English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
Black and white. سیاه وسفید ( عکس ؟ فیلم وغیره )
Other Matches
pit سیاه چال هسته البالو و گیلاس وغیره
pits سیاه چال هسته البالو و گیلاس وغیره
cassette کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
cassettes کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
blank check چک امضاء شده وسفید
watcheye چشم خیره وسفید
pyroxene ماده معدنی بلوری وسفید
pancromic فیلم چند رنگه فیلم چندحالته
reeled قرقره فیلم حلقه فیلم
reels قرقره فیلم حلقه فیلم
reel قرقره فیلم حلقه فیلم
reeling قرقره فیلم حلقه فیلم
basalt نوع سنگ چخماق یا اتش نشانی سیاه مرمر سیاه
silhouette نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
silhouettes نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
melanin رنگ سیاه ولکههای سیاه روی پوست
filmstrip نوار فیلم اسلایدهای بشکل نوار فیلم
crape نوار ابریشمی سیاه سیاه پوشانیدن
bold face طرح سیاه حرف سیاه
sable رنگ سیاه لباس سیاه
sables رنگ سیاه لباس سیاه
ethiops سیاب سیاه جیوه سیاه
black hole حفره سیاه چاله سیاه
black holes حفره سیاه چاله سیاه
smutted whcat گندم سیاه یا زنگ سیاه
black body radiation تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
paper white monitor صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
load فیلم
film فیلم
filmed فیلم
film leader فیلم
loads فیلم
acetate film فیلم استاتی
negative film فیلم منفی
filmiest فیلم مانند
phonofilm فیلم صدادار
filmier فیلم مانند
advertising spot فیلم تبلیغاتی
as good as a play <idiom> مثل فیلم
phonofilm فیلم سخنگو
filmy فیلم مانند
picturize فیلم برداشتن از
microfilm میکرو فیلم
microfilms ریز فیلم
telefilm فیلم تلویزیونی
microfilmed ریز فیلم
microfilmed میکرو فیلم
microfilming ریز فیلم
microfilming میکرو فیلم
microfilms میکرو فیلم
x ray film فیلم رونتگن
peepshow فیلم شهوانی
microfilm ریز فیلم
film-strips نوار فیلم
positive film فیلم مثبت
reversal film فیلم معکوس
talkies فیلم ناطق
talkie فیلم ناطق
film فیلم سینما
filmed فیلم سینما
filmed فیلم عکاسی
film فیلم عکاسی
film strip نوار فیلم
film-strip نوار فیلم
peepshows فیلم شهوانی
film recorder فیلم نگار
cinematograph اپارات فیلم
film developer سازنده فیلم
film reader فیلم خوان
film recorder ضباط فیلم
filmstrip فیلم سینمایی
instruction film فیلم درسی
moving picture فیلم سینما
instruction film فیلم اموزشی
image format اندازه فیلم عکاسی
scenario متن فیلم سینمایی
metol دوای فهور فیلم
talkie صنعت فیلم ناطق
film advance mode دکمه رد کردن فیلم
magnetic film لایه فیلم مغناطیسی
camera magazine کاست فیلم دوربین
rerun نمایش مجدد فیلم
magnetic film memory حافظه با فیلم مغناطیسی
magnetic film storage ذخیره فیلم مغناطیسی
magnetic thin film فیلم نازک مغناطیسی
technicolour روش فیلم رنگی
false colour فیلم رنگی مصنوعی
dubbed فیلم را دوبله کردن
dubs فیلم را دوبله کردن
playoff نشان دادن فیلم
dub فیلم را دوبله کردن
Color films(T. V). فیلم ( تلویزیون ) رنگی ؟
cinematograph دوبین فیلم برداری
fast-forward جلو زدن فیلم
filmstrip فیلم عکاسی 53 میلمتری
geneva stop سیستم نگهدارنده فیلم
talkies صنعت فیلم ناطق
film badge برگ شناسایی فیلم
playoffs نشان دادن فیلم
Make three copies of each film. از هر فیلم سه تا کپی بکنید.
sneak preview نمایش قبلی فیلم بطورخصوصی
sneak previews نمایش قبلی فیلم بطورخصوصی
spaghetti western فیلم کابویی یا وسترن ایتالیایی
filmed تاری چشم فیلم برداشتن از
spaghetti westerns فیلم کابویی یا وسترن ایتالیایی
exposure adjustment knob دکمه نمایش تعداد فیلم
film تاری چشم فیلم برداشتن از
newsreel فیلم اخبار جاری روز
newsreels فیلم اخبار جاری روز
horse opera فیلم یا نمایش گاوچرانان امریکایی
magnetic thin film memory حافظه فیلم نازک مغناطیسی
camera magazine جعبه محتوی فیلم عکاسی
It was a sI'lly boring film (movie). فیلم لوس وخنکی بود
semidocumentary فیلم سینمایی نیمه مستند
scenarios متن یانمایشنامه فیلم سینمایی
scenario متن یانمایشنامه فیلم سینمایی
scenario زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
She portrays a dancer in the film. او [زن] نقش یک رقاص [زن] را در فیلم بازی می کند.
scenarios زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
smash hit <idiom> نمایش ،بازی یا فیلم خیلی موفق
protection کپی اضافی از فیلم یا نوار اصلی
And so on and so forth. Etcetera et cetera . وغیره وغیره
etcaetera وغیره
et cetera وغیره
documentarian کسیکه فیلم یا مطالب مستندی را تهیه میکند
It was filmed on location. صحنه فیلم درمحل واقعی فیلمبرداری شده
unwatchable [film, TV] <adj.> ارزش دیدن نداشته باشد [فیلم یا تلویزیون]
lenticulate ذرات ریز وعدسکهای کوچک در فیلم نمودارکردن
camera-shy کسی که دوست ندارد از او عکس یا فیلم بگیرند
rewinding برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
reprographics ترسیم ها و فیلم ها و روشهای تولید انبوه مجدد
rewinds برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
rewind برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
rewound برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
What films are they showing at this cinema ( theatra house ) ? این سینما چه فیلم هائی رانشان می دهد ؟
lithography کارگاه تهیه فیلم و زینک کتاب و مجله
prescore ضبط صدا یا موسیقی فیلم قبل از فیلمبرداری
pile پرزقالی وغیره
snap قفلکیف وغیره
sheeting ملافه وغیره
dales خلیج وغیره
dale خلیج وغیره
piled پرزقالی وغیره
snapped قفلکیف وغیره
snapping قفلکیف وغیره
snaps قفلکیف وغیره
negative گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
negatives گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
footage طول چیزی برحسب فوت مقدار فیلم بفوت
tamp سوراخی را با شن وغیره پرکردن
subsidence تخفیف درد وغیره
sash حمایل نظامی وغیره
sashes حمایل نظامی وغیره
dossel پشتی صندلی وغیره
trap زانویی مستراح وغیره
frontlet پیشانی اسب وغیره
dossal پشتی صندلی وغیره
furnaces تون حمام وغیره
service charge سرویس مهمانخانه وغیره
dollop دسته علف وغیره
seance جلسه احضارارواح وغیره
shelling پوست فندق وغیره
shell پوست فندق وغیره
vases گلدان نقره وغیره
vase گلدان نقره وغیره
snout لوله کتری وغیره
propeller پروانه هواپیماوکشتی وغیره
snouts لوله کتری وغیره
furnace تون حمام وغیره
ratoon نهال موز وغیره
propellor پروانه هواپیماوکشتی وغیره
clop لنگی اسب وغیره
coequal درشان ومقام وغیره
dollops دسته علف وغیره
coronal هاله خورشید وغیره
coronel هاله خورشید وغیره
curlicue تزئینات خطاطی وغیره
dower لانه خرگوش وغیره
shells پوست فندق وغیره
pillbox قوطی حب دارو وغیره
Dont move . Hold it. Keep stI'll. بی حرکت ( در عکاسی وغیره )
To score a goal . گل زدن ( درفوتبال وغیره )
tube لوله خمیرریش وغیره
pillboxes قوطی حب دارو وغیره
station ایستگاه اتوبوس وغیره
stations ایستگاه اتوبوس وغیره
stationed ایستگاه اتوبوس وغیره
tubes لوله خمیرریش وغیره
soft ware وسایل نرم ابزار دستگاههای کامپیوتر یا چاپ و فیلم برداری
as dull as a ditch-water مثل فیلم های تکراری [خسته کننده و ملال آور]
sound frack محل مخصوص ضبط صوت برروی حاشیه فیلم ناطق
cess سرازیری کنار رودخانه وغیره
Known and unknown . معلوم ومجهول ( درریاضیا ؟ وغیره )
stancher بند اور خون وغیره
float بستنی مخلوط با شربت وغیره
hides پوست خام گاووگوسفند وغیره
hide پوست خام گاووگوسفند وغیره
floats بستنی مخلوط با شربت وغیره
sick bay بهداری کشتی ودانشکده وغیره
floated بستنی مخلوط با شربت وغیره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com