English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (15 milliseconds)
English Persian
relative velocity سرعت نسبی
Search result with all words
comparative ve اشتباه نسبی سرعت ابتدایی
limiting speed بیشترین سرعت نسبی فاهری هواپیمایی با شکل معین
pitch control کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
true air speed سرعت نسبی هواپیما
vertical take off and landing هواپیمایی که بدون داشتن سرعت نسبی قادر به برخاستن از سطح زمین معلق ماندن در هوا و فرودمجدد باشد
Other Matches
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
relative plot موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
speed ring طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
combined speed indicator عقربه نشان دهنده سرعت علمی و عملی سرعت نمای مرکب
inflow ratio نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
burning rate سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
indicated airspeed سرعت تعیین شده بوسیله سرعت نمای هواپیما
drag وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
dragged وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drags وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
machine number عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
true air speed سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
rate of flame propagation سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
tachometer اندازه گیر سرعت چرخش سرعت سنج
variable ratio گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
rate of pouring سرعت سیلان سرعت جاری شدن
muzzle velocity سرعت دهانهای سرعت اولیه گلوله
inputted فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
input فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
support CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
chocked nozzle خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
accelerated سرعت دادن سرعت گرفتن
subsonic با سرعت کمتر از سرعت صوت
accelerates سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerate سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerating سرعت دادن سرعت گرفتن
mach hold بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
zero wait state که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
cut off velocity سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
transonic سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
air plot wind velocity سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
fastest وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasted وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasts وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
relative humidity نم نسبی
self relative نسبی
respective نسبی
proportional نسبی
comparatives نسبی
consanguineous نسبی
comparative نسبی
relative نسبی
relative code کد نسبی
proportional limit حد نسبی
airspeeds سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
airspeed سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
declared speed سرعت اعلام شده به ناوگان سرعت استاندارد ناوگان
proportional liability partnership شرکت نسبی
genealogical نسبی شجرهای
relationship by bood قرابت نسبی
relative prices قیمتهای نسبی
whole blood قرابت نسبی
relative solubility انحلالپذیری نسبی
relative wind باد نسبی
persons related to another by descent اقارب نسبی
proportional tax مالیات نسبی
relative importance اهمیت نسبی
persons related to another by parentage اقارب نسبی
relative address نشانی نسبی
relative minimum می نیمم نسبی
relative frequency بسامد نسبی
relative harmonic content مانده نسبی
relative humidity رطوبت نسبی
stranger in blood غیر نسبی
relative income درامد نسبی
relative jurisdiction صلاحیت نسبی
relative location ترتیب نسبی
relative majority اکثریت نسبی
relative maximum ماکزیمم نسبی
relative error خطای نسبی
relative dispersion پراکندگی نسبی
relative address آدرس نسبی
relative precision دقت نسبی
relative permitivity گذردهی نسبی
relative nullity بطلان نسبی
relative movement حرکت نسبی
relative motion حرکت نسبی
relativity فرضیه نسبی
relative minimum حداقل نسبی
relative bearing گرای نسبی
relative compaction تراکم نسبی
relative density چگالی نسبی
relative density دانسیته نسبی
relative maximum حداکثر نسبی
self relative address نشانی نسبی
relativeness نسبی بودن
relativism نسبی نگری
comparative advantage مزیت نسبی
comparative advantage برتری نسبی
relative bearing جهت نسبی
emissivity تابش نسبی
relative permeability نفوذپذیری نسبی
sib منسوب نسبی
relative خودی نسبی
ipsative score نمره نسبی
ipsative scale مقیاس نسبی
relationship by blood قرابت نسبی
relationship by blood خویشاوندی نسبی
sanguinity قرابت نسبی
blood relationship قرابت نسبی
blood relationship خویشاوندی نسبی
comparative costs هزینههای نسبی
relative viscosity گرانروی نسبی
comparative cover پوشش نسبی
relative term لفظ نسبی
consanguinity قرابت نسبی
distortion factor مانده نسبی
relative value مقدار نسبی
proportional representation انتخابات نسبی
specific gravities چگالی نسبی
fractional error خطای نسبی
relative solvation حلالپوشی نسبی
specific gravity چگالی نسبی
relative income hypothesis فرضیه درامد نسبی
strain افزایش طول نسبی
relative coding برنامه نویس نسبی
relative coding برنامه نویسی نسبی
strains افزایش طول نسبی
cultural relativism نسبی نگری فرهنگی
relative dielectric constant ثابت دی الکتریک نسبی
relative coordinate system دستگاه مختصات نسبی
relative deformation تغییر شکل نسبی
strain تغییر شکل نسبی
relative refractory period دوره بی پاسخی نسبی
sound level شدت نسبی صوت
strains تغییر شکل نسبی
a matter of relative importance موضوعی با اهمیت نسبی
relative addressing نشانی دهی نسبی
relative value of pieces ارزش نسبی سوارها
of relative importance دارای اهمیت نسبی
purchasing power parity نرخ نسبی مبادله
relativity of knowledge نسبی بودن دانش
relativize بصورت نسبی در اوردن
employment rate میزان نسبی اشتغال
relative supersaturation ابر سیری نسبی
relative addressing نشان دهی نسبی
relative bearing سمت نسبی ناو
supersonic هواپیمای مافوق سرعت صوت با سرعت مافوق سرعت صوت
linear strain تغییر شکل نسبی خطی
bulk strain تغییر شکل نسبی حجمی
differential susceptibility and permeabi مغناطیس پذیری و نفوذپذیری نسبی
recession کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
strain at failure افزایش طول نسبی درگسیختگی
recessions کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
elastic strain تغییر شکل نسبی ارتجاعی
relativity فلسفه نسبیه نسبی بودن
california bearing ratio توان باربری نسبی کالیفرنیا
simple strain تغییر طول نسبی ساده
bel واحد شدت نسبی توان
lateral strain تغییر شکل نسبی جانبی
increase of strain افزایش تغییر طول نسبی
coefficient of relative efficiency organ ضریب نسبی کارایی سازمان
strain energy انژی حاصل از تغییر شکل نسبی
difference chart جدول تعیین سمت و برد نسبی
elasticity of factor substitution وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
stress strain curve منحنی تنش به افزایش طول نسبی
stress strain diagram نمودار تنش و تغییر بعد نسبی
cold straining تغییر بعد نسبی در حالت سرد
command speed سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
ground speed سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
aircraft block speed سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
sustained rate سرعت حرکت مداوم سرعت تکرار مداوم
adjustable proportional module نیمه مدول نسبی با سقف تنظیم شونده
strain hardening سخت شدن فلز دراثر تغییرشکل نسبی
superaerodynamics ایرودینامیک مربوط به سرعتهای نسبی زیاد ودانسیته کم
dragway مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragstrip مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
grades الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
rotor incidence زاویه بین سطوح عمود برمحور دوران و باد نسبی
grade الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
critical angle of attack زاویه بین محور طولی هواپیما و جهت جریان نسبی هوا
tristimulus values مقادیر نسبی یه رنگ اصلی که برای ایجاد رنگهای دیگر باهم ترکیب می شوند
rams افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rammed افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
ram افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
relative income hypothesis براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
calibrated air speed سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
isotach خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
fasts آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasted آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fast آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fastest آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
sailwing هواپیمایی که بالهای ان تنهادرصورت وجود باد نسبی شکل و برش نمای یک ایرفویل را به خود میگیرند
decelerate از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerated از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerates از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerating از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
high speed با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
income effect اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
conservation [darn] مرمت و رفوگری فرش که بیشتر بصورت عمل مکانیکی بوده و جهت جلوگیری از پیشرفت خرابیو اصلاح نسبی خسارت وارد شده صورت می گیرد
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
brinell hardness سنجش سختی نسبی اجسام جامد یا صلب توسط اندازه گیری میزان فرورفتگی ناشی از فشردن گلوله 01 میلیتری سخت روی سطح فلز موردازمایش
lenz' law جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
relative humidity رطوبت نسبی [مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
accelerates بر سرعت
expeditiousness سرعت
fleety به سرعت
promptitude سرعت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com