English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
background noise صدای پس زمینه
Other Matches
inversion تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
inversions تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
middle distance فاصلهی میان زمینه و پیش زمینه
tone-on-tone [بکار گیری یک رنگ با پس زمینه متفاوت در زمینه فرش بطور مثال دو نوع رنگ قرمز یکی تیره و دیگری روشن]
partitions بخشی از حافظه کامپیوتر به عنوان حافظه پیش زمینه یا پس زمینه
partition بخشی از حافظه کامپیوتر به عنوان حافظه پیش زمینه یا پس زمینه
foreground سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
honk صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honks صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
acrophony صدای حرف اول کلماتی که معرف خود ان کلمه باشدمانند صدای a درالف
voicing وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pinged صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinging صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
synthesizers وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pings صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
synthesizer وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesisers وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voice وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voices وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
ping صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
contralto زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
contraltos زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
monophthong صدای ساده وتنها صدای بسیط
chortles صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortle صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortled صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortling صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
phut تق صدای ترکیدن بادکنک صدای گلوله
skirl صدای زیر صدای نی انبان
twang صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twangs صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
Susurrus صدای آرام و ملایم، مثل خش خش یا صدای آرام باد
backgrounds زمینه
conspectus زمینه
background پس زمینه
tendency زمینه
tendencies زمینه
ground زمینه
background زمینه
backgrounds پس زمینه
design زمینه
designs زمینه
flat paint زمینه
predispositions زمینه
settings زمینه
sketches زمینه
outline زمینه
sketch زمینه
sketched زمینه
outlined زمینه
outlines زمینه
setting زمینه
ichnograph زمینه
predisposition زمینه
flash color زمینه
basis زمینه
ground note نت زمینه
terrain زمینه
contexts زمینه
context زمینه
outlining زمینه
contrast رنگ زمینه
contrasted رنگ زمینه
predisposed زمینه را مهیاساختن
predispose زمینه را مهیاساختن
predisposes زمینه را مهیاساختن
protective ground زمینه حفافتی
background printing چاپ پس زمینه
background level تراز زمینه
contrasting رنگ زمینه
display background زمینه نمایش
ground colour رنگ زمینه
host crystal بلور زمینه
ichnography زمینه سازی
in this connextion دراین زمینه
blue print زمینه ابی
foreground پیش زمینه
background radiation تابش زمینه
background noise اختلال پس زمینه
background process فرایندهای پس زمینه
predisposing زمینه را مهیاساختن
contrasts رنگ زمینه
figure ground شکل و زمینه
theme ریشه زمینه
intriguing زمینه سازی
ground color رنگ زمینه
wherein درچه زمینه
dominant design زمینه اصلی
planning زمینه سازی
main color رنگ زمینه
ambient پس زمینه معمولی
groundwork زمینه اساس
matrix زمینه ملاط
root سرچشمه زمینه
roots سرچشمه زمینه
matrixes زمینه ملاط
themes ریشه زمینه
intrigues زمینه سازی
intrigue زمینه سازی
background sound موسیقی پس زمینه
survey زمینه یابی
surveyed زمینه یابی
surveys زمینه یابی
background current جریان زمینه
ambient music موسیقی پس زمینه
background communication ارتباط پس زمینه
background music موسیقی پس زمینه
field زمینه رزمی صحرایی
spectrum of war زمینه ها یا طیف جنگ
predisposing factor عامل زمینه ساز
fields زمینه رزمی صحرایی
spectrum of war جنگ در تمام زمینه ها
fielded زمینه رزمی صحرایی
survey tests ازمونهای زمینه یابی
survey research پژوهش زمینه یاب
contrasted زمینه طرح و سایه
contrast زمینه طرح و سایه
attitude survey زمینه یابی نگرش
field lens adjustment زمینه تنظیم لنز
background recalculation محاسبه مجدد پس زمینه
undertones ته صدا موجود در زمینه
contrasts زمینه طرح و سایه
It is in short supply. زمینه اش دربازار کم است
undertone ته صدا موجود در زمینه
contrasting زمینه طرح و سایه
basic ground زمینه و متن اصلی فرش
To pave the way . To prepare the ground. زمینه رافراهم ( هموار) کردن
He talked in this connection (vein). دراین زمینه صحبت کرد
foreground task کار یا وفیفه پیش زمینه
plat نقشه کشی زمینه سازی
color contrast تضاد رنگی در زمینه فرش
ich nographic وابسته به طراحی و زمینه سازی
tu-whit tu-whoo صدایی شبیه صدای جغد صدای جغد
tu whit tu whoo صدایی شبیه صدای جغد صدای جغد
grillage زمینه و طرح مشبک توری و غیره
scenario زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
cosmic microwave radiation background زمینه تشعشعی میکرو موجی کیهانی
scenarios زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
karyolymph ماده اساسی زمینه هسته سلولی
This painting has a green background. زمینه این تابلو سبز است
blurred black ground زمینه و متن فرشی که نامشخص و مبهم باشد
positive تصویر صفحه نمایش با پشت زمینه سفید
We shall be reasoning on the grounds that. . روی این زمینه استدلال خواهیم کرد که ...
scarlet [زمینه فرش بافته شده قرمز یکدست]
belcher دستمال گردن با زمینه ابی وخال سفید
tinkle صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkled صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
thumped صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thumps صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thumping صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thump صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
tinkling صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkles صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
reverse video کاراکترهای تیره بر روی زمینه نمایش روشن تصویرمعکوس
I have to go back a little bit. [This requires a little background {explanation} ] . این نیاز به کمی پیش زمینه [توضیح بیشتر] دارد.
underlain در زیر چیزی لایه قرار دادن زمینه جیزی بودن
underlie در زیر چیزی لایه قرار دادن زمینه جیزی بودن
underlies در زیر چیزی لایه قرار دادن زمینه جیزی بودن
wallpaper تصویر یا الگو استفاده شده به عنوان پیش زمینه پنجره
wallpapers تصویر یا الگو استفاده شده به عنوان پیش زمینه پنجره
filling out [پر کردن زمینه فرش با گل ها و یا اشکال مختلف جهت تزئین بیشتر متن]
embriodery [آراستن و زینت دادن زمینه فرش به کمک سوزن کاری و گلدوزی]
sightscreen دیوار یا نرده در طرفین زمین کریکت به عنوان زمینه برای توپ انداز
conveyancing در CL این اصطلاح بیشتر در زمینه تسهیل معاملات مربوط به اموال غیر منقول مصداق دارد
abrash دو رنگی شدن زمینه و حاشیه فرش به دلیل استفاده از کلاف های متفاوت پشم و یا رنگرزی نامناسب
positive که متن و گرافیک به رنگ سیاه ری زمینه سفید نشان داده میشود تا از صفحه چاپ شده تقلید کند
condonation اغماض و چشم پوشی یکی اززوجین در مورد خلافی که ازدیگری در زمینه وفایف زناشویی صادر شده است
gold lace [braids] گلابتون [نخ های تزئینی از طلا یا نقره برای جلوه های ویژه در زمینه قالیچه]
filed زمینه اصلی فرش [که عموما تا قسمت حاشیه ادامه یافته و در بعضی از فرش ها کل بافت را در بر می گیرد.]
embossing طرح برجسته [برجسته کردن زمینه فرش]
non dedicated server کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را در پس زمینه اجرا میکند و نیز برای اجرای برنامههای کاربردی نرمال در همان زمان قابل استفاده است
presentation graphics گرافیک تجاری با کیفیت بالا که روی نکات مطرح شده بامدیریت در زمینه طرح ها وبودجه ها تکیه خاصی دارد نگاره سازی نمایشی
background noise در پیمایش نوری این مسئله نوعی تداخل الکتریکی است که توسط لکههای جوهر و یاذرههای مرکب چاپ بر روی زمینه تصویر فاهر میشود
blueprints نوعی چاپ عکاسی که زمینه ان ابی ونقش ان سفید است چاپ اوزالیدکه برای کپیه نقشه ورسمهای فنی بکارمیرود
blueprint نوعی چاپ عکاسی که زمینه ان ابی ونقش ان سفید است چاپ اوزالیدکه برای کپیه نقشه ورسمهای فنی بکارمیرود
special drawing rights این اصطلاحات شامل افزودن قدرت وام دهی صندوق وافزایش میعان پولی جهان در این زمینه بوده است
cloud lattice design طرح ابری شبکه ای که بیشتر بصورت بندی و در فرش چین دیده می شود . زمینه معمولا زرد و شبکه ها آبی رنگ می باشد .
sampler واگیره [تکرار طرح در متن فرش جهت پوشش کل زمینه. در واگیره یا از مشابه بته جقه و یا نگاره های مختلف استفاده می شود.]
Dudley carpet فرش سفارشی ایرانی دادلی [مربوط به قرن هفدهم میلادی به همراه درختان شکوفه دار و زمینه گل و بته بصورت ردیف های عرضی و جلوه ای از طرح جوشقان]
dragon sumak طرح سومک اژدهایی [این طرح در قرون نوزدهم و بیستم میلادی در قفقاز بافته شده و زمینه اصلی آن جلوه ای از اژدها را نشان می دهد.]
background level الودگی متن الودگی زمینه
fizzed صدای فش فش
burbling صدای قل قل
burbles صدای قل قل
burbled صدای قل قل
burble صدای قل قل
step صدای پا
pings صدای غژ
fizzing صدای فش فش
grave accent صدای بم
crepitation صدای خش خش
there is a knock at the door صدای در
hissing صدای خش خش
tramps صدای پا
tramped صدای پا
knoit صدای در
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com