English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 133 (7 milliseconds)
English Persian
rise صعود طلوع
rises صعود طلوع
Other Matches
vertical scale عقربه نشان دهنده میزان صعود هواپیما عقربه صعود مقیاس ارتفاع
elevation tracking دستگاه تعقیب صعود هواپیما تعقیب صعود یا بالا رفتن
climb mode روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
dawned طلوع
dawns طلوع
dawning طلوع
dawn طلوع
rising طلوع
uprise طلوع کردن
visible rising طلوع مرئی
dawn طلوع کردن
dawn طلوع افتاب
p of the sun طلوع افتاب
p of dawn طلوع فجر
moonrise طلوع ماه
dawned طلوع افتاب
dawned طلوع کردن
sunrises طلوع افتاب
sunrise طلوع افتاب
arising طلوع کردن
arises طلوع کردن
arise طلوع کردن
dawns طلوع کردن
theoretical rising طلوع نظری
sunup طلوع افتاب
dawning طلوع کردن
dawning طلوع افتاب
risen طلوع کرده
dawns طلوع افتاب
breaks طلوع مهلت
break طلوع مهلت
rise طلوع کردن
rises طلوع کردن
peeps نگاه دزدکی طلوع
peeped نگاه دزدکی طلوع
peep نگاه دزدکی طلوع
ortive وابسته به هنگام طلوع
peeping نگاه دزدکی طلوع
arisen قیام کردن طلوع
sunrises طلوع خورشید تیغ افتاب
heliacal rising of a star طلوع نمودارستاره پیش ازخورشید
sunrise طلوع خورشید تیغ افتاب
heliacal ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشیدقابل رویت است
escalade صعود
ascendance صعود
bulges صعود
pull up صعود
bulging صعود
ascension صعود
ascents صعود
ascent صعود
bulge صعود
climbs صعود
climbing صعود
climbed صعود
bulged صعود
climb صعود
continuous climbing صعود طبیعی
free climbing صعود ازاد
consecutive climbing صعود نوبتی
herringbone step صعود جناقی
vertical speed سرعت صعود
layback صعود دولفری
mountant صعود کننده
rate of climb میزان صعود
back and knee climbing صعود تنورهای
climbed صعود کردن
artificial climbing صعود مصنوعی
angle of departure زاویه صعود
climbing صعود کردن
alpinism صعود سبکبار
ascending صعود کننده
climbs صعود کردن
up صعود کردن
soared صعود کردن
soar صعود کردن
soars صعود کردن
balance climbing صعود تعادلی
climb صعود کردن
clear way محوطه صعود
rise خیز صعود
rises خیز صعود
mount صعود ترفیع
upped صعود کردن
upping صعود کردن
mounts صعود ترفیع
helical ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشید قابل رویت است شمسی
sidestepping صعود پلهای از پهلو
boiling point elevation صعود نقطه جوش
ups and downs صعود وافول اقبال
sidesteps صعود پلهای از پهلو
climb corridor دالان صعود هواپیما
sidestepped صعود پلهای از پهلو
sidestep صعود پلهای از پهلو
rising درحال ترقی یا صعود
aircraft climb corridor دالان صعود هواپیما
bring up صعود با حمایت از بالا
assumption جشن صعود مریم باسمان
boiling point elevation constant ثابت صعود نقطه جوش
vertical speed سرعت صعود عمودی هواپیما
cloud top height ارتفاع صعود قارچ اتمی
vertical takeoff سرعت صعود اولیه هواپیما
hang off مکث کوتاه غواص در زیر اب در صعود
angle of departure زاویه صعود هواپیما از روی باند
sidestep traverse صعود پلهای همراه باسرخوردن بجلو
climbing wax واکس مخصوص صعود دراسکی نوردیک
decompression stop مکث غواص کوتاه در عمقهای معین در صعود
vertical replenishment تجدید تدارکات از راه هوا صعود و فرود عمودی
blast valve سوپاپ ازاد کننده هوای گرم برای صعود بالن
toss bombing نوعی روش بمباران که در ان هواپیما در حال صعود بمب را پرتاب میکند
climber پوست یا چرم زیر اسکی تا درهنگام صعود بعقب لیز نخورد
vent valve دریچه روی بالن برای رهاکردن گاز یا هوا و تنظیم صعود
decompression table جدول نشاندهنده زمان و محل لازم برای صعود ارام غواص
no decompression dive غواصی کوتاه مدت یا در عمق کم که به هنگام صعود نیازبه توقف یا مکث در زیر اب ندارد
scramble دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambled دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambles دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambling دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
peeped از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeping از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
byes صعود به دور بعدبه سبب نداشتن حریف گذشتن توپ از خط عرضی دروازه امتیاز بدون توپزن
bye صعود به دور بعدبه سبب نداشتن حریف گذشتن توپ از خط عرضی دروازه امتیاز بدون توپزن
pull up point نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
elevation guidance دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
increase صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increases صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increased صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
half sidestep روش صعود با اسکی گام به گام
go around mode روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com