English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
stock piling ذخیره نمودن
Other Matches
associative storage یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
CDs DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
CD DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
volume کل فضای ذخیره شده توسط داده در سیستم ذخیره سازی
interior label برچسب مشخصات ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی
volumes کل فضای ذخیره شده توسط داده در سیستم ذخیره سازی
storage حافظه یا رسانه ذخیره سازی که با قط ع برق داده ذخیره شده را از دست میدهد
mass storage وسیله ذخیره پشتیبان که قادر به ذخیره سایز حجم زیاد داده است
high تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
mail box فضای ذخیره سازی الکترونیکی با آدرس که پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
permanent فایل داده که در وسیله ذخیره سازی پشتیبان ذخیره شده مثل دیسک درایو
highest تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
highs تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
mailboxes فضای ذخیره سازی الکترونیکی به همراه آدس که در آن پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
mailbox فضای ذخیره سازی الکترونیکی به همراه آدس که در آن پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
volatile memory حافظه یا رسانه ذخیره سازی که داده ذخیره شده در آن را در صورت قط ع منبع تغذیه از دست میدهد.
reservoirs سرباز احتیاط یا ذخیره روغن ذخیره توپ
reservoir سرباز احتیاط یا ذخیره روغن ذخیره توپ
softer نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
soft نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
read گیرندهای که سیگنالهای ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی مغناطیسی را می خواند و به حالت الکتریکی اصلی تبدیل میکند
softest نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
reads گیرندهای که سیگنالهای ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی مغناطیسی را می خواند و به حالت الکتریکی اصلی تبدیل میکند
bubble memory روش ذخیره سازی داده دودویی با استفاده از خصوصیات مغناطیسی رسانه ها تا دادههای با حجم بالا در حافظه اصلی ذخیره شوند
macbinary سیستم ذخیره و ارسال فایلی که به فایلهای Macintosh به همراه نشانه ها و نام فایل طولانی اجازه می دهند روی سیستمهای دیگر ذخیره شوند
RLL encoding روش سریع وکارای ذخیره داده روی دیسک که تغییرات در اجرای بیتهای داده ذخیره می شوند
fifo روش ذخیره سازی خواندن و نوشتن به طوری که اولین عنصر در اولین فراخوانی ذخیره میشود
downloadable نوشتاری که در دیسک ذخیره شده است و قابل ارسال به چاپگر است و نیز ذخیره شدنی در RAM یا حافظه موقت
databank 1-حجم بزرگی از داده که به صورت ساخت یافته ذخیره شده است . 2-رکوردهای شخصی که در کامپیوتر ذخیره شده اند
prodos سیستم عامل II APPLE که برای حمایت دستگاههای ذخیره انبوه و دستگاههای ذخیره فلاپی دیسک طراحی شده است
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
registering ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
registers ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
register ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
swopping فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swaps فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopped فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swapped فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swap فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swops فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
stack روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacks روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacked روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
circulating چرخش ذخیره سازی که دادههای ذخیره شده رابه صورت مجموعهای از باس ها که در طول رسانه حرکت می کنند نگهداری میکند و وقتی به انتها می رسند دوباره تولید میکند
balanced mobilization بسیج متعادل اماد ذخیره تهیه اماد ذخیره به طورمتعادل
documenting نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
documented نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
document نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
animalize نمودن
abstract نمودن
abstracting نمودن
showŠetc نمودن
shows نمودن
animadvert نمودن
dost نمودن
seems نمودن
dont نمودن
seemed نمودن
seem نمودن
showed نمودن
show نمودن
abstracts نمودن
to gain any ones ear نمودن
dim نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
dimmed نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
dims نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
mail server کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
sketched رسم نمودن
curtail مختصر نمودن
curtails مختصر نمودن
sketch رسم نمودن
doubled مضاعف نمودن
doubled up مضاعف نمودن
curtailed مختصر نمودن
curtailing مختصر نمودن
affixing اضافه نمودن
account محاسبه نمودن
plot رسم نمودن
standardizes استاندارد نمودن
plots رسم نمودن
standardize استاندارد نمودن
standardising استاندارد نمودن
standardises استاندارد نمودن
standardised استاندارد نمودن
sorting مرتب نمودن
depilate ازاله مو نمودن از
installs منصوب نمودن
sketches رسم نمودن
installing منصوب نمودن
digitizing دیجیتالی نمودن
plotted رسم نمودن
install منصوب نمودن
acquit نمودن برائت
double مضاعف نمودن
accommodates تطبیق نمودن
microjustification ریزتراز نمودن
adjust تسویه نمودن
fill up خاکریزی نمودن
arraign احضار نمودن
misrepresentation بد ارائه نمودن
abate رفع نمودن
instal منصوب نمودن
abated رفع نمودن
abates رفع نمودن
assimilatc مقایسه نمودن
abating رفع نمودن
authorise مجاز نمودن
numeralization عددی نمودن
adjust تصفیه نمودن
affix اضافه نمودن
affixes اضافه نمودن
sums خلاصه نمودن
sum خلاصه نمودن
acquits نمودن برائت
acquitting نمودن برائت
affixed اضافه نمودن
anneal بادوام نمودن
send ارسال نمودن
sending ارسال نمودن
sends ارسال نمودن
accommodate تطبیق نمودن
accommodated تطبیق نمودن
indorsation تصویب نمودن
standardizing استاندارد نمودن
dissociates تفکیک نمودن
impeached احضار نمودن
impeach احضار نمودن
friend یاری نمودن
cater فراهم نمودن
catered فراهم نمودن
to humble oneself افتادگی نمودن
imprison حبس نمودن
catering فراهم نمودن
caters فراهم نمودن
imprisons حبس نمودن
dusk تاریک نمودن
imprisoning حبس نمودن
waived اغماض نمودن
impeaching احضار نمودن
dissociate تفکیک نمودن
waive اغماض نمودن
impeaches احضار نمودن
friends یاری نمودن
waives اغماض نمودن
mirroring معکوس نمودن
dissociating تفکیک نمودن
run length limited encoding روش سریع و کارای ذخیره سازی داده روی دیسک که تغییرات روی بیتهای داده ذخیره می شوند
compass مدارچیزی راکامل نمودن
deciphers کشف رمز نمودن
hedge کسب مصونیت نمودن
bash دست پاچه نمودن
bestialize جانور خوی نمودن
decipher کشف رمز نمودن
indexed اندکس فهرست نمودن
reciprocated مقابله به مثل نمودن
reciprocate مقابله به مثل نمودن
bashes دست پاچه نمودن
bashing دست پاچه نمودن
hedges کسب مصونیت نمودن
reciprocates مقابله به مثل نمودن
hedged کسب مصونیت نمودن
bashed دست پاچه نمودن
pontify خودرا مقدس نمودن
frequency stabilization پایدار نمودن فرکانس
committing متعهدبانجام امری نمودن
accoutre با تجهیزات اماده نمودن
price fixing ثابت نمودن قیمت
magnetic tape sorting مرتب نمودن با نوارمغناطیسی
commits متعهدبانجام امری نمودن
commit متعهدبانجام امری نمودن
sign a waiver قبول اغماض نمودن
rebuilds تجدید بنا نمودن
committed متعهدبانجام امری نمودن
credit insurance بیمه نمودن اعتبار
cornering the market قبضه نمودن بازار
brutalization حیوان صفت نمودن
rebuild تجدید بنا نمودن
index اندکس فهرست نمودن
deciphered کشف رمز نمودن
anticlimax بیان قهقرایی نمودن
receipt اعلام وصول نمودن
anticlimaxes بیان قهقرایی نمودن
indexes اندکس فهرست نمودن
receipts اعلام وصول نمودن
storage فضای ذخیره سازی داده که بیشتر از یک میلیون میلیون بیت داده میتواند ذخیره کند
alphanumeric sort مرتب نمودن الفبا عددی
suppliers rating درجه بندی نمودن فروشنده ها
depose عزل نمودن خلع کردن
deposes عزل نمودن خلع کردن
glamorize فریبا نمودن طلسم کردن
immersed غوطه ور کردن شناور نمودن
accentuate اهمیت دادن برجسته نمودن
instate برقرار کردن منصوب نمودن
to be i. with an idea فکری در کسی تاثیر نمودن
zapped پاک نمودن قسمتی از برنامه
glamorises فریبا نمودن طلسم کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com