English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
English Persian
Gaelic زبان بومی اسکاتلندی
Other Matches
vernaculars زبان بومی
vernacular زبان بومی
native language زبان بومی
romaic زبان بومی یونان امروز
galicean بومی یا زبان گالیس ولایتی از اسپانیا
scotch gambit گامبی اسکاتلندی درگشایش اسکاتلندی شطرنج
to pick up a language. <idiom> زبانی را مثل آب خوردن یاد گرفتن. [از روش های غیر رسمی مثل گوش کردن به حرف بومی های آن زبان]
disassembler برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
scotchman اسکاتلندی
scotching اسکاتلندی
scotch اسکاتلندی
scotches اسکاتلندی
erse اسکاتلندی
scotchwoman زن اسکاتلندی
scotched اسکاتلندی
Scottish اسکاتلندی
scotish اسکاتلندی
north briton اسکاتلندی
Scot اسکاتلندی
Scotsman اسکاتلندی
Scotsmen اسکاتلندی
Scots اسکاتلندی
laird ملاک اسکاتلندی
scotching ویسکی اسکاتلندی
lairds ملاک اسکاتلندی
scotched ویسکی اسکاتلندی
scotches ویسکی اسکاتلندی
scotch ویسکی اسکاتلندی
scotch opening گشایش اسکاتلندی
collies سگ گله اسکاتلندی
scotticize اسکاتلندی مه اب شدن
collie سگ گله اسکاتلندی
kirkman عضوکلیسای اسکاتلندی کشیش
writer to the signet مشاور حقوقی اسکاتلندی
Scotticism اداب وخصوصیات اسکاتلندی خسیسی
aberdeen angus گاو بی شاخ پرواری اسکاتلندی
Scotticisms اداب وخصوصیات اسکاتلندی خسیسی
scotch four knights' game بازی چهاراسب اسکاتلندی شطرنج
skye terrier سگ کوچک وپا کوتاه اسکاتلندی
cotter روستایی اسکاتلندی که کلبه رعیتی دارد
cottar روستایی اسکاتلندی که کلبه رعیتی دارد
gael مردم کوهستانی اسکاتلند سلتهای اسکاتلندی
goring gambit گامبی گورینگ در بازی شطرنج اسکاتلندی
garron یکجور اسب کوچک اسکاتلندی وایرلندی
mountain dew ویسکی اسکاتلندی که بطورقاچاق در کوهستانهادرست می کنند
translator برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translators برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
assembly زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
languages برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
host language زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
compiler که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
Aborigine بومی
autochthon بومی
indigenous بومی
vernaculars بومی
aboriginals بومی
vernacular بومی
citizens بومی
endemic بومی
aboriginal بومی
citizen بومی
autochthonous بومی
indigene بومی
home born بومی
sympatry هم بومی
native بومی
natives بومی
domestic بومی
snobol Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
targetted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
linguo dental زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targets زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
target زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
nativism بومی پرستی
naturalises بومی شدن
indigenousness بومی بودن
landsman بومی هم میهن
plants indigenous to that soil بومی ان خاک
autecology تک شناسی بومی
home made ساخت بومی
illyrian بومی ایلیریا
naturalising بومی شدن
blackfellow بومی استرالیا
Aborigine گیاه بومی
indigenous industries صنایع بومی
naturalizing بومی شدن
naturalizes بومی شدن
domestic رام بومی
naturalize بومی شدن
indigenously بطور بومی یا ذاتی
secundine naturam بومی وار خودبخود
come from <idiom> بومی جایی بودن
sabra اسرائیلی بومی فلسطین
to water [horses, cattle, etc.] آب دادن [به جانوران بومی]
endemic wildlife حیات وحش بومی
galloway اسب مخصوص چهار نعل نوعی تاتوی اسکاتلندی ازنژاد گالووی
modula یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
author language زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
mealymouthed ادم چرب زبان شیرین زبان
bal زبان ساده شده زبان اسمبلی
professional slang زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
He is speechless (inarticulate). سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
ancillary مستخدم بومی مربوط به کلفت
Coptic Church کلیسای بومی مصر و اتیوپی
green mountain boy مرد بومی یا ساکن ورمونت
vernacularism کلمه یا اصطلاح بومی ومحلی
aardwolf کفتار بومی جنوب و مشرق افریقا
walkabout بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
Aborigines سکنه اولیه یک کشور جانوران و گیاهان بومی
walkabouts بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
Arabic زبان تازی زبان عربی
interpreted ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
languages مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
interpret ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreting ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interprets ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
glib چرب زبان زبان دار
language مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
Analogical architecture [معماری بومی ایتالیا در سال هزار و نهصد و هفتاد]
arrdwolf [حیوانی شبیه کفتار بومی جنوب و شرق آفریقا]
endemic بومی بیماری همه گیربومی مخصوص اب و هوای یک شهر یا یک کشور
Italian Villa style [سبک التقاطی مورد استفاده در قرن نوزدهم بومی ایتالیا]
maud یکجور پارچه پیچازی که شبانان اسکاتلندی میپوشند یکجور گلیم سفری
scottish gaelic زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
assembler یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
oxtongue گل گاو زبان خانواده گل گاو زبان
feelings indigenous to man احساسات طبیعی انسان احساساتی که در انسان بومی یا طبیعی هستند
abuser بد زبان
tongueless بی زبان
glossa زبان
tongues زبان
report progarm generator زبان ار- پی- جی
hound's tongue سگ زبان
tongue [language] زبان
language زبان
tongue زبان
rpg language زبان ار پی جی
grss language زبان جی پی اس اس
abusers بد زبان
two tongued زبان
c++ زبان ++C
languages زبان
language lab زبان
as one man با یک زبان
languages زبان ها
apl language زبان ای پی ال
language زبان
apt language زبان ای پی تی
cypriot زبان قبرس
algorithmic language زبان الگوریتمی
idiom زبان ویژه
armenian زبان ارمنی
artificial language زبان مصنوعی
ambiguous language زبان مبهم
aramaic زبان ارامی
cryptologic زبان رمز
czech زبان چکوسلواکی
zibet زبان هندی
zend زبان زند
command language زبان دستوری
jargon زبان فنی
application oriented language زبان کاربردی
jargon زبان حرفهای
aphasia زبان پریشی
an busive bellow شخص بد زبان
source language زبان اصلی
Chinese زبان چینی
aramaean زبان باستانی
design language زبان طراحی
dactylology زبان انگشتی
dancing language زبان رقص
delphinium گل زبان در قفا
charlatanism زبان بازی
declarative language زبان اعلانی
declarative language زبان تشریحی
an abusive bellow شخص بد زبان
decompilation به زبان اصلی
Afrikaans زبان آفریکانز
charlatanry زبان بازی
baby-talk زبان بچهگانه
She has a vicious tongue . بد زبان است
algebraic language زبان جبری
avestan زبان اوستایی
algol زبان الگول
assyrian زبان اشوری
language laboratory آزمایشگاه زبان
sign language زبان اشاره
baluchi زبان بلوچی
basic language زبان بیسیک
cobol زبان کوبول
Afghan زبان افغانی
acrimoniousness زخم زبان
brickbat زخم زبان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com