English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
sql زبان پرس و جوی ساختاری
structured query language زبان پرس و جوی ساختاری
Other Matches
structurally ساختاری
structural ساختاری
disassembler برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
topographic maps نقشههای ساختاری
structural inflation تورم ساختاری
structural design طرح ساختاری
structural formula فرمول ساختاری
structural unemployment بیکاری ساختاری
stractural cell سلول ساختاری
structural equilibrium تعادل ساختاری
structrual isomer همپار ساختاری
structural graph گراف ساختاری
constitutional formula فرمول ساختاری
condensed structural formula فرمول ساختاری فشرده
unidirectional composite ساختاری که همه الیاف یارشتههای ان موازی بوده ومعمولا در جهت نیروی وارده میباشند
translators برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translator برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
languages برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
assembly زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
languages استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
host language زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
compiler که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
table ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tabling ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tabled ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tables ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
snobol Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
targetting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
linguo dental زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targeting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
target زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
author language زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
modula یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
He is speechless (inarticulate). سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
mealymouthed ادم چرب زبان شیرین زبان
professional slang زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
bal زبان ساده شده زبان اسمبلی
thread ساختاری که در آن هر گره اشاره گری به گره دیگر دارد
threads ساختاری که در آن هر گره اشاره گری به گره دیگر دارد
interpreted ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
Arabic زبان تازی زبان عربی
languages مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
interpret ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interprets ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
language مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
interpreting ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
glib چرب زبان زبان دار
scottish gaelic زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
assembler یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
oxtongue گل گاو زبان خانواده گل گاو زبان
structured programming برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
abuser بد زبان
grss language زبان جی پی اس اس
tongues زبان
glossa زبان
c++ زبان ++C
languages زبان ها
tongue زبان
two tongued زبان
as one man با یک زبان
report progarm generator زبان ار- پی- جی
hound's tongue سگ زبان
abusers بد زبان
language زبان
language زبان
apt language زبان ای پی تی
language lab زبان
tongueless بی زبان
rpg language زبان ار پی جی
languages زبان
apl language زبان ای پی ال
tongue [language] زبان
human language زبان بشری
She has a vicious tongue . بد زبان است
sweet spoken شیرین زبان
gaulish زبان گال
philology علم زبان
icelandic زبان ایسلندی
tongue-tied زبان بسته
Latin زبان لاتین
fortran زبان فرترن
formmal language زبان صوری
glibness طلاقت زبان
linguistics زبان شناسی
symbolic language زبان نمادی
fabricated language زبان ساختگی
diatribe زخم زبان
linguistics علم زبان
mother tongues زبان مادری
sugary شیرین زبان
mother tongue زبان مادری
Hebrew زبان عبری
diatribes زخم زبان
flemish زبان فلاندرز
formal language زبان صوری
fortran iv زبان فرترن 2
rap زخم زبان
glottology زبان شناسی
Welsh زبان ولز
gramarey دستور زبان
grammer دستور زبان
graphic language زبان نگارهای
gujarati زبان گجراتی
halophrastic language زبان تک واژهای
Urdu زبان اردو
lick زبان زدن
dumber زبان بسته
licked زبان زدن
licks زبان زدن
raps زخم زبان
glossology زبان شناسی
glossitis ورم زبان
grammar دستور زبان
grammars دستور زبان
high dutch زبان المانی
hibernian ایرلندی زبان
loll زبان بیرون
dumbest زبان بسته
lolled زبان بیرون
gestural postural language زبان اطواری
gift of the gab روانی زبان
lolling زبان بیرون
glib tongued چرب زبان
lolls زبان بیرون
body language زبان بدن
glossal مربوط به زبان
dumb زبان بسته
algol 0 زبان الگول 06
aphasia زبان پریشی
universal language زبان فراگیر
computer language زبان کامپیوتر
application oriented language زبان کاربردی
aramaean زبان باستانی
aramaic زبان ارامی
armenian زبان ارمنی
artificial language زبان مصنوعی
aryan زبان اریایی
computer language زبان کامپیوتری
native language زبان طبیعی
cypriot زبان قبرس
uvula زبان کوچک
algorithmic language زبان الگوریتمی
cryptologic زبان رمز
ambiguous language زبان مبهم
conversational language زبان محاورهای
control language زبان کنترل
an abusive bellow شخص بد زبان
an busive bellow شخص بد زبان
computer oriented language زبان کامپیوترگرا
assembly language زبان همگذاری
assembly language زبان اسمبلی
commerical language زبان تجاری
command language زبان دستوری
command language زبان فرمان
command language زبان فرماندهی
bengali زبان بنگاله
comit language زبان کامیت
the persian language زبان فارسی
the turkish language زبان ترکی
brickbat زخم زبان
cobol زبان کوبول
charlatanry زبان بازی
tongue tie لکنت زبان
basic language زبان بیسیک
compiler language زبان همگردانی
assyrian زبان اشوری
Afghan زبان افغانی
compile language زبان کامپایل
common language زبان مشترک
avestan زبان اوستایی
common language زبان عمومی
tonguelike زبان مانند
baluchi زبان بلوچی
tongue tied زبان بسته
charlatanism زبان بازی
philology زبان شناسی
tartars زبان تاتاری
equivocator زبان باز
zend زبان زند
enquiry language زبان پرس و جو
written language زبان نوشتاری
english speaking انگلیسی زبان
dysphasia زبان پریشی
dumb language زبان بی زبانی
dumb language زبان حال
welsher زبان ولز
welcher زبان ولز
tartar زبان تاتاری
Dutch زبان هلندی
baby-talk زبان بچهگانه
language laboratory آزمایشگاه زبان
estonian زبان استونی
Celtic زبان سلتی
erse زبان گالی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com