Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (2 milliseconds)
English
Persian
leathern
ساخته شده از چرم بشکل چرم
Search result with all words
filigree
تزئیناتی بشکل ذرات ریز یادانههای تسبیح که امروزه بصورت سیمهای ریز طلاونقره و یا مسی در اطراف الات زرین وسیمین ساخته میشود
falsie
پارچه یالاستیکی که بشکل پستان ساخته اند و درپستان بند کارمیرود
sculpturesque
ساخته شده بشکل مجسمه
Other Matches
cost plus contracts
قسمتی از کالا را که به سفارش کسی ساخته میشود و هنوزعملا " ساخته نشده
cube
هرچیزی بشکل مکعب بشکل مکعب دراوردن
cubes
هرچیزی بشکل مکعب بشکل مکعب دراوردن
productions
ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
production
ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
modular construction
ساختمان پیش ساخته ساختمان با بلوک پیش ساخته
framed
ساخته
wrought
ساخته
paved ford
گدار ساخته
prefab
پیش ساخته
self made
خود ساخته
self-made
خود ساخته
ruled surface
سطح خط ساخته
it is made
ساخته میشود
immature
نیم ساخته
soi disant
خود ساخته
i do not have it in me
از من ساخته نیست
haniwork
دست ساخته
self formed
خود ساخته
self constituted
خود ساخته
irowork
اهن ساخته
fecit
ساخته است
hand made
ساخته دست
pukka
ساخته شده
pucka
ساخته شده
prefabricate
پیش ساخته
officinal
ساخته واماده
simulated
شبیه ساخته
artificalism
ساخته پنداری
manufactured head
سر ساخته شده
makable
ساخته شدنی
prefabs
پیش ساخته
prefabricated
پیش ساخته
made
ساخته شده
precast
پیش ساخته
bamboo
ساخته شده از نی
bamboos
ساخته شده از نی
intermediate product
محصول نیم ساخته
blueprints
نقشه پیش ساخته
high wrought
با استادی ساخته شده
blueprint
نقشه پیش ساخته
modular design
مدل پیش ساخته
marmorean
ساخته شده از مرمر
marmoreal
ساخته شده از مرمر
it is made
ساخته شده است
tubular
ساخته شده ازلوله
pre cast concrete
بتن پیش ساخته
man-made
ساخته دست انسان
pre fabricated
پیش ساخته شده
man made
ساخته دست انسان
semi finished goods
کالاهای نیمه ساخته
heparin
که در کبد ساخته میشود
teacher made test
ازمون معلم ساخته
wolframic
ساخته شده ازتنگستن
fabrication
کالاهای ساخته شده
unregenerated
دوباره ساخته نشده
unregenerate
دوباره ساخته نشده
zipgun
طپانچه دست ساخته
cellulosic
ساخته شده از سلول
india rubbers
ساخته شده از لاستیک
synthetic tar
قطران باز ساخته
finished goods
کالاهای ساخته شده
build up beam
تیر ساخته شده
india rubber
ساخته شده از لاستیک
stanchion
ستون پیش ساخته
built up beam
تیر ساخته شده
pinnately
بشکل پر
arundinaceous
بشکل نی
hoofs
بشکل سم
hoof
بشکل سم
caprine
بشکل بز
in the shape of
بشکل
ungulate
بشکل سم
floriform
بشکل گل
in the light of
بشکل
finish stock
موجودی کالای ساخته شده
icehouse
خانه وساختمان ساخته شده از یخ
slatted
ساخته شده از تکههای باریک
ice crete
بتون یک پارچه یا پیش ساخته
gimmal
ساخته شده از حلقههای تودرتو
herbal
ساخته شده از علف وگیاه
half timber
ساخته شده از الوار کوتاه
fictile
فرف سفالی ساخته شده از گل
reed
قصب ساخته شده ازنی
wooden
از چوب ساخته شده خشن
broadloom
ساخته شده درکارگاه وسیع
rebuilds
چیز دوباره ساخته شده
rebuild
چیز دوباره ساخته شده
wickerwork
ساخته شده از ترکه سبدسازی
boxes are made of wood
جعبه ها از چوب ساخته میشوند
piragua
ساخته شده ازتنه درخت
sapphirine
ساخته شده ازیاقوت کبود
alligators
ساخته شده ازپوست تمساح
Who has composed this tune?
این آهنگ راکی ساخته ؟
whole wheat
ساخته شده از گندم ساییده
plate girder
تیر ساخته شده از تسمه
pinwale
ساخته شده ازالیاف باریک
alligator
ساخته شده ازپوست تمساح
modular design
مدل ساختمانی پیش ساخته
home-made
<adj.>
در خانه ساخته
[تهیه]
شده
on site concrete
بتن ساخته شده در کارگاه
spar bridge
پل ساخته شده ازگرده چوب
like
بشکل یاشبیه
broaching
بشکل مته
liked
بشکل یاشبیه
broaches
بشکل مته
broached
بشکل مته
likes
بشکل یاشبیه
cuculiform
بشکل فاخته
broach
بشکل مته
vegetably
بشکل سبزی
vinal
بشکل شراب
wedgy
بشکل گوه
tragically
بشکل تراژدی
cruciform
بشکل صلیب
crossways
بشکل صلیب
crossways
بشکل ضرب در
cordate
بشکل قلب
convexty
بشکل محدب
form
بشکل دراوردن
formed
بشکل دراوردن
forms
بشکل دراوردن
crosswise
بشکل صلیب
campanulate
بشکل زنگ
butterflies
بشکل پروانه
crosswise
بشکل ضرب در
hooky
بشکل قلاب
aciform
بشکل سوزن
nebulous
بشکل ابر
semicircular
بشکل نیمدایره
shaped
بشکل درامده
tees
هر چیزی بشکل T
teeing
هر چیزی بشکل T
teed
هر چیزی بشکل T
tee
هر چیزی بشکل T
actinomorphic
بشکل شعاعی
actinomorphous
بشکل شعاعی
triangular
بشکل مثلث
fashion
بشکل در اوردن
fashioned
بشکل در اوردن
fashioning
بشکل در اوردن
fashions
بشکل در اوردن
baculiform
بشکل میله
awl shaped
بشکل درفش
arboraceous
بشکل درخت
aqua
محلولی بشکل اب
aliform
بشکل بال
butterfly
بشکل پروانه
cylindrically
بشکل استوانه
lyrically
بشکل غزل
scincoid
بشکل سقنقر
shaped like an apple
بشکل سیب
decimally
بشکل اعشار
shaper
بشکل در اورنده
in intaglio
بشکل کنده
in a narrative style
بشکل روایت
sheaflike
بشکل تیردان
sigmate
بشکل حرف S
ibex
بشکل بزکوهی
spheral
بشکل دایره
spikelike
بشکل میخ
sickles
بشکل داس
obcordate
بشکل دل وارونه
ovally
بشکل بیضی
lunate
بشکل هلال
quadrant gularly
بشکل چهارگوش
liquidly
بشکل مایع
lick into shape
بشکل در اوردن
racemose
بشکل خوشه
ridgeways
بشکل خرپشته
ridgewise
بشکل خرپشته
rotiform
بشکل چرخ
sickle
بشکل داس
hamate
بشکل قلاب
enigmatize
بشکل معمادراوردن
three square
بشکل مثلث
tubby
بشکل وان
diagrammatically
بشکل هندسی
ungulate
بشکل ناخن
distributively
بشکل توزیع
fastigiate
بشکل مخروط
editorially
بشکل سرمقاله
squarely
بشکل چهارگوش
tympanic
بشکل طبل
fiddle headed
بشکل سرویولون
styliform
بشکل قلم
stpular
بشکل خال
stelliform
بشکل ستاره
forkedly
بشکل چنگال
dendroid
بشکل درخت
squamation
بشکل فلس
fugitively
بشکل فراری
on chip
مدار ساخته شده روی یک قطعه
one address computer
دستور ساخته شده از اپراتور و آدرس
orthogonal
ساخته شده از پارامترها یا بخشهای مستقل
Is there anything I can do to help?
آیا کاری از دست من ساخته است ؟
gyle
مقدارابجوی که دریک وهله ساخته میشود
twice laid
ساخته شده از انتهای رشتههای طناب
hand made brick
اجر ساخته شده با قالب دستی
Ethiopian architecture
معماری حبشی
[معبدهایی که از سنگ ساخته می شد]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com