English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
irredentism سیاست اعاده نقاط ایتالیایی زبان بایتالیا
Other Matches
vertical control کنترل ارتفاع نقاط اندازه گیری تراز وارتفاع نقاط
gridding محدودیت ساختمان یک تصویرگرافیکی که مستلزم افتادن نقاط پایانی خطوط روی نقاط شبکه است
We are firm believers that party politics has no place in foreign policy. ما کاملا متقاعد هستیم که سیاست حزب جایی در سیاست خارجی ندارد .
monetrarist keynesian debate اینکه ایا سیاست پولی موثر است یا سیاست مالی
policy maker سیاست ساز و سیاست افرین تعیین کننده خط مشی سیاسی
polar plot روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
disassembler برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
marchesa زن ایتالیایی
Italian ایتالیایی
Italians ایتالیایی
italianism ایتالیایی مابی
bocci بولینگ ایتالیایی
foxtail millet ارزن ایتالیایی
italianize ایتالیایی کردن
sbirro پاسبان ایتالیایی
Italianate سبک معماری ایتالیایی
leghorn کلاه سبدی ایتالیایی
italicism عبارات و اصطلاحات ایتالیایی
request for discharge عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
eustachian پیداشده توسط پزشک ایتالیایی
tarantella رقص تند دو نفری ایتالیایی
malpighian وابسته به کالبد شناس ایتالیایی
spaghetti western فیلم کابویی یا وسترن ایتالیایی
spaghetti westerns فیلم کابویی یا وسترن ایتالیایی
italian game بازی شطرنج ایتالیایی جوئوکو پیانو
cantoria [واژه ای ایتالیایی برای گالری یا تریبون]
Pre-Raphaelite هر نقاش ایتالیایی پیش از دوران رافائل
giuoco piano جوئوکو پیانو در بازی شطرنج ایتالیایی
ravioli نوعی غذای ایتالیایی از گوشت و نشاسته
Pre-Raphaelites هر نقاش ایتالیایی پیش از دوران رافائل
fallopian پیداشده توسط فلوپیوس کالبدشناس ایتالیایی
grappa نوعی کنیاک خالص وبی رنگ ایتالیایی
monetarists طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
spumoni بستنی میوه ومغز بادام ومیوه جات ایتالیایی
spumone بستنی میوه ومغز بادام ومیوه جات ایتالیایی
trig list لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
irredentist طرفدار برگرداندن همه جاهایی که ایتالیایی حرف میزنند به ایتالیا
translators برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translator برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
language برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
languages برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
assembly زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
language استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
host language زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
compiler که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
pompeian وابسته به شهر ایتالیایی که زیر خاکسترهای اتش نشانی پنهان است
snobol Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
linguo dental زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targeting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
target زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
repetition اعاده
returns اعاده
return اعاده
rebound اعاده
rebounded اعاده
rebounding اعاده
returned اعاده
rebounds اعاده
returning اعاده
restitution اعاده
recourse اعاده
restoration اعاده
repetitions اعاده
reestablishment اعاده
redintegration اعاده
recuperative اعاده دهنده
returned اعاده بازگشت
restorer اعاده دهنده
restoration اعاده ترمیم
restorative اعاده کننده
return اعاده بازگشت
reverts اعاده دادن
revert اعاده دادن
returning اعاده بازگشت
rehabilitation اعاده اعتبار
returns اعاده بازگشت
restorers اعاده دهنده
reverting اعاده دادن
restoratives اعاده کننده
restoring اعاده دادن
recession اعاده کسادی
remanding اعاده دادن
recessions اعاده کسادی
remand اعاده دادن
restitution اعاده تصرف
re hearing اعاده دادرسی
new trial اعاده دادرسی
re-entry اعاده تصرف
re entry اعاده تصرف
restores اعاده کردن
restores اعاده دادن
restored اعاده کردن
restore اعاده کردن
reverted اعاده دادن
restore اعاده دادن
restoring اعاده کردن
remands اعاده دادن
remanded اعاده دادن
reconveyance اعاده مجدد
restored اعاده دادن
re trial اعاده دادرسی
restorable قابل اعاده
reconversion اعاده مالکیت
restitute اعاده کردن
modula یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
author language زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
mealymouthed ادم چرب زبان شیرین زبان
professional slang زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
bal زبان ساده شده زبان اسمبلی
He is speechless (inarticulate). سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
machiavellism اصول عقایدماکیاولی فیلسوف وسیاستمدار ایتالیایی قرن 51که فلسفه استبداد جدید نیزنامیده میشود
rehabilitation اعاده اعتبار تاجرورشکسته
rehabilitated اعاده اعتبار کردن
redisseinsin اعاده تصرف عدوانی
retour sans protet اعاده بدون اعتراض
reverter حکم اعاده وضع
rehabilitation اعاده حیثیت مجرم
possessory action دعوی اعاده مالکیت
replevin دعوی اعاده مالکیت
rehabilitate اعاده اعتبار کردن
rehabilitates اعاده اعتبار کردن
rehabilitating اعاده اعتبار کردن
rectus in curia اعاده حق ترافع در دادگاه
republication of will اعاده اعتبار وصیت نامه
disgharge of bankrupt اعاده اعتبار تاجر ورشکسته
bankrupts certificate گواهی نامه اعاده حیثیت
suppliant خواهان دعوی اعاده تصرف
vindication اعاده حیثیت [مثال شهرت یا آبرو ...]
interpreted ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreting ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
glib چرب زبان زبان دار
Arabic زبان تازی زبان عربی
language مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
languages مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
interprets ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpret ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
revalorization اعاده پول کشور به بهای نخستین خود
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
scottish gaelic زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
assembler یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
at all points در همه نقاط
keop soo نقاط حساس
interactional points نقاط تلاقی
triad نقاط سه قلو
keop soo نقاط مرگ
lagrangian points نقاط لاگرانژی
triads نقاط سه قلو
key points نقاط مهم
key points نقاط حساس
trio نقاط سه قلو
isodose rate خط نقاط متحدالدوز
trios نقاط سه قلو
interactional points نقاط تماس
form line خط بین نقاط هم ارتفاع
plot ثبت مسیریا نقاط
plotted ثبت مسیریا نقاط
isoheyt خط شاخص نقاط هم باران
dapple چیزی با نقاط رنگارنگ
trig point نقاط مثلث بندی
coordinate code رمز مختصات نقاط
coordinates طول و عرض نقاط
vital points نقاط حساس بدن
shoal نقاط کم عمق دریا
kyusho نقاط حساس بدن
isothermal نقاط هم حرارت اب دریا
plots ثبت مسیریا نقاط
primary masses نقاط مادی اولیه
apparent horizon افق حقیقی نقاط
shoals نقاط کم عمق دریا
pin point تعیین دقیق نقاط
geodetic control نقاط کنترل ژئودزی
pierrots دلقک صامت ایتالیایی دلقک
pierrot دلقک صامت ایتالیایی دلقک
plot بردن نقاط روی طرح
infield نقاط توپگیری در زمین کریکت
plots بردن نقاط روی طرح
isoclinal خط نقاط متحدالفشارمغناطیسی روی نقشه
graphic به صورت تصاویر و نقاط و نه متن
isogrive خط میزان منحنی نقاط هم ثقل
networks اتصال نقاط شبکه به یکدیگر
network اتصال نقاط شبکه به یکدیگر
isopleth نقاط هم ارتفاع موج دریا
floating mark نقاط ایستگاه برجسته بینی
floating mark نقاط مواج عکس هوایی
isodose rate خط نقاط هم دوز تشعشع اتمی
differential leveling تعیین اختلاف تراز نقاط
plotted بردن نقاط روی طرح
interactive نقاط توقف را تنظیم کند
multipass overlap بنابراین نقاط کمتر به نظر می آیند
matrix الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند
isogonic line خط میزان منحنی نقاط متحدالانحراف مغناطیسی
jabiru لک لک ابزی نقاط گرم و معتدل امریکا
nexus نقاط اتصال بین واحدها در شبکه
Antipodes ساکنین نقاط متقاطردر روی زمین
whistle-stop در نقاط مختلف از مردم دیدارکوتاهی نمودن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com