Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English
Persian
column
ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
columns
ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
Other Matches
the police are on his track
مامورین شهربانی اورا دنبال می کنند
scalar
نوع داده حاوی دادههای مجزا که قابل پیش بینی هستندو رشتهای را دنبال می کنند
mouse
که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
tightrope
طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
mouses
که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
tightropes
طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
live lining
ماهیگیری در رودخانه که نخ و قلاب با جریان اب حرکت می کنند
carriages
کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
carriage
کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
train headway
فاصله زمانی حرکت دو ترن که یک یکان را حمل می کنند
sag wagon
وسیله نقلیه که به دنبال دوچرخه سواران در جاده حرکت میکند تا کسانی را که از مسابقه خارج می شوندسوار کند
chalk troops
سری افراد یا یکانهایی که بایستی با یک سریال هوایی حرکت کنند
microspacing
خصوصیت بعضی چاپگرها که به انها امکان میدهد تا درفاصلههای بسیار کوچکی حرکت کنند
technical escort
پرسنل فنی متخصصی که همراه یک وسیله برای نصب یا اموزش یا کار انداختن ان حرکت می کنند
offset knots
گره نامتقارن
[گاه جهت ایجاد سایه و تفاوت ظاهری طرح با دیگر قسمت ها به جای تکرار گره زدن بر روی دو تار مشابه در ردیف بافت بعدی از سه تار شماره یک، دو، سه و یا یک، سه، دو استفاده می کنند.]
Jaldar
[نوعی طرح پاکستانی که در آن ردیف های لوزی شکل و هشت وجهی بصورت یک ردیف در میان بافته می شوند.]
yoke
جفت یا گروهی ازهدهای خواندن- نوشتن که به یکدیگر متصل هستند و برروی دو یا چند شیار نوار یادیسک مغناطیسی حرکت می کنند
mechanical mouse
mouse حرکت داده میشود و توپ درون آن می چرخد و به احساس کننده ها که حرکات افق و عمودی را کنترل می کنند برخورد میکند
scanners
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanner
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
terraced houses
خانههای در یک ردیف ردیف خانه ها
passenger plane
هواپیمای مسافربری
jetliner
هواپیمای مسافربری
passenger aircraft
هواپیمای مسافربری
airliners
هواپیمای مسافربری
airliner
هواپیمای مسافربری
airliner
هواپیمای مسافربری
passenger liner
کشتی مسافربری
to provoke somebody until a row breaks out
<idiom>
کسی را اینقدر اذیت کنند که شروع کنند به دعوی و پرخاش
noncompatibility
دو یا چند سخت افزار که نمیتوانند داده رد و بدل کنند یا از وسیله جانبی یکسان استفاده کنند
multiprocessor
تعداد واحدهای پردازش که با هم یا جداگانه کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
multiprocessing system
سیستمی که چندین واحد پردازنده به هم کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
When brothers quarrel, only fools believe.
<proverb>
برادران جنگ کنند ابلهان باور کنند.
modes
حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
mode
حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
decoy ships
کشتیهای فریبنده
mercantile marine
کشتیهای تجارتی
decoy ships
کشتیهای مصنوعی
sisten ships
کشتیهای همانندیامتشابه
epicyclic transmission
یک یاچند چرخ دنده که در داخل یاخارج چرخ دنده دیگری حرکت می کنند
scheduled plane
هواپیمای مسافربری
[با زمان پرواز مشخص]
scheduled service plane
هواپیمای مسافربری
[با زمان پرواز مشخص]
real time
با همان سرعتی که در جهان واقعی حرکت می کنند.نقاشی متحرک بلا درنگ نیاز به سخت افزار نمایش قادر به نمایش یک ترتیب به صورت ده تصویر مختلف در ثانیه دارد
small craft
کشتیهای کوچک ضتی ب
wooden walls
ناوها یا کشتیهای جنگی
flota
دسته کشتیهای اسپانیولی
fleet
دسته کشتیهای جنگی
fleets
دسته کشتیهای جنگی
row marker
دستک نشانه ردیف مین علامت ردیف مین
shipper
کشتیهای حمل و نقل دریایی
commercial water movement
حمل و نقل با کشتیهای شخصی
circulating
چرخش ذخیره سازی که دادههای ذخیره شده رابه صورت مجموعهای از باس ها که در طول رسانه حرکت می کنند نگهداری میکند و وقتی به انتها می رسند دوباره تولید میکند
deep submergence
زیردریایی نجات کشتیهای غرق شده
menorah
شمعدانی که در کشتیهای جنگی یهود بکار میرفته
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
collision detection
پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
privateering
شرکت کشتیهای غیر نظامی درجنگ دریایی piracy
flag discrimination
مخالفت یک کشور با حمل کالاهای خود توسط کشتیهای غیر
MMU
مدارهای منط قی الکترونیکی که سیگنالهای تنظیم حافظه تولید می کنند و تط بیق آدرس حافظه مجازی به محلهای حافظه فیزیکی را کنترل می کنند. MMU در قطعه پردازنده مجتمع شده است
CSMA CD
پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
hovering acts
قوانینی که بر رفت و امد کشتیهای خودی و اجنبی در محدوده معینی ازابهای کشور حکمفرمایی میکند
right of search
حقی که کشتیهای دول متحارب برای جستجوی ناوگان ممالک بیطرف به منظور مطمئن شدن از بیطرفیشان دارند
companding
دو فرآیندی که داده را پیش از ارسال یا ذخیره فشرده می کنند و سپس داده فشرده را به صورت اولیه ذخیره می کنند
free port
بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
free ports
بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
move off the ball
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tapes
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
transfer
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
compound motion
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
dangler
دنبال رو
rearing
دنبال
pursuits
دنبال
in the wake of
در دنبال
pursuit
دنبال
rear
دنبال
pope's nose
دنبال چه
parsmip nose
دنبال چه
pickup artist
زن دنبال کن
attachment
دنبال
reared
دنبال
pick-up artist
زن دنبال کن
rears
دنبال
philanderer
زن دنبال کن
player
[American E]
زن دنبال کن
philanderers
زن دنبال کن
wracks
ردیف
deque
ردیف
rank
ردیف
tier
ردیف
rank
ردیف صف
tiers
ردیف
line
ردیف
lines
ردیف
ranks
ردیف
sequences
ردیف
sequence
ردیف
wracked
ردیف
racks
ردیف
racked
ردیف
class
ردیف
rack
ردیف
classed
ردیف
classes
ردیف
classing
ردیف
cue
ردیف
cues
ردیف
runs
ردیف
column
ردیف
octachord
ردیف
ranges
ردیف
ranged
ردیف
range
ردیف
rows
ردیف
ranks
ردیف صف
ranked
ردیف
ranked
ردیف صف
row
ردیف
rowed
ردیف
run
ردیف
columns
ردیف
continuator
دنبال کننده
continue
دنبال کردن
courses
:دنبال کردن
to give chase
دنبال کردن
continues
دنبال کردن
course
:دنبال کردن
give chase
دنبال کردن
roil
دنبال هم دویدن
He is looking for trouble.
دنبال شر می گردد
chaser
دنبال کننده
What are you looking for ?
دنبال چی؟ می گردی ؟
chasers
دنبال کننده
tandom connection
اتصال دنبال هم
graph follower
دنبال گر گراف
pursuant
دنبال کننده
reopens
دنبال کردن
chase
دنبال کردن
chased
دنبال کردن
coursed
:دنبال کردن
pursuing
دنبال کردن
pursue
دنبال کردن
trackers
دنبال کننده
dog
دنبال کردن
tracker
دنبال کننده
pursues
دنبال کردن
chasing
دنبال کردن
traces
دنبال کردن
chases
دنبال کردن
reopening
دنبال کردن
dogging
دنبال کردن
track
دنبال کردن
pursued
دنبال کردن
tracked
دنبال کردن
tracks
دنبال کردن
dogs
دنبال کردن
trace
دنبال کردن
reopen
دنبال کردن
traced
دنبال کردن
reopened
دنبال کردن
spooler
برنامه ردیف گر
colonnades
ردیف ستون
single file
یک ردیف ستون
filed
ردیف صف به صف کردن
tiers
ردیف صندلی
tier
ردیف کردن
tier
ردیف افقی
in a row
ردیف شده
realigns
ردیف کردن
tier
ردیف شدن
ranges
سلسله ردیف
tier
ردیف صندلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com