English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 193 (11 milliseconds)
English Persian
tierced ردیف دار
Search result with all words
class ردیف
classed ردیف
classes ردیف
classing ردیف
file ردیف صف به صف کردن
filed ردیف صف به صف کردن
row ردیف سطر
row ردیف چند خانه
row ردیف کردن
row ردیف
row ردیف مین
row 1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند
rowed ردیف سطر
rowed ردیف چند خانه
rowed ردیف کردن
rowed ردیف
rowed ردیف مین
rowed 1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند
rows ردیف سطر
rows ردیف چند خانه
rows ردیف کردن
rows ردیف
rows ردیف مین
rows 1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند
align دریک ردیف قرار گرفتن
align ردیف کردن
aligned دریک ردیف قرار گرفتن
aligned ردیف کردن
aligning دریک ردیف قرار گرفتن
aligning ردیف کردن
aligns دریک ردیف قرار گرفتن
aligns ردیف کردن
string ردیف سلسله
rack ردیف
racked ردیف
racks ردیف
wracked ردیف
wracks ردیف
line ردیف
lines ردیف
series سلسله ردیف
scanner وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
stack ردیف کردن وسایل و تجهیزات
stacked ردیف کردن وسایل و تجهیزات
stacks ردیف کردن وسایل و تجهیزات
cue ردیف
cues ردیف
bookend تخته یاچیز دیگری که درانتهای ردیف کتب برای نگاهداری انهامی گذارند
bookends تخته یاچیز دیگری که درانتهای ردیف کتب برای نگاهداری انهامی گذارند
sequence ردیف
sequences ردیف
assembly line دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
assembly lines دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
terrace ردیف خانههای بهم پیوسته
terraces ردیف خانههای بهم پیوسته
forward بازی کن ردیف جلو به جلو
forwarded بازی کن ردیف جلو به جلو
column ردیف
column ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
columns ردیف
columns ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
dual استاندار بستههای مدار مجتمع با استفاده از دو ردیف موازی از سوزنهای متصل در امتداد لبه
swathe ردیف باریک راه باریک
swathes ردیف باریک راه باریک
frequencies تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
frequency تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
pattern ردیف بندی
patterns ردیف بندی
range ردیف
range سلسله ردیف
ranged ردیف
ranged سلسله ردیف
ranges ردیف
ranges سلسله ردیف
line up ردیف ایستادن تیم
line-up ردیف ایستادن تیم
line-ups ردیف ایستادن تیم
hedgerow ردیف بوتههای پرچین
hedgerow ردیف خاربن
hedgerows ردیف بوتههای پرچین
hedgerows ردیف خاربن
run ردیف
runs ردیف
rank ردیف
rank ردیف صف
ranked ردیف
ranked ردیف صف
ranks ردیف
ranks ردیف صف
footlights ردیف چراغهای جلو صحنه نمایش ومانند ان
unclassified در ردیف بخصوصی قرار نگرفته
dress circle صندلیهای ردیف جلوتماشاخانه
succession ردیف جانشینی
successions ردیف جانشینی
tier ردیف صندلی
tier ردیف
tier ردیف کردن
tier ردیف شدن
tier ردیف افقی
Other Matches
Jaldar [نوعی طرح پاکستانی که در آن ردیف های لوزی شکل و هشت وجهی بصورت یک ردیف در میان بافته می شوند.]
terraced houses خانههای در یک ردیف ردیف خانه ها
row marker دستک نشانه ردیف مین علامت ردیف مین
deque ردیف
octachord ردیف
tiers ردیف
aline ردیف شدن
single line ردیف تکی
tiers ردیف صندلی
single line ردیف مجزا
single file یک ردیف ستون
realigned ردیف کردن
realign ردیف کردن
shaw ردیف درختان
tierced ردیف شده
in a row ردیف شده
lance corporal هم ردیف سرجوخه
spooler برنامه ردیف گر
serially بطور ردیف
seriated ردیف شده
realigning ردیف کردن
file number شماره ردیف
tiers ردیف کردن
tiers ردیف شدن
item number شماره ردیف
tiers ردیف افقی
colonnade ردیف ستون
realigns ردیف کردن
colonnades ردیف ستون
clavier ردیف جا انگشتی
clavier ردیف مضراب
seriation ردیف کردن
hypen ladder ردیف خطوط تیره
monopteral دارای یک ردیف ستون
eleven punch سوراخ ردیف یازدهم
tertial سومین ردیف شاهپر
second defendant متهم ردیف دوم
rivet gage فاصله بین دو ردیف پرچ
onside در ردیف یا پشت سر توپدار بودن
print spooling progarm برنامه ردیف کننده چاپ
colonnades ستون بندی ردیف درخت
straight f. پنج برگ ردیف ویکرنگ
key-couse [بیش از یک ردیف سنگ سر طاق]
corvette رزمناوی که یک ردیف توپ دارد
bat around توپ زدن به نوبت در یک ردیف
colonnades ردیف ستون ایوان ستوندار
colonnade ردیف ستون ایوان ستوندار
colonnade ستون بندی ردیف درخت
quart major ردیف تک خال وشاه وبی بی وسرباز
coffer-dam [مانع موقت آب بین دو ردیف شمعها]
corbel-table [ردیف هایی از قوس های پیشکرده]
peristyle ردیف ستونهای اطراف ایوان یا حیاط
lagomorphous وابسته به پستانداران جونده دو ردیف دندانی
lagomorphic وابسته به پستانداران جونده دو ردیف دندانی
hypostyle دارای سقف مبتنی بر ردیف ستون
quinquereme یکجورکرجی که پنج ردیف پاروزن داشت
beading تزیینی مرکب از دانهیا گویچههای ردیف شده
beadings تزیینی مرکب از دانهیا گویچههای ردیف شده
peristome ردیف دندانههای کوچک درپیرامون دهانه خزه ها
hamatum استخوان چنگکی ردیف دوم مچ دست پستانداران
square leg محل بازیگر در ردیف توپزن وکمی دور از او
variable stator توربین گازی با چند ردیف تیغه استاتور
wing forward هریک از دومهاجم بیرون ردیف دوم یاسوم در تجمع
amphistylar دارای دو ردیف ستون درطرفین یا در جلو و عقب ساختمان
the taxis are on their rank اتومبیلهای کرایهای درایستگاه خود ردیف ایستاده اند
row [ردیف بافت در عرض فرش که گاه به آن رجشمار نیز می گویند.]
crankle دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
Crinkle دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
crankum دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
v engine موتور پیستونی که سیلندرهای ان در دو ردیف مایل بشکل 7 قرار گرفته اند
crinkum دیواره ی باغ [که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
vee engine موتور پیستونی که سیلندرهای ان در یک ردیف و بصورت مایل به یکدیگرقرار گرفته اند
x engine موتور پیستونی با چهار ردیف سیلندر که از نمای روبروبصورت ایکس قرار گرفته اند
broad arrow engine موتور پیستونی با سه ردیف سیلندر که با زاویه کمتر از09 درجه نسبت به یکدیگرقرارگرفته اند
h engine موتور پیستونی با دو ردیف سیلندر روبروی قائم دوتایی و با دو میل لنگ که به خروجی مرکزی متصل شده اند
DIL مشخصه استاندارد برای بستههای مدار پیچیده که از دو ردیف موازی سوزنهای متصل در هر طرف تشکیل شده است
tertiery پر سومین ردیف بال مرغ سومین دوره طبقات الارضی
DB connector اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
fraudulent weave [false] بافت تقلبی [بافته هایی با تعداد پود بیش از حد عرف در هر ردیف یعنی دو یا سه پود یا با استفاده از نخ های مصنوعی]
Dudley carpet فرش سفارشی ایرانی دادلی [مربوط به قرن هفدهم میلادی به همراه درختان شکوفه دار و زمینه گل و بته بصورت ردیف های عرضی و جلوه ای از طرح جوشقان]
Moghat مقات [نوعی واحد اندازه گیری در مشهد که مبنای آن تعداد هزار و دویست گره در یک ردیف طولی و عرضی بوده و جهت پرداخت دستمزد بافنده بکار می رود.]
linemate مهاجم هم ردیف در خط مهاجم دیگر
mine row ردیف مین در میدان مین
swath ردیف باریک راه باریک
seriatim بطور ردیف جزء جزء
printhead 1-ردیف سوزن ها در چاپگر matrial-dot که حروف را به صورت مجموعهای از نقاط ایجاد میکند. 2-حالت فلزی یک حرف که برای چاپ حرف روی کاغذ در ریبون جوهری فشار داده شده است
Miri design طرح بته میری [طرح بته جقه] [این طرح که جلوه ای از درخت سرو را نشان می دهد بصورت ردیف های تکراری و قرینه کل فرش را در بر می گیرد.]
offset knots گره نامتقارن [گاه جهت ایجاد سایه و تفاوت ظاهری طرح با دیگر قسمت ها به جای تکرار گره زدن بر روی دو تار مشابه در ردیف بافت بعدی از سه تار شماره یک، دو، سه و یا یک، سه، دو استفاده می کنند.]
hollerith code سیستم کدگذاری که از سوراخ هایی در کارت بری نمایش حروف و نشانه ها استفاده میکند. این سیستم از دو مجموعه ردیف 12 تایی برای تامین محل کافی هر کد استفاده میکند
latch hooks طرح قفل قلاب شکل [این طرح با لبه مثلثی شکل و یا مربع شکل بصورت ردیف های موازی و متناوب هم جهت، در حاشیه فرش های روستائی و ترکمنی بکار می رود.]
cable weft پود ضخیم [بعد از کامل شدن یک ردیف گره جهت محکم کردن آنها در اکثر فرش ها از یک پود نازک و سپس یک پود کلفت استفاده می شود در برخی مناطق نیز از دو پود نازک و یک پود کلفت بصورت یک در میان استفاده میکنند]
adjacent rows ردیف های مجاور [رج های مجاور]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com