Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
developed muzzle velocity
سرعت ابتدایی و حقیقی توپ
Other Matches
true air speed
سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
muzzle velocity
سرعت ابتدایی توپ
initial velocity
سرعت ابتدایی توپ
high velocity
با سرعت ابتدایی زیاد
comparative ve
اشتباه نسبی سرعت ابتدایی
supercharge
خرجی که حداکثر سرعت ابتدایی با ان بدست می اید
hypervelocity
سرعت دهانهای و ابتدایی توپی که از 0001 متر درثانیه بیشتر باشد
limit velocity
حداقل سرعت ابتدایی توپ یاخمپاره که بتوان با ان نفوذلازم را به دست اورد
power
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
powers
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
powered
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
powering
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
realistic deterrence
میخکوب کردن حقیقی استراتژی سد کردن پیشروی کمونیسم در دنیا ممانعت حقیقی از پیشرفت کمونیسم
combined speed indicator
عقربه نشان دهنده سرعت علمی و عملی سرعت نمای مرکب
speed ring
طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
inflow ratio
نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
burning rate
سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
indicated airspeed
سرعت تعیین شده بوسیله سرعت نمای هواپیما
drags
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
dragged
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drag
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
rate of flame propagation
سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
machine number
عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
tachometer
اندازه گیر سرعت چرخش سرعت سنج
variable ratio
گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
muzzle velocity
سرعت دهانهای سرعت اولیه گلوله
rate of pouring
سرعت سیلان سرعت جاری شدن
inputted
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
input
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
support
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
chocked nozzle
خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
accelerating
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerates
سرعت دادن سرعت گرفتن
subsonic
با سرعت کمتر از سرعت صوت
accelerate
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerated
سرعت دادن سرعت گرفتن
mach hold
بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
unfeigned
حقیقی
true
حقیقی
intrinsic
حقیقی
genuine
حقیقی
truer
حقیقی
truest
حقیقی
efective
حقیقی
actual
حقیقی
veracious
حقیقی
real
حقیقی
zero wait state
که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
natural person
شخص حقیقی
true
واقعی حقیقی
truer
واقعی حقیقی
true variance
پراکنش حقیقی
absolute magnitude
قدر حقیقی
true
حقیقی کردن
down to earth
حقیقی واقعی
observed altitude
ارتفاع حقیقی
true wind
باد حقیقی
true azimuth
گرای حقیقی
actual movement
حرکت حقیقی
actual resistivity
مقاومت حقیقی
trueness
بی ریایی حقیقی
ohmic valve
مقدارمقاومت حقیقی
true north
شمال حقیقی
truer
حقیقی کردن
true heading
سمت حقیقی
true dip
شیب حقیقی
true resistance
مقدارمقاومت حقیقی
true or real focus
کانون حقیقی
true course
راه حقیقی
genuine
حقیقی یا درست
genuine
واقعی حقیقی
true power
توان حقیقی
true score
نمره حقیقی
true mean
میانگین حقیقی
real time
زمان حقیقی
true value
مقدار حقیقی
truest
حقیقی کردن
truest
واقعی حقیقی
true life
حقیقی وصحیح
real gas
گاز حقیقی
true copolymer
همبسپار حقیقی
interpolymer
همبسپار حقیقی
real numbers
اعداد حقیقی
real image
تصویر حقیقی
real memory
حافظه حقیقی
real module
ضریب حقیقی
down-to-earth
حقیقی واقعی
real constant
ثابت حقیقی
real storage
حافظه حقیقی
real power
توان حقیقی
real address
آدرس حقیقی
real number
عدد حقیقی
real function
تابع حقیقی
real number
عدد حقیقی
[ریاضی]
rightful
حقیقی دارای استحقاق
real numbers
اعدد حقیقی
[ریاضی]
verisimilar
دارای فاهر حقیقی
real-valued function
تابع حقیقی
[ریاضی]
particle density
وزن مخصوص حقیقی
euciliate
مژه داران حقیقی
actual maximum flowline
ماکزیمم خط ابدهی حقیقی
live exercise
تمرین رزمی حقیقی
apparent horizon
افق حقیقی نقاط
real sector
بخش متغیرهای حقیقی
brake horsepower
توان حقیقی مهاری
air plot wind velocity
سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
transonic
سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
cut off velocity
سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
enlightement
روشنی فکر اگاهی حقیقی
axiom
قضیه حقیقی حقیقت متعارفه
real analytic function
تابع تحلیلی
[حقیقی]
[ریاضی]
axioms
قضیه حقیقی حقیقت متعارفه
true or sternal ribs
دندههای حقیقی اضلاع پیوسته به قص
true azimuth
سمت حقیقی گرای جغرافیایی
dative
حالت مفعولی غیرصریح حقیقی
substantive
دارای ماهیت واقعی حقیقی
unsigned real number
عدد حقیقی بدون علامت
fasts
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasted
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fastest
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
initialled
ابتدایی
initial
ابتدایی
initialling
ابتدایی
initialing
ابتدایی
initialed
ابتدایی
basic
ابتدایی
initials
ابتدایی
elementary
ابتدایی
elementarily
ابتدایی
fundamental
ابتدایی
preliminaries
ابتدایی
preliminary
ابتدایی
primo
ابتدایی
infantile
ابتدایی
primitive
ابتدایی
original
ابتدایی
rudimentary
ابتدایی
radicals
ابتدایی
radical
ابتدایی
primary
ابتدایی
basics
ابتدایی
originals
ابتدایی
real absolute value function
تابع حقیقی قدر مطلق
[ریاضی]
acoelous
بدون معدهء حقیقی یادستگاه هاضمه
airspeeds
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
declared speed
سرعت اعلام شده به ناوگان سرعت استاندارد ناوگان
airspeed
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
protopathic sensitivity
حساسیت ابتدایی
prime color
رنگ ابتدایی
elementary diagram
نمودار ابتدایی
primary
ابتدایی مقدماتی
primers
باستانی ابتدایی
primary position
موضع ابتدایی
graphics
شکل ابتدایی
rudiment
اولیه ابتدایی
primitivization
ابتدایی شدن
primitive society
جامعه ابتدایی
elementary education
اموزش ابتدایی
grammar schools
مدرسه ابتدایی
initial pressure
فشار ابتدایی
prime impression
دعوی ابتدایی
lower courts
محاکم ابتدایی
abecedarian
مبتدی ابتدایی
basic training
تعلیمات ابتدایی
grade school
مدرسه ابتدایی
elementary gate
دریچه ابتدایی
elementary function
تابع ابتدایی
basic requisition number
درخواست ابتدایی
grammar school
مدرسه ابتدایی
primary education
اموزش ابتدایی
primer
باستانی ابتدایی
approximations
خطای ناشی از گرد کردن یک عدد حقیقی
approximation
خطای ناشی از گرد کردن یک عدد حقیقی
oafs
بچهای که پریان بجای بچه حقیقی بگذارند
oaf
بچهای که پریان بجای بچه حقیقی بگذارند
anachronisms
اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
anachronism
اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
many valued
دارای دو قیمت یکی حقیقی دیگری دروغین
low-tech
دارای فنآوری ابتدایی
incipincy
وضع مقدماتی ابتدایی
incipience
وضع مقدماتی ابتدایی
initial fire request
درخواست ابتدایی اتش
prototaxic mode
شیوه ادراکی ابتدایی
primitive cell
سلول واحد ابتدایی
natives
قالب اولی یا ابتدایی
incipient
اولیه مرحله ابتدایی
early German history
تاریخ ابتدایی آلمان
native
قالب اولی یا ابتدایی
prep
مدرسه ابتدایی دبستان
infrastructure
ساختار یا سرویس ابتدایی
supersonic
هواپیمای مافوق سرعت صوت با سرعت مافوق سرعت صوت
microprocessors
طرح قط عات ابتدایی در CPU
triploblastic
دارای سه غشاء سلولی ابتدایی
initiator
چاشنی اولیه خرج ابتدایی
microprocessor
طرح قط عات ابتدایی در CPU
primary
اولین یا ابتدایی یا بسیار مهم
twopenny
کتاب اول ابتدایی بچه ها
gyrocompass
نوعی قطب نما که همواره شمال حقیقی را نشان میدهد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com