستن
refill
دوباره پرکردن
rewake
دوباره برانگیختن
rewrote
دوباره نویسی
rewrote
دوباره نوشتن
refill
دوباره پر کردن
refilled
دوباره پرکردن
refilled
دوباره پر کردن
redevelop
دوباره فاهرکردن
reissuing
دوباره منتشرکردن
reissue
دوباره منتشرکردن
reissued
دوباره منتشرکردن
redevelops
دوباره فاهرکردن
redeveloping
دوباره فاهرکردن
retransmit
دوباره فرستادن
revest
دوباره گماشتن
redeveloped
دوباره فاهرکردن
reissues
دوباره منتشرکردن
refilling
دوباره پرکردن
refilling
دوباره پر کردن
rewritten
دوباره نوشتن
re-run
دوباره دویدن
reproduction
تولید دوباره
re-running
دوباره دویدن
twice born
دوباره زاد
to come again
دوباره امدن
re-ran
دوباره دویدن
re-runs
دوباره دویدن
refills
دوباره پر کردن
second check
بررسی دوباره
refills
دوباره پرکردن
rewriter
دوباره نویس
rewrite
دوباره نوشتن
rewrite
دوباره نویسی
rewrites
دوباره نوشتن
rewrites
دوباره نویسی
rewriting
دوباره نوشتن
rewriting
دوباره نویسی
rewritten
دوباره نویسی
re construction
دوباره سازی
recurring
دوباره فاهرشونده
recoat
دوباره اندودن
redintegrate
دوباره مستقرشونده
reelect
دوباره گزیدن
reenagement
استخدام دوباره
recapturing
دوباره تسخیرکردن
recaptured
دوباره تسخیرکردن
recapture
دوباره تسخیرکردن
reproducing
دوباره تولیدکردن
refillable
دوباره پر کردنی
reproduces
دوباره تولیدکردن
rebirth
تولد دوباره
reproductions
تولید دوباره
plerosis
دوباره پرشدن
re count
دوباره شمردن
re echo
دوباره برگرداندن
re edify
دوباره ساختن
reedify
دوباره ساختن
once more
دوباره باردیگر
re establishment
دوباره برقرارسازی
re fuse
دوباره گداختن
fox message
پیام دوباره
digamy
عروسی دوباره
recature
دوباره تسخیرکردن
reproduced
دوباره تولیدکردن
reproduce
دوباره تولیدکردن
repass
دوباره عبورکردن
repeated test
ازمون دوباره
repiece
دوباره سر هم دادن
replenishment
دوباره پرکردن
repullulate
دوباره درامدن
resorb
دوباره بعلیدن
recaptures
دوباره تسخیرکردن
rejoins
دوباره پیوستن به
rejoining
دوباره پیوستن به
rejoin
دوباره پیوستن به
resorption
بلع دوباره
refresh
دوباره پر کردن
refreshed
دوباره پر کردن
regorge
دوباره فروبردن
rehear
دوباره شنیدن
reinvest
دوباره گماشتن
refreshingly
دوباره سازی
reconstructions
دوباره سازی
reconstruction
دوباره سازی
replenishing
دوباره پر کردن
replenishes
دوباره پر کردن
replenished
دوباره پر کردن
replenish
دوباره پر کردن
refreshes
دوباره پر کردن
restart
شروع دوباره
reworks
دوباره ورزیدن
reworked
دوباره ورزیدن
readjusting
دوباره تعدیل
rework
دوباره ورزیدن
refloated
دوباره به اب انداختن
reseats
دوباره نشاندن
reseating
دوباره نشاندن
reseated
دوباره نشاندن
reseat
دوباره نشاندن
readjust
دوباره تعدیل
render
دوباره دادن
readjusted
دوباره تعدیل
refreshing
دوباره سازی
rendered
دوباره دادن
come back
دوباره مد شدن
readjusts
دوباره تعدیل
rally
دوباره بکارانداختن
A fresh lease of life.
عمر دوباره
retaken
دوباره گرفتن
rallies
دوباره بکارانداختن
retake
دوباره گرفتن
refloat
دوباره به اب انداختن
repeats
دوباره گفتن
Come again
<idiom>
دوباره تکرار کن.
reworking
دوباره ورزیدن
rallied
دوباره بکارانداختن
retakes
دوباره گرفتن
double-check
<idiom>
دوباره چک کردن
refloating
دوباره به اب انداختن
refloats
دوباره به اب انداختن
renders
دوباره دادن
resell
دوباره فروختن
remakes
دوباره سازی
reinstates
دوباره گماشتن
reinstating
دوباره گماشتن
encores
دوباره بنوازید
reassembling
دوباره سوارکردن
reassembles
دوباره سوارکردن
reassembled
دوباره سوارکردن
remake
دوباره سازی
reassemble
دوباره سوارکردن
resold
دوباره فروختن
resells
دوباره فروختن
reselling
دوباره فروختن
reinstated
دوباره گماشتن
repeat
دوباره گفتن
retaking
دوباره گرفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com