Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
balto slavic
شاخهء زبان هند و اروپایی رایج در سواحل بالتیک و بین اقوام اسلاو
Other Matches
slavophil
دوستدار اقوام اسلاو
baltic
دریای بالتیک در شمال اروپا وابسته به بالتیک
british english
زبان انگلیسی رایج درانگلستان
khowar
زبان رایج درشمال غربی پاکستان
Yiddish
زبان عبری رایج میان کلیمیان روسیه ولهستان والمان وغیره
accadian
که قبل از زبان اشوری رایج بوده و درکتیبههای میخی دیده شده است
aigrette
شاخهء جواهر دستهء کرک
baltic exchange
بازار بورس بالتیک
Latvia
جمهوری لتونی در کرانهی جنوبی دریای بالتیک
kinfolk
اقوام
kirghiz
اقوام قرقیز
riverine
سواحل رودخانه
anti semite
مخالف اقوام سامی
anti-Semite
مخالف اقوام سامی
anti-Semites
مخالف اقوام سامی
gallophile
دوستدار اقوام گل وفرانسوی
sclav ect
اسلاو
Slavs
اسلاو
Slav
اسلاو
ethnology
علم مطالعه نژادها و اقوام
Slav
از نژاد اسلاو
Slavs
از نژاد اسلاو
slavophil
طرفدارفرهنگ اسلاو
minorca
مرغ خانگی سواحل مدیترانه
goth
یکی از اقوام المانی قدیم بربری
slavic
وابسته بنژاد اسلاو
slav accepted
اسلاو پذیرفته شده
slav declined
اسلاو پذیرفته نشده
disassembler
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
harmattan
بادخشک زمستانی سواحل غربی افریقا
thresher
کوسه ماهی درنده سواحل امریکاواروپا
terrapins
لاک پشت خوراکی سواحل فلوریدا
terrapin
لاک پشت خوراکی سواحل فلوریدا
toyon
درخت راج سفید گل سواحل کالیفرنیا
finback
بالن یا نهنگ سواحل اقیانوس اطلس
surfbird
مرغ ساحلی سواحل اقیانوس ارام
semi slav
شبه اسلاو در وامبی وزیرشطرنج
czech defence
نام منسوخ دفاع اسلاو
slav defence
دفاع اسلاو در گامبی وزیرشطرنج
auklet
جنسی از پنگوئنهای کوچک سواحل اقیانوس ارام
limulus
خرچنگ نعل اسبی وبزرگ سواحل امریکا
schlechter variation
واریاسیون شلشتر در دفاع اسلاو شطرنج
accelerated meran
مران شتابان دلار دفاع اسلاو
anti meran gambit
گامبی ضد مران در دفاع اسلاو شطرنج
short haul
کاروان دریایی که بین سواحل دو کشور بیگانه و ناشناس حرکت میکند
short-haul
کاروان دریایی که بین سواحل دو کشور بیگانه و ناشناس حرکت میکند
lapland
ناحیه شمال سوئدونروژ وفنلاند وشوروی که محل سکونت اقوام لاپ میباشد
fetishes
اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
fetish
اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
translator
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translators
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
language
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
languages
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
assembly
زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
host language
زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
compiler
که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
trendy
رایج
common
رایج
prevalent
رایج
trendier
رایج
trendiest
رایج
commoners
رایج
current
رایج
briskest
رایج
brisker
رایج
circulating
رایج
brisk
رایج
commonest
رایج
popular
رایج
non performing loan
وام غیر رایج
currents
رایج
snobol
Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
linguo dental
زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targeting
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetting
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
target
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
Europeans
اروپایی
European
اروپایی
tradition
عقیده رایج
going
رایج عازم
pass
رایج شدن
cashes
پول رایج
passed
رایج شدن
popular response
پاسخ رایج
passes
رایج شدن
rulings
رایج متصدی
tendering
پول رایج
currencies
پول رایج
cash
پول رایج
legal tender
پول رایج
cashed
پول رایج
currency
پول رایج
cashing
پول رایج
shibboleth
بیان رایج
shibboleths
بیان رایج
tenderest
پول رایج
tender
پول رایج
tendered
پول رایج
ruling
رایج متصدی
rousing
نمایان رایج
russian defence
دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
eurodollars
دلار اروپایی
redwing
باسترک اروپایی
indo uropean
هند و اروپایی
saker
شاهین اروپایی
larches
کاج اروپایی
larch
کاج اروپایی
international morse code
مورس اروپایی
continental code
مورس اروپایی
fieldfare
باسترک اروپایی
eruropean community
جامعه اروپایی
cushat
طوقی اروپایی
it had a europeanlook
اروپایی می نمود
indo germanic
هند و اروپایی
greenfinch
سهره اروپایی
aberdevine
سهره اروپایی
Indo-
هند و اروپایی
indo european
هند و اروپایی
sweetbrier
گل سرخ اروپایی
yellowhammer
سهره اروپایی
Eurasian
اروپایی و اسیایی
nightjar
بوف اروپایی
Eurasians
اروپایی و اسیایی
circulation
رواج پول رایج
remonetize
دوباره رایج کردن
fiat money
پول رایج اعتباری
circulations
رواج پول رایج
paper standard
پول رایج مملکت
author language
زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
modula
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
He is speechless (inarticulate).
سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
bal
زبان ساده شده زبان اسمبلی
mealymouthed
ادم چرب زبان شیرین زبان
professional slang
زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
mewing
مرغ نوروزی اروپایی
toper
کوسه ماهی اروپایی
greylag
غاز وحشی اروپایی
it had a europeanlook
نمود اروپایی داشت
mewed
مرغ نوروزی اروپایی
mew
مرغ نوروزی اروپایی
martlet
پرستوی معمولی اروپایی
mulatto
زاده اروپایی وزنگی
moly
سیر زرد اروپایی
brock
گورکن اروپایی شغاره
redstart
بلبل دم قرمز اروپایی
european committee for standardization
کمیته اروپایی استاندار
merlin
قوش کوچک اروپایی
european monetary system
سیستم پولی اروپایی
copper beech
[Fagus sylvatica]
درخت راش اروپایی
marron
شاه بلوط اروپایی
European Currency Unit
واحد پول اروپایی
greenrooms
شایعات رایج بین هنرپیشگان
greenroom
شایعات رایج بین هنرپیشگان
occupation currency
پول رایج نیروی اشغالگر
invasion currency
پول رایج ارتش اشغالگر
currencies
پول قانونی و رایج هر کشور
bimetallic
دارای دو نوع پول رایج
currency
پول قانونی و رایج هر کشور
Eurasian
از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
larch
درخت صنوبرآراسته
[کاج اروپایی]
polecat
موش خرمای وحشی اروپایی
ruddock
مرغ سینه سرخ اروپایی
woodcock
خروس جنگلی اسیایی و اروپایی
ring snake
مار حلقه دار اروپایی
woodwaxen
طاوسی پا کوتاه اسیایی و اروپایی
polecats
موش خرمای وحشی اروپایی
Eurasians
از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
whiting
ماهی نرم باله خوراکی اروپایی
half caste
دارای پدر اروپایی ومادر هندوستانی
a comparison between European and Japanese schools
مقایسه ای بین مدارس اروپایی و ژاپنی
africander
اروپایی نژادی که درافریقای جنوبی زاده شد
The town has a European look.
این شهر قیافه اروپایی دارد
Arabic
زبان تازی زبان عربی
interpreting
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interprets
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreted
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpret
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
language
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
glib
چرب زبان زبان دار
languages
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
Brontide
نوعی صدا
[صدایی خفه شده و آرام که در برخی از مناطق زلزله خیز، به خصوص در امتداد سواحل و روی دریاچه ها شنیده میشود و تصور میرود که به دلیل لرزشهای ضعیف زمین باشد.]
old masters
هر یک از نقاشان بزرگ اروپایی قبل از قرن هیجده
serin
سهره کوچک اروپایی شبیه بلبل زرد
nut cracker
یکجور پرنده اروپایی که مانند کلاغ است
old master
هر یک از نقاشان بزرگ اروپایی قبل از قرن هیجده
dun bird
یکجوراردک اروپایی که سروگردنش حنایی رنگ است)
eurocheque
چک انگلیسی که قابل نقد کردن در بانکهای اروپایی میباشد
European rose
طرح گل رز اروپایی
[که نام دیگر آن همان گل فرنگ است.]
pochard
یکجور اردک اروپایی که سروگردنش حنایی رنگ اشت
scottish gaelic
زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
demonetization
سکه خارج از گردش جایگزین کردن مسکوکات جدیدبه جای سکههای رایج
e r p
برنامهای که امریکا از سال 7491تا 1591 بر مبنای پیشنهادشانزده کشور اروپایی
assembler
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
Cinoiserie
[سبک معماری اروپایی از هنر سازه های چینی که اولین بار در قرن هفدهم میلادی استفاده شد.]
maroon
شاه بلوط اروپایی رنگ خرمایی مایل بقرمز درجزیره دورافتاده یاجاهای مشابهی رها شدن یا گیر افتادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com