English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
khowar زبان رایج درشمال غربی پاکستان
Other Matches
moslem league اولین حزب پاکستان که درزمان حیات محمد علی جناح که رهبر ان بود مقتدرترین حزب پاکستان محسوب می شد
british english زبان انگلیسی رایج درانگلستان
Yiddish زبان عبری رایج میان کلیمیان روسیه ولهستان والمان وغیره
accadian که قبل از زبان اشوری رایج بوده و درکتیبههای میخی دیده شده است
balto slavic شاخهء زبان هند و اروپایی رایج در سواحل بالتیک و بین اقوام اسلاو
Lahor لاهور پاکستان
Pakistan کشور پاکستان
north easterly درشمال خاور
lapponian درشمال اسکاندیناوی
north-easterly درشمال خاور
orkney lslands جزیره اورکنی درشمال اسکاتلند
Pineapple does not grow in the North. درشمال آناناس عمل نمی آید
disassembler برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
estonian اهل جمهوری سابق استونی درشمال اروپا
Pashtan قبایل پشتو [که در افغانستان و پاکستان زندگی می کنند و فرش های آن بنام های درانی، گلیزائی، هفت بالا و شیرخانی در بازار معروف می باشند.]
translator برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translators برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
languages استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
assembly زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
language استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
host language زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
compiler که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
trendy رایج
circulating رایج
non performing loan وام غیر رایج
common رایج
trendiest رایج
trendier رایج
brisk رایج
brisker رایج
briskest رایج
commonest رایج
commoners رایج
current رایج
prevalent رایج
currents رایج
popular رایج
snobol Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
targets زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
target زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
linguo dental زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targetting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
shibboleths بیان رایج
tendering پول رایج
ruling رایج متصدی
legal tender پول رایج
tenderest پول رایج
tradition عقیده رایج
tendered پول رایج
tender پول رایج
currency پول رایج
cashed پول رایج
cashes پول رایج
cashing پول رایج
currencies پول رایج
cash پول رایج
rulings رایج متصدی
shibboleth بیان رایج
passed رایج شدن
passes رایج شدن
pass رایج شدن
rousing نمایان رایج
going رایج عازم
popular response پاسخ رایج
central treaty organization پاکستان وترکیه که ایالات متحده امریکانیز در ان نظارت دارد و درمانورهایش شرکت میکند .این سازمان به سال 9591تاسیس یافته و دو سازمان دفاعی دیگر غرب یعنی Natoو Seato را به هم متصل میکند
remonetize دوباره رایج کردن
circulations رواج پول رایج
fiat money پول رایج اعتباری
paper standard پول رایج مملکت
circulation رواج پول رایج
modula یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
author language زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
He is speechless (inarticulate). سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
bal زبان ساده شده زبان اسمبلی
professional slang زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
mealymouthed ادم چرب زبان شیرین زبان
currency پول قانونی و رایج هر کشور
currencies پول قانونی و رایج هر کشور
occupation currency پول رایج نیروی اشغالگر
bimetallic دارای دو نوع پول رایج
greenroom شایعات رایج بین هنرپیشگان
greenrooms شایعات رایج بین هنرپیشگان
invasion currency پول رایج ارتش اشغالگر
occidental غربی
hesperian غربی
westerly غربی
northwestwards روبشمال غربی
westernises غربی شدن
to lie east and west شرقی غربی
wester طوفان غربی
Wild West ایالتهای غربی
wester باد غربی
west country whipping بست غربی
south-western جنوب غربی
south western جنوب غربی
western hemisphere نیمکره غربی
westernization غربی شدن
westernize غربی کردن
north-westerly شمال غربی
westernising غربی شدن
westernising غربی کردن
sou'westers جنوب غربی
NW شمال غربی
ind هند غربی
westwork بدنه غربی
westernmost غربی ترین
westernize غربی شدن
westernizing غربی شدن
northwestern شمال غربی
westernizing غربی کردن
north westerly شمال غربی
westernized غربی کردن
westernizes غربی شدن
westernized غربی شدن
east elevation نمای غربی
westernizes غربی کردن
north-western شمال غربی
westernised غربی کردن
westernises غربی کردن
north western شمال غربی
westernised غربی شدن
westerly باد غربی
Western Sahara صحرای غربی
southwest بادجنوب غربی
westernises تمدن غربی را پذیرفتن
turk'shead کاکتوس هند غربی
westernized تمدن غربی را پذیرفتن
turk's capcactus کاکتوس هند غربی
northwester طوفان شمال غربی
libeccio باد جنوب غربی
westernizes تمدن غربی را پذیرفتن
northwestwards بطرف شمال غربی
atlantic دریای محیط غربی
Western Samoa کشور ساموآی غربی
southwestwards بسوی جنوب غربی
southwesterner اهل جنوب غربی
southwestern واقع در جنوب غربی
westernizing تمدن غربی را پذیرفتن
southwester باد جنوب غربی
southwest واقع در جنوب غربی
southwestward بسوی جنوب غربی
westernize تمدن غربی را پذیرفتن
first world واقع دراروپای غربی
narthex ایوان غربی کلیسا
libecchio باد جنوب غربی
westernising تمدن غربی را پذیرفتن
westernised تمدن غربی را پذیرفتن
northwester باد شمال غربی
roaring forties منطقه بادهای غربی
interpreting ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
Arabic زبان تازی زبان عربی
glib چرب زبان زبان دار
language مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
languages مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
interpret ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreted ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interprets ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
Ivory Coast کرانهی مرکزی و غربی افریقا
Benin کشور بنین در افریقای غربی
piedmont ناحیهای در شمال غربی ایتالیا
westerner غربی وابسته به مغرب یا باختر
westerners غربی وابسته به مغرب یا باختر
jonah crab خرچنگ بزرگ امریکای غربی
westerns غربی وابسته به مغرب یا باختر
western غربی وابسته به مغرب یا باختر
southwester توفان یا تندباد جنوب غربی
Cornish وابسته به کورنوال درجنوب غربی انگلستان
GIs انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
denier نوعی مسکوک در فرانسه و اروپای غربی
GI انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
finlander اهل فینلاند ذرشمال غربی روسیه
harmattan بادخشک زمستانی سواحل غربی افریقا
New World نیمکره غربی یا دنیای جدید امریکا
st helena جزیره سنت هلن درجنوب غربی افریقا
Indian style [سبک معماری هندی متاثر از فرهنگ غربی]
troy شهر تروا در شمال غربی اسیای صغیر
scottish gaelic زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
demonetization سکه خارج از گردش جایگزین کردن مسکوکات جدیدبه جای سکههای رایج
granger road راه اهنی که ازایالات غربی غله بارکرده میاورد
Nahavand شهر نهاوند [در شمال غربی ایران نزدیک همدان]
assembler یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
west lndies جزایر هند غربی واقع بین اتازونی و امریکای جنوبی
monroe doctrine سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
rio treaty پیمان منعقد بین کلیه کشورهای نیمکره غربی به استثناء کانادا
albanega [دیوار لچکی بین قوس نعل اسبی غربی و قاب مستطیل اطراف آن]
c سومین حرف الفبای انگلیسی و غالب السنه غربی هرچیزی درمرتبه سوم
Common Market بازار مشترک جامعه اقتصادی اروپا سازمان متشکل ازکشورهای المان غربی ایتالیا
western european union ایتالیا المان غربی که در سال 5591 به وجود امدو بیشتر جنبه نظامی دارد
currencies داشتن اخرین اطلاعات پول رایج پول نقد
currency داشتن اخرین اطلاعات پول رایج پول نقد
currency depreciation race تخفیف قیمت پول رایج کشور نسبت به پول سایرممالک که باعث افزایش صادرات میشود
western european union اتحادیه اروپای غربی اتحادیه متشکل از انگلستان بلژیک فرانسه
marshall plan طرح کمک امریکابرای توسعه اقتصادی کشورهای اروپای غربی که پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم دراین کشورها اجراگردید
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
imagism مکتب شعر جدید که قبل ازجنگ اول جهانی رایج شده وپیرو تشبیهات زنده وموضوعات جدید وبکر وازادی از قید سجع وقافیه است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com