English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
English Persian
to space out زیاد فاصله دادن گشادترکردن
Other Matches
thickest با فاصله زیاد از دوسطح
thicker با فاصله زیاد از دوسطح
easily بردن با فاصله زیاد
thick با فاصله زیاد از دوسطح
It is some distance to the school . تا مدرسه فاصله زیاد است
space فاصله دادن فاصله داشتن
spaces فاصله دادن فاصله داشتن
To keep one s distmce from some one . از کسی فاصله گرفتن ( زیاد صمیمی نشدن )
spread فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
spreads فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
holed فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
shim واشر نازکی از جنس فلز بادقت زیاد جهت پر کردن فاصله بین دو قطعه
to kern کاهش دادن [و تنظیم کردن ] فاصله دخشه ها [فناوری چاپ]
overrates زیاد اهمیت دادن به
slashed تخفیف زیاد دادن
slashes تخفیف زیاد دادن
overrating زیاد اهمیت دادن به
luxuriating اب وتاب زیاد دادن
luxuriates اب وتاب زیاد دادن
luxuriated اب وتاب زیاد دادن
luxuriate اب وتاب زیاد دادن
overrated زیاد اهمیت دادن به
slash تخفیف زیاد دادن
slaughter تخفیف زیاد دادن
slaughtered تخفیف زیاد دادن
overcolour زیاد لعاب دادن
overcolour زیاد اب وروغن دادن
wiredraw زیاد طول دادن
pump handle زیاد تکان دادن
to put it on زیاد لعابش دادن
over expose زیاد روشنایی دادن
overrate زیاد اهمیت دادن به
slaughters تخفیف زیاد دادن
slashes تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
overset زینت دادن زیاد بار کردن
slash تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
overbear مغلوب کردن زیاد میوه دادن
enlarge توسعه دادن زیاد بحث کردن
enlarged توسعه دادن زیاد بحث کردن
slashed تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
anneal حرارت زیاد دادن و بعد سردکردن
wipe out شکست دادن حریف با امتیاز زیاد
enlarges توسعه دادن زیاد بحث کردن
enlarging توسعه دادن زیاد بحث کردن
single space در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
following distance فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
indents شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
indenting شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
indent شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
fused آب شدن فیوز با عبور دادن جریان زیاد از آن
fuse آب شدن فیوز با عبور دادن جریان زیاد از آن
point blank range فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
highs دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
highest دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
high دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
interval فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
religionize دینداری زیاد نشان دادن مذهبی یا مذهب دار کردن
front de liberation national جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
kerning کاهش دادن فضای خالی میان دو حرف معین کاهش فاصله دخشه ها
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
alleys منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
load call وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compression ignition احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
close march راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
I didnt get much sleep. زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
overbuild زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
to hold somebody in great respect کسی را زیاد محترم داشتن [احترام زیاد گذاشتن به کسی]
reduces تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
broaching ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broach ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
surcharges زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharge زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
high speed با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
gap فاصله
spacing فاصله
discontinuance فاصله
spaces جا فاصله
diastema فاصله
spaces فاصله
per saltum بی فاصله
intermezzo فاصله
intermittence فاصله
space فاصله
distances فاصله
hiatus فاصله
clearance فاصله
interregnum فاصله
blank character فاصله
space جا فاصله
em dash خط فاصله ام
en dash خط فاصله ان
tele فاصله
distance فاصله
space bar فاصله زن
length فاصله
ranges فاصله
single space تک فاصله تو هم
blankest فاصله
interregna فاصله
interval فاصله
blank فاصله
equidistant هم فاصله
lengths فاصله
interregnums فاصله
ranged فاصله
range فاصله
gaps فاصله
unremittingly بی فاصله
head space فاصله سر
head space فاصله سر تیربار
polar distance فاصله قطبی
line spacing فاصله سطر
line spacing فاصله سطرها
span فاصله معین
light gap فاصله روشنایی
light gap فاصله نور
spanned فاصله معین
spaces فاصله مدت
spaces جا فاصله مدت
unspaced practice تمرین بی فاصله
lattice spacing فاصله شبکه
f. distance or length فاصله کانونی
spanning فاصله معین
spans فاصله معین
leading فاصله خطوط
ignition spark gap فاصله جرقه
hard space فاصله واصل
ignition gap فاصله جرقه
haul distance فاصله حمل
piston clearnce فاصله پیستون
vertical interval فاصله عمودی
range meter فاصله سنج
line to line spacing فاصله سطور
intervalometer فاصله سنج
interval فاصله زمانی
interval فاصله تاکتیکی
time lags فاصله زمانی
line spacing فاصله خطوط
known distance فاصله معلوم
time out وقفه فاصله
gulfs فاصله زدوری
spaces فاصله گذاشتن
gulf فاصله زدوری
tooth gap فاصله دندانه
space جا فاصله مدت
rivers فاصله سفید
river فاصله سفید
space فاصله مدت
tritone فاصله سه گام
elongation فاصله زاویهای
removed فاصله خانوادگی
angular distance فاصله زاویهای
unit distance با فاصله واحد
input gap فاصله اولیه
frequency spacing فاصله فرکانس
tritone فاصله سه اهنگ
interspace فاصله مدت
track pitch فاصله شیار
keyspace فاصله کلیدی
fiducial interval فاصله اطمینان
spaced فاصله دار
focal distance فاصله کانونی
focal length فاصله کانونی
white space فاصله سفید
interval confidence فاصله اطمینان
time lag فاصله زمانی
space فاصله گذاشتن
infighting نبرد در فاصله کم
soft carriage return خط فاصله خالی
safe distance فاصله بی خطر
stadimeter فاصله یاب
focussing فاصله کانونی
focusses فاصله کانونی
diatessaron فاصله یک چهارم
focussed فاصله کانونی
focuses فاصله کانونی
distance meter فاصله سنج
focus فاصله کانونی
dead rise فاصله مرده
class interval فاصله طبقه
distant فاصله دار
spacing فاصله بندی
dutter فاصله ستونها
focused فاصله کانونی
time period فاصله زمان
interstice ترک فاصله
normal interval فاصله معمولی صف
interim فیمابین فاصله
deflationary gap فاصله تنزلی
center distance فاصله ازمرکز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com