English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
English Persian
dog paddle شنای به پشت با حرکت پا وبدون بیرون امدن بازو از اب
Other Matches
to turn out بیرون دادن بیرون کردن سوی بیرون برگرداندن بیرون اوردن امدن
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
hovercraft رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
hovercrafts رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
fin جلو و عقب بردن بازو در اب برای حرکت
fins جلو و عقب بردن بازو در اب برای حرکت
shoot-out بیرون امدن
emerged بیرون امدن
pull-outs بیرون امدن
to run out بیرون امدن
shoot out بیرون امدن
to shoot forth بیرون امدن
issue بیرون امدن
issued بیرون امدن
extrudes بیرون امدن
to come out بیرون امدن
extruded بیرون امدن
emerges بیرون امدن
issues بیرون امدن
to chop out بیرون امدن
to puff out پف پف بیرون امدن
pull out بیرون امدن
extrusion بیرون امدن
extrude بیرون امدن
emerge بیرون امدن
shoot forth بیرون امدن
to get over بیرون امدن
pull-out بیرون امدن
emerging بیرون امدن
extruding بیرون امدن
shoot-outs بیرون امدن
exuding بیرون امدن افشاندن
transpire بیرون امدن نشرکردن
transpiring بیرون امدن نشرکردن
transpires بیرون امدن نشرکردن
exude بیرون امدن افشاندن
exuded بیرون امدن افشاندن
transpired بیرون امدن نشرکردن
exudes بیرون امدن افشاندن
protruded بیرون انداختن پیش امدن
let out اجازه بیرون امدن دادن
protrude بیرون انداختن پیش امدن
protrudes بیرون انداختن پیش امدن
protruding بیرون انداختن پیش امدن
emanate سرچشمه گرفتن بیرون امدن
emanated سرچشمه گرفتن بیرون امدن
emanates سرچشمه گرفتن بیرون امدن
emanating سرچشمه گرفتن بیرون امدن
hatched تخم دادن جوجه بیرون امدن
to wriggle one's way بزحمت ازمیان گروهی بیرون امدن
pullout لحظه بیرون امدن موج سواراز اب
hatch تخم دادن جوجه بیرون امدن
to pull out از واگن خانه یا ایستگاه بیرون امدن
roll out ازتختخواب بیرون امدن گسترده شدن
hatches تخم دادن جوجه بیرون امدن
project ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
projected ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
projects ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
variable camber flap فلپی که نیمرخ ان هنگام بیرون امدن تغییر میکند
bends بیرون امدن حبابهای گاز ازبافتهای بدن و اختلال درگردش خون
disforest ازحال جنگلی بیرون امدن ازرعایت قانون جنگل هامعاف کردن
printwheel چرخی که از چندین بازو ساخته شده باشد به هر شکل حروف در انتهای بازو قرار دارد که در چاپگر claing wheel به کار می رود
to puff up کپه کپه بیرون امدن
ended حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
ends حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
end حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
blank check سندامضاء شده وبدون متن
gothicize زمخت وبدون فرافت کردن
dumb show نمایش صامت وبدون حرف
shinplaster اسکناس کم ارزش وبدون پشتوانه
crawled شنای کرال
crawls شنای کرال
crawl شنای کرال
butterfly شنای پروانه
trudgen stroke شنای کرال
sidestroke شنای پهلو
individual medley شنای مختلط
butterflies شنای پروانه
underneath swimming شنای زیرابی
dog paddle شنای سگی
breaststroke شنای قورباغه
breaststroke شنای پروانه
backstroke شنای پشت
syncopation رقص یا اهنگ سبک وبدون ضرب
middlebrow شخص با سواد وبدون تحصیلات عالیه
canoe قایق باریک وبدون بادبان وسکان
inert mine مین بی اثر وبدون خرج تلاش
tough minded دارای فکر خشن وبدون احساسات
tabula rasa فکر ساده وبدون تصور اطفال
clownish دارای رفتار زمخت وبدون اداب
canoes قایق باریک وبدون بادبان وسکان
pinule پرهء شنای ماهی
individual medleyist شناگر شنای مختلط
medleyist شناگر شنای مختلط
baths استخر شنای سرپوشیده
pinnule پرهء شنای ماهی
dog paddle شنای سگی کردن
racing backstroke مسابقه شنای پشت
dog paddle شنای اشخاص مبتدی
freestyler شناگر شنای ازاد
dabbler دوستدارصنایع زیباکه ازروی بوالهوسی وبدون تمرکزانهارادنبال می
to strain at a gnat ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
medleys شنای مختلط 002 تا 004متر
medley شنای مختلط 002 تا 004متر
scissor kick پای قیچی در شنای پهلو
frog kick شنای پروانه بت پای قورباغه
dolphin kick شنای پروانه با پای دلفین
goose-stepping رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
goose-stepped رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
goose-step رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
goose-steps رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
freestyle شنای ازادمسابقه تیراندازی با روش ازاد
flippers پرده یا عضو شنای حخیوانات دریایی
surface dive غوص گرفتن در حال شنای درسطح اب
flipper پرده یا عضو شنای حخیوانات دریایی
catchall بخشی که شامل مواد مختلف وبدون دسته بندی باشد
p sexual relations امیزش جنسی بطورهرج مرج وبدون رعایت ائین عروسی
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
kickboard تخته شنای 07 سانتیمتری برای کمک به نواموز
witjout بی بدون بیرون بیرون از درخارج فاهرا
impulsive کسیکه از روی انگیزه انی وبدون فکر قبلی عمل میکند
intuitionalism عقیده به اینکه برخی حقایق را میتوان مستقیما وبدون استدلال دریافت
intuitionism عقیده به اینکه برخی حقایق رامیتوان مستقیما وبدون استدلال دریافت
chiaroscuro نوعی نقاشی که فقط با سیاه روشن وبدون رنگ امیزی انجام میشود
brachium بازو
the humeral bone بازو
forearms بازو
humeeerus بازو
forearm بازو
upper arm بازو
grain بازو
arm بازو
humerus استخوان بازو
brassart زره بازو
humeri استخوان بازو
patent anchor لنگر بی بازو
humeruses استخوان بازو
muscular strength زور بازو
armbands بازو بند
humeeerus استخوان بازو
the humeral bone استخوان بازو
armband بازو بند
extravasate ازمجرای طبیعی بیرون رفتن ازمجرای خود بیرون انداختن بداخل بافت ریختن
eject بیرون راندن بیرون انداختن
ejects بیرون راندن بیرون انداختن
ejecting بیرون راندن بیرون انداختن
extrusion بیرون اندازی بیرون امدگی
outward bound عازم بیرون روانه بیرون
ejected بیرون راندن بیرون انداختن
arm wrestling مسابقه نیروی بازو
brachio <prefix> وابسته به بازو [پزشکی]
chevrons دستکش ارم بازو
shovel pass پاس از زیر بازو
cubitus ساعد پیش بازو
wrist wrestling مسابقه نیروی بازو
chevron دستکش ارم بازو
hen hawk ضربه از زیر بازو
brachium هر عضوی شبیه بازو
shovel pass پاس اززیر بازو
chevrons درجه نظامی روی بازو
chevron درجه نظامی روی بازو
armless <adj.> بی بازو [در آخر جمله می آید]
open faced دارای سیمای بازو بی تزویر
arm hand steadiness test ازمون استواری دست و بازو
more power to your elbow خدازور بازو بشما بدهد
overarm بالا اوردن بازو تا بالای شانه
change up جهشهای کوتاه برای استراحت بازو
change of pace جهشهای کوتاه برای استراحت بازو
jackknife بازو بسته شونده شیرجه رفتن
play by ear <idiom> توانایی اجرای موسیقی تنها با گوش وبدون خواندن موسیقی
section بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه
sections بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه
extending کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
extend کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
lunged حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunges حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunging حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
extends کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
lunge حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
scooping شوت سه گام از زیر بازو ضربه یا پاس با پراندن توپ
front raise تمرین با دنبل از ناحیه ران تاشانه و ساعد روی بازو
swing bar اسبابی مانند دنبل برای تقویت عضلههای بازو و شانه
swing bell اسبابی مانند دنبل برای تقویت عضلههای بازو و شانه
scoops شوت سه گام از زیر بازو ضربه یا پاس با پراندن توپ
thrusts فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrust فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrusting فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
scooped شوت سه گام از زیر بازو ضربه یا پاس با پراندن توپ
scoop شوت سه گام از زیر بازو ضربه یا پاس با پراندن توپ
medley relay مسابقه شنای امدادی مختلط 4 در001 متر دو امدادی بامسافتهای مختلف
bar printer چاپگری که در آن حروفی که روی بازو هستند به کاغذ می چسبند یا چاپ می شوند
master slave manipulator بازو و دست خودکار که به وسیله اپراتوراز فاصله دوری هدایت میشود
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
Easy does it . یواش یواش ( آرام وبدون عجله )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com