English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
conical scanning ردیابی امواج به طورمخروطی
Other Matches
homing روش تعقیب و ردیابی امواج رادیویی یا رادار و پیدا کردن ایستگاه فرستنده ان
guided propagation تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
infrared line scan ردیابی خطی با اشعه مادون قرمز ردیابی مستقیم بامادون قرمز
modulation سوار کردن امواج انرژی روی امواج الکترومغناطیسی برای ارسال
confusion reflector وسیله پخش امواج فریبنده سیستم انعکاس امواج گیج کننده
modulating مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulates مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulate مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
radiation scattering انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
emission control کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
radiological monitoring ارسال امواج تشعشعی یا رله امواج تشعشعی هستهای
trapping اختلاف در امواج رادار ممانعت از پخش امواج رادار
detection ردیابی
tracking ردیابی
tracings ردیابی
tracing ردیابی
traced ردیابی کردن رد پا
tracked ردیابی کردن
track ردیابی کردن
trace ردیابی کردن رد پا
tracks ردیابی کردن
trace ردیابی کردن
traced ردیابی کردن
traces ردیابی کردن رد پا
traces ردیابی کردن
tracing routine روال ردیابی
tracking station ایستگاه ردیابی
traceable قابل ردیابی
tracking stations ایستگاه ردیابی
selective trace ردیابی گزیده
plot ردیابی کردن
plots ردیابی کردن
plotted ردیابی کردن
surface action plotting table میز ردیابی زیر دریایی
spadat سیستم ردیابی و اکتشاف سفینههای فضایی
ground swell امواج
transient wave امواج سیار
radio waves امواج رادیویی
wander wave امواج سیار
electromagnetic waves امواج الکترومغناطیسی
electromagnetic waves امواج الکترومگنتیک
brain waves امواج مغزی
crashing waves امواج خروشان
tidal waves امواج جزرومدی
gravitational waves امواج گرانشی
incoherent waves امواج همدوس
hertzian waves امواج هرتز
oscilloscope اشکارسازی امواج
sky wave امواج اسمانی
spoondrift ترشح امواج
ground waves امواج زمینی
the waves of the sea امواج دریا
gravity waves امواج ثقلی
thermal waves امواج گرمایی
tosser دستخوش امواج
gravitational waves امواج جاذبه
reverberations برگشت امواج
pulsed امواج ضربانی
pulse امواج ضربانی
emission انتشار امواج
emissions انتشار امواج
interference تداخل امواج
pulsing ضربان امواج
reverberation برگشت امواج
high freqyency aerial آنتن امواج بلند
hertzian wave امواج هرتز hertz
conical scanning انتشار مخروطی امواج
wave front جبهه امواج رادیویی
wave band دسته امواج رادیو
the waves beats or the shore امواج به ساحل می کوبد
diathermy interference تداخل امواج دیاترمی
echoing برگشت امواج رادار
the wares beat the shore خوردن امواج به ساحل
tidal wave امواج جذر و مدی
pulsing پرتاب امواج انرژی
radio sextant گیرنده امواج کیهانی
interference zone ناحیه ی تداخل امواج
reverberation برگشت دادن امواج
echoes برگشت امواج رادار
airwave امواج رادیو و تلویزیون
propagation پخش امواج یا اعلامیه
interference area ناحیه ی تداخل امواج
reverberations برگشت دادن امواج
attenuation افت قدرت امواج
bleeding باند تداخل امواج
echo برگشت امواج رادار
echoed برگشت امواج رادار
oscilloscope دستگاه نشان دهنده امواج
oscillograph دستگاه ثبت نوسان امواج
oscillator تفکیک کننده امواج اشکارساز
numbered wave امواج پشت سر هم عملیات اب خاکی
radio navigation ناوبری بااستفاده از امواج بی سیم
oscillations تفکیک امواج اشکار سازی
oscillation تفکیک امواج اشکار سازی
radar imagery عکاسی به وسیله امواج رادار
homing mine مین حساس به انعکاس امواج
inductive interference voltage ولتاژ تداخل امواج القائی
surface reverbration امواج برگشتی سطحی رادار
sweep jamming امواج سیار پارازیت رادیویی
cynometer دستگاه اندازه گیری امواج
wave period زمان تناوب امواج دریا
back scattering پخش معکوس امواج رادیویی
back scattering توزیع معکوس امواج رادیویی
assault waves امواج هجومی نفرات و وسایل
altitude delay افت ارتفاع امواج رادار
sea foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
ocean foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
beach foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
beam width عرض ستون امواج رادار
coastal refraction انعکاس ساحلی امواج رادیویی
spume کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
emitter منتشر کننده پس دهنده امواج
awash سرگردان بر روی امواج دریا
convergence zone منطقه تقارب امواج سونارزیردریایی
angstrom واحد اندازه گیری طول امواج
omnidirectional گیرنده یا فرستنده امواج درجهت مناسب
emission تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
carrier wave موج حامل امواج رادار یا بی سیم
doppler effect اثر برگشت امواج روی فرستنده
junk surf امواج نامناسب برای موج سواری
emissions تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
sound box جعبه تبدیل امواج صوتی به صدا
carrier frequency فرکانس حامل امواج بی سیم یا رادار
beacon امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
influence mine مین حساس به تاثیر امواج رادیویی
repeater jammer دستگاه پخش پارازیت وفرستنده امواج
oscilloscope دستگاه نشان دهنده نوسان امواج
balloon reflector بالن منعکس کننده امواج الکترونیکی منعکس کننده امواج الکترونیکی بالن
sea return امواج بازگشتی از دریا به صفحه رادار
beacons امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
operating signal چانل موجوددر دستگاه امواج ارسالی
scend در اثر حرکت امواج بالا وپایین رفتن
warbling وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
radar mile زمان لازم برای رسیدن امواج به هدف
reverberation index دستگاه نشان دهنده میزان امواج برگشتی
active mine مین منفجر شونده از طریق انعکاس امواج
high frequency interference تداخل امواج فرکانس بالا سیگنال مزاحم
ground waves امواج سطحی رسیده به رادار یادستگاههای مخابراتی
equisignal zone منطقهای که دارای امواج مغناطیسی یکسان است
warbled وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
warble وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
warbles وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
lotic زیست کننده بر روی امواج سریع السیر
coastal refraction تغییر جهت امواج رادیویی در برخورد به ساحل
holding point نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
influence sweep پاکسازی میدان مین بااستفاده از امواج رادار یارادیویی
bang صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
CB رادیوی موج کوتاه که میتواند این امواج را بگیرد
sonar دستگاه کاشف زیر دریایی بوسیله امواج صوتی
microphone وسیلهای که امواج صوتی را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکند
microphones وسیلهای که امواج صوتی را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکند
terrain return انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
hypersonic دارای سرعتی پنج یا شش برابر امواج صوتی در فضا
vor وسیله تعیین جهت ارسال امواج فرستنده دشمن
electroencephalograph دستگاه ثبت امواج الکتریکی مغز بوسیله برق
banged صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
low frequency امواج رادیویی دارای تناوب اندک دون بسامد
banging صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
bangs صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
cardinal points effect اثرعمود قرار گرفتن خط امواج رادار به صفحه تصویر زمین
air picket هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
radioactivity قابلیت پخش امواج هستهای رادیواکتیویته داشتن قدرت تشعشع اتمی
homing adaptor تطبیق کننده مسیر پروازهواپیما با جهت امواج راداریا ایستگاه کنترل
fan marker نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
homing device رادارهای ردیاب امواج رادیویی و رادار برای پیداکردن ایستگاه فرستنده انها
asdic دستگاه سونار رادار کشف هدف به وسیله پخش امواج صوتی در زیر اب
cw system سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
spacing impulse نوعی روش رادیو تله تایپ که در ان ارسال امواج به طوریک در میان ضربانی است
raster scan ردیابی افقی محل تصویر پیمایش محل تصویر
radar tracking تعقیب به وسیله رادار ردیابی هدفها به وسیله رادار
aided tracking سیستم ردیابی خودکار سیستم تعقیب خودکار هدفها
ultrasonic inspection متد تست غیرمخرب که در انهاترکها توسط ناپیوستگی انتشار امواج نوسانات مکانیکی در فلز اشکار میشود
continuous wave امواج الکترومگنتیک که بدون فاصله تکرار میشوند ومعمولا دارای دامنه و طول موج و فرکانس ثابت میباشند
automatic search jammer دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
CB مخفف وابسته به امواج رادیویی که برای استفادهی افراد عادی که میخواهند با فرستندهی خصوصی مخابره کنند کنارگذاشته شده است
scheduled wave امواج برنامه ریزی شده حرکات اب خاکی موج طبق برنامه
triple point نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
attenuation factor ضریب فرسایش انرژی موج ضریب افت قدرت امواج
homing guidance هدایت هواپیما یا موشک بااستفاده از امواج رادار هدایت الکترونیکی
excitation انتشار امواج مخابراتی تغذیه لامپ دستگاههای مخابراتی پخش موج درفرستنده
chaff وسایل تولید پارازیت دردستگاه رادار نوارهای منعکس کننده امواج رادار
skin paint نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود
imit ative deception فریب ایستگاههای گیرنده دشمن با تقلید امواج ایستگاههای ان
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
radio wave امواج الکترو مغناطیسی رادیو موج رادیو
high frequency دارای فرکانس با تکرار زیاد امواج پر فرکانس
railings امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
railing امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
radio interference تداخل امواج رادیویی انترفرنس رادیویی
inductive interference تداخل امواج القائی انترفرنس القائی
electroencephalogram منحنی هایی که توسط دستگاه ثبت امواج مغز ثبت شده است موج نگاری مغز
monitored رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitor رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitors رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
electromagnetic waves امواج الکترومغناطیسی پرتوهای الکترومغناطیسی
radar return انعکاس امواج در روی صفحه رادار علایم صفحه رادار
blips نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
blip نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
cloud band border [حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com