English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (11 milliseconds)
English Persian
image brightness روشنایی تصویر
Search result with all words
image [برای تغییر شدت روشنایی یا میزان جذابیت تصویر]
images برای تغییر شدت روشنایی یا میزان جذابیت تصویر
shimmer روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
shimmered روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
shimmering روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
shimmers روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
Other Matches
it is insensitive to light روشنایی را حس نمیکند نسبت به روشنایی حساس نیست
iceblink روشنایی که ازبازتاب روشنایی یخ در افق پیدا میشود
image [سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر]
cropped کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
crop کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
images سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر
crops کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
tweening محاسبه تصاویر میانی که از تصویر ابتدایی شروع تا تصویر دیگر برسد
pictures آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
picturing آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
pictured آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
picture آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
videoing متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
acrobat که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند
videos متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
videoed متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
acrobats که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند
video متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
images تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود
image [تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود.]
flickered تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickers تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flicker تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
spherization جلوه ویژه برنامه گرافیک کامپیوتری که تصویر را به کره تبدیل میکند یا تصویر را حول یک شکل کروی می چرخاند
lossless compression روشهای فشرده سازی تصویر که تعداد بیتهای هر پیکس در تصویر را کاهش میدهد بدون از دست دادن اطلاع یا کیفیت
auto الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
refreshed بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshes بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
autos الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
refresh بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
persistence مدت زمان یک CRT یک تصویر را نمایش میدهد پس از توقف دنبال کردن مسیر اشعه تصویر روی صفحه نمایش
hypertext روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر
pen drawing تصویر خطی تصویر مدادی
tracings تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
tracing تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
orthographic تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
background تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
backgrounds تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
images نقش کردن تصویر کردن نشان دادن تصویر
raster scan ردیابی افقی محل تصویر پیمایش محل تصویر
image dissector tube لامپ تجزیه کننده تصویر لامپ دیسکتور تصویر
coordinated illumination روشنایی هم اهنگ شده طرح روشنایی هم اهنگ شده
image formation تولید تصویر تصویر
luminosity روشنایی
peeped روشنایی کم
electric lighting روشنایی
clearness روشنایی
peeping روشنایی کم
illuminations روشنایی
lightness روشنایی
peeps روشنایی کم
peep روشنایی کم
luminance روشنایی
rushlight روشنایی کم
luminouity روشنایی
lightest روشنایی
lighted روشنایی
illumination روشنایی
lighting روشنایی
light روشنایی
night light روشنایی شب
scans درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scanned درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scan درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
glares روشنایی زننده
flash روشنایی مختصر
brightness signal پیام روشنایی
decorative ligthing روشنایی تزیینی
phosphorescence روشنایی شب تابی
ray روشنایی تشعشع
country life زندگی روشنایی
glare روشنایی زننده
ceiling light روشنایی سقفی
continuous illumination روشنایی مداوم
glared روشنایی زننده
incandescence روشنایی سیمابی
constant luminance روشنایی ثابت
brightness control پیچ روشنایی
flashed روشنایی مختصر
looms هاله روشنایی
looming هاله روشنایی
loomed هاله روشنایی
illuminations شدت روشنایی
loom هاله روشنایی
glimmers روشنایی ضعیف
glimmered روشنایی ضعیف
glimmer روشنایی ضعیف
candlelight روشنایی شمع
luminosity بازده روشنایی
optics علم روشنایی
glimmering روشنایی ضعیف
glimmerings روشنایی ضعیف
artifical light روشنایی مصنوعی
asterism روشنایی و نور
flashes روشنایی مختصر
illumination شدت روشنایی
luminous efficiency ضریب روشنایی
luminance decay کم شدن روشنایی
luminance channel کانال روشنایی
ligting conditions نسبتهای روشنایی
lighting unit واحد روشنایی
lighting transformer مبدل روشنایی
lighting switch کلید روشنایی
lighting source منبع روشنایی
lighting set دستگاه روشنایی
lighting scheme ترتیب روشنایی
lighting plant تاسیسات روشنایی
lighting outlet خروجی روشنایی
lighting mains خط روشنایی اصلی
lighting line سیم روشنایی
lighting feeder تهیه روشنایی
lighting engineering مهندسی روشنایی
lighting engineering تکنیک روشنایی
luminous efficiency راندمان روشنایی
luminous flux شاره روشنایی
luminous flux شار روشنایی
sustained illumination روشنایی پایدار
sustained illumination روشنایی مداوم
street lighting روشنایی خیابان
search light illumination روشنایی با نورافکن
room lighting روشنایی اطاق
photometer روشنایی سنج
photology دانش روشنایی
phot واحد روشنایی
lux meter روشنایی سنج
luminous power قوه روشنایی
luminous intensity شدت روشنایی
luminous flux فلوی روشنایی
lighting effect اثر روشنایی
lighting battery باتری روشنایی
illuminating gas گاز روشنایی
illuminating fixture لوازم روشنایی
illuminating engineering تکنیک روشنایی
illuminating engineering مهندسی روشنایی
illuminating device تجهیزات روشنایی
illuminating beam پرتو روشنایی
illumniation aperture روزنه روشنایی
illuminating aperture روزنه روشنایی
illuminance شدت روشنایی
gaslight روشنایی گاز
full beam spread باندکامل روشنایی
fluorescent light روشنایی فلورسنت
emergency lighting روشنایی اضطراری
electric light روشنایی برقی
earth shine روشنایی خاکستری
earth light روشنایی خاکستری
illuminating system سیستم روشنایی
illumination change تعویض روشنایی
illumination method روش روشنایی
light point منبع روشنایی
light meter روشنایی سنج
light gap فاصله روشنایی
light fluctuation نوسان روشنایی
light control کنترل روشنایی
light conditions نسبتهای روشنایی
lighting control کنترل روشنایی
light brightness control کنترل روشنایی
light adaptation انطباق با روشنایی
lambert واحد روشنایی
intensity of illumination شدت روشنایی
intensity level سطح روشنایی
indirect lighting روشنایی غیرمستقیم
incandescent lamp لامپ روشنایی
illuminator وسیله روشنایی
illuminator دستگاه روشنایی
illumination method سبک روشنایی
direct lighting روشنایی مستقیم
front lighting روشنایی جلو ساختمان
photomrtry سنجش شدت روشنایی
to i. light from anything گذر کردن روشنایی
it is pervious to light روشنایی ازان می گذرد
train lighting battery باتری روشنایی ترن
at first light در اولین روشنایی روز
photothermic مربوط به گرماو روشنایی
b y signal b y پیام روشنایی ب- ایگرگ
gas lights نور یا روشنایی گازی
gas light نور یا روشنایی گازی
lighting سیستم روشنایی ماشین
over expose زیاد روشنایی دادن
g y signal پیام روشنایی جی ایگرگ
lambent دارای روشنایی ملایم
lighting equipments الات و ادوات روشنایی
lighting point محل یا نقطه روشنایی
illumination plan طرح روشنایی منطقه
neon شبیه روشنایی نئون
lucifugous گریزان از روشنایی روز
lighting cable کابل نور روشنایی
illumination photometer شدت روشنایی سنج
r y signal پیام روشنایی ار ایگرگ
lighting hours زمان روشنایی یا سوختن
zodiacal light روشنایی صبح کاذب
sensitive to light حساس نسبت به روشنایی
illuminations روشن کردن منطقه روشنایی
illumination روشن کردن منطقه روشنایی
photogenic ایجاد شده در اثرنور و روشنایی
photodynamics اثر روشنایی در جنبش گیاهان
continuous illumination روشنایی پایدار منطقه رزم
photodynamic اثر روشنایی در جنبش گیاهان
paraselene روشنایی اطراف هاله ماه
light is necessary to life روشنایی لازمه زندگی است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com