Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
unregenerate
دوباره ساخته نشده
unregenerated
دوباره ساخته نشده
Other Matches
cost plus contracts
قسمتی از کالا را که به سفارش کسی ساخته میشود و هنوزعملا " ساخته نشده
unregenerate
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
specification
یات مشخصات ساخته نشده باشد
rebuilds
چیز دوباره ساخته شده
rebuild
چیز دوباره ساخته شده
beige
پارچهای که از پشم طبیعی رنگ نشده ساخته شود
toft
محلی که سابقا" در ان خانه ساخته شده بود و نوسازی نشده است
unpremediated
پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
revived
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
unobligated
اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
uncommitted
غیر متعهد نشده تعهد نشده
undisciplined
تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
unbaoked
سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
unbroke
رام نشده سوقان گیری نشده
unborn
هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
unresolved
تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
unpicked
نچیده گزین نشده انتخاب نشده
reeducate
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regains
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
unredeemed
جبران نشده سبک نشده
unsifted
الک نشده رسیدگی نشده
unsought
جستجو نشده کشف نشده
inconsummate
تکمیل نشده انجام نشده
undirected
رهبری نشده راهنمایی نشده
unset
جایگزین نشده جاانداخته نشده
irredenta
انجام نشده جبران نشده
untried
امتحان نشده محاکمه نشده
uncharged
محسوب نشده رسمامتهم نشده
unasked
خواسته نشده پرسیده نشده
unintended saving
پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
looped
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
reopening
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
incomplete
انجام نشده پر نشده
production
ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
productions
ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
unintended investment
سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
rool crush
اثر تاخوردگی
[فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
modular construction
ساختمان پیش ساخته ساختمان با بلوک پیش ساخته
redintegrate
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
framed
ساخته
wrought
ساخته
pucka
ساخته شده
soi disant
خود ساخته
officinal
ساخته واماده
self formed
خود ساخته
paved ford
گدار ساخته
prefabricate
پیش ساخته
precast
پیش ساخته
pukka
ساخته شده
ruled surface
سطح خط ساخته
made
ساخته شده
simulated
شبیه ساخته
prefabs
پیش ساخته
prefab
پیش ساخته
bamboo
ساخته شده از نی
immature
نیم ساخته
bamboos
ساخته شده از نی
self made
خود ساخته
self-made
خود ساخته
self constituted
خود ساخته
artificalism
ساخته پنداری
fecit
ساخته است
manufactured head
سر ساخته شده
makable
ساخته شدنی
it is made
ساخته میشود
irowork
اهن ساخته
i do not have it in me
از من ساخته نیست
prefabricated
پیش ساخته
haniwork
دست ساخته
hand made
ساخته دست
man-made
ساخته دست انسان
zipgun
طپانچه دست ساخته
wolframic
ساخته شده ازتنگستن
teacher made test
ازمون معلم ساخته
blueprint
نقشه پیش ساخته
blueprints
نقشه پیش ساخته
man made
ساخته دست انسان
tubular
ساخته شده ازلوله
synthetic tar
قطران باز ساخته
stanchion
ستون پیش ساخته
it is made
ساخته شده است
intermediate product
محصول نیم ساخته
built up beam
تیر ساخته شده
high wrought
با استادی ساخته شده
build up beam
تیر ساخته شده
heparin
که در کبد ساخته میشود
finished goods
کالاهای ساخته شده
cellulosic
ساخته شده از سلول
india rubbers
ساخته شده از لاستیک
marmoreal
ساخته شده از مرمر
marmorean
ساخته شده از مرمر
semi finished goods
کالاهای نیمه ساخته
india rubber
ساخته شده از لاستیک
pre fabricated
پیش ساخته شده
pre cast concrete
بتن پیش ساخته
fabrication
کالاهای ساخته شده
modular design
مدل پیش ساخته
Who has composed this tune?
این آهنگ راکی ساخته ؟
pinwale
ساخته شده ازالیاف باریک
wickerwork
ساخته شده از ترکه سبدسازی
slatted
ساخته شده از تکههای باریک
wooden
از چوب ساخته شده خشن
reed
قصب ساخته شده ازنی
home-made
<adj.>
در خانه ساخته
[تهیه]
شده
herbal
ساخته شده از علف وگیاه
whole wheat
ساخته شده از گندم ساییده
boxes are made of wood
جعبه ها از چوب ساخته میشوند
plate girder
تیر ساخته شده از تسمه
sculpturesque
ساخته شده بشکل مجسمه
sapphirine
ساخته شده ازیاقوت کبود
piragua
ساخته شده ازتنه درخت
on site concrete
بتن ساخته شده در کارگاه
modular design
مدل ساختمانی پیش ساخته
icehouse
خانه وساختمان ساخته شده از یخ
half timber
ساخته شده از الوار کوتاه
gimmal
ساخته شده از حلقههای تودرتو
finish stock
موجودی کالای ساخته شده
fictile
فرف سفالی ساخته شده از گل
ice crete
بتون یک پارچه یا پیش ساخته
broadloom
ساخته شده درکارگاه وسیع
spar bridge
پل ساخته شده ازگرده چوب
alligator
ساخته شده ازپوست تمساح
alligators
ساخته شده ازپوست تمساح
productive
مدت زمانی که یک محصولی ساخته میشود
collapsible form work
قالب قطعات پیش ساخته بتونی
waxen
ساخته شده از موم مومی شکل
oaken
ساخته شده از چوب بلوط بلوطی
Is there anything I can do to help?
آیا کاری از دست من ساخته است ؟
He is cut out for it ( this job ).
برای اینکار ساخته شده است
hand made brick
اجر ساخته شده با قالب دستی
Ethiopian architecture
معماری حبشی
[معبدهایی که از سنگ ساخته می شد]
on chip
مدار ساخته شده روی یک قطعه
paisley
ساخته شده از پشم نرم کشمیری
one address computer
دستور ساخته شده از اپراتور و آدرس
orthogonal
ساخته شده از پارامترها یا بخشهای مستقل
site concrete
بتنی که در پای کار ساخته شود
gyle
مقدارابجوی که دریک وهله ساخته میشود
twice laid
ساخته شده از انتهای رشتههای طناب
trabeation
ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
originals
آنچه اول استفاده یا ساخته شود
original
آنچه اول استفاده یا ساخته شود
trabeated
ساخته شده بوسیله تیرهای افقی
alpaca
پارچهء ساخته شده ازپشم الپاکا
technology
قط عات الکترونیکی که تازه ساخته شده اند
shack
خانه کوچک وسردستی ساخته شده کاشانه
shacks
خانه کوچک وسردستی ساخته شده کاشانه
persepolis
شهر باستانی که بعداشهر استخر بجای ان ساخته شد
technologies
قط عات الکترونیکی که تازه ساخته شده اند
nitrosulphuric
ساخته شده از امیزش تیزاب و جوهر گوگرد
fibre ribbon
ریبون مخصوص ساخته شده برای چاپگر
timber dam
سدی که اسکلت ان از چوب ساخته شده باشد
duett
قطعهای که برای دوخواننده یادونوازنده ساخته باشند
corniche
جادهای که بر لبه پرتگاهی ساخته شده باشد
durn
[تیر عمودی در ساخته شده از چوب بائو]
prototype
اولین کالاهایی که بعنوان نمونه ساخته میشود
viaducts
پلی که جهت عبورومرورروی دره ساخته میشود
hydro
هتل یامهمانخانهای که مجاور اب معدنی ساخته میشود
prototypes
اولین کالاهایی که بعنوان نمونه ساخته میشود
iambic verse
شعری که بحر ان بر وتدمجموع ساخته شده باشد
custom-built
آنچه مخصوص یک مشتری ساخته شده است
There is nothing I can do about it.
از دست من دراین باره کاری ساخته نیست
Golden House
[سرای رومی ساخته شده توسط نرو]
viaduct
پلی که جهت عبورومرورروی دره ساخته میشود
widdy
طناب یا بند ساخته شده ازترکه نرم
stationery
کاغذی که برای استفاده در چاپگر ساخته شده است
bulk head
دیواریکه برای جلوگیری ازفشار اب یا خاک ساخته میشود
manchet
قرص نام ساخته شده از گندم اعلی وخالص
fulham
طاس تخته نردی که برای تقلب ساخته شده
glyptal
رزین مصنوعی ساخته شده ازگلیسیرین و اسید فتالیک
guard rail
نرده هائیکه در دوطرف پل جهت عابرین ساخته میشود
yacht rope
طناب ساخته شده از الیاف نرم و سفید مانیل
product
محصولی که در انتهای فرآیند تولید ساخته شده باشد
greek fire
ماده اتشگیری که یونانیان استانبول ساخته بودندوزیراب میسوخت
products
محصولی که در انتهای فرآیند تولید ساخته شده باشد
Liberty
[مجسمه زن نماد آزادی که توسط هنرمندان فرانسوی ساخته شد.]
laced valley
[شیار ساخته شده از کاشی یا تخته سنگ برای عبور آب]
dos
سیستم عاملی که توسط ماکروسافت برای IBM PC ساخته شده
mosfet
ترانزیستور میدانی سریع و قوی ساخته شده با روش MOS
gopher wood
چوبی که کشتی نوح ازان ساخته شدوحدس میزنندسرویاکاج باشد
meerschaum
هیدروسیلیکات منیزیم سرچپق یاسرقلیانی که ازاین سنگ ساخته میشود
billycock
نوعی کلاه گرد مردانه که ازنمد نرم ساخته میشود
Industrialized building
[تکنیک ساخت و معماری ساختمان های صنعتی پیش ساخته]
checked
دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
check
دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
joint filler
نوارهایی که ازمواد قابل تراکم ساخته شده و پر کردن درزها به کارمیرود
india paper
کاغذ مرکب خشک کن نرم وکرم رنگی که در چین ساخته میشود
an iconic statue
مجسمهای که از روی نمونه و مطابق قرارداد صنعتی ساخته شده باشد
checks
دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com