Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
English
Persian
protocol
صورت جلسه کنفرانس
protocols
صورت جلسه کنفرانس
Search result with all words
the rules of protocol
قوانین قرارداد
[صورت جلسه کنفرانس]
Other Matches
final act
سندی است که در پایان کار کنفرانس تنظیم میشود وخلاصه کارهای کنفرانس ونتایج حاصله از آن و تعهدات و موافقتهای ناشیه از آن ونیز مسائلی که جنبه فرعی دارند مانند توصیه ها وارزوهای اعضا کنفرانس را در بردارد
minute
صورت جلسه
minutes
صورت جلسه
protocols
صورت جلسه ازمایش
protocol
صورت جلسه ازمایش
record
صورت جلسه سابقه
proces verbal
صورت جلسه نشست نامه
minute
خلاصه ساختن صورت جلسه نوشتن
dumbarton oaks conference
کنفرانس "دومبارتون اکس " کنفرانس منعقده در ساختمان دومبارتون اکس واقع درواشنگتن به سال 4491 که طی ان دولتهای امریکا بریتانیا
sederunt
جلسه روحانیان کلیسا اعضای جلسه روحانی شورای روحانی
for two weeks
جلسه دوهفته پس افتاد جلسه را به دوهفته بعدموکول کردند
inventory
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
colloquium
کنفرانس
colloquia
کنفرانس
conclaves
کنفرانس
conclave
کنفرانس
conferences
کنفرانس
conference
کنفرانس
lecture
کنفرانس درس
lectured
کنفرانس درس
lectures
کنفرانس درس
powwow
کنفرانس پرتشریفات
lecturing
کنفرانس درس
computer conferencing
کنفرانس کامپیوتری
peace conference
کنفرانس صلح
conference terms
شرایط کنفرانس
auditoria
تالار کنفرانس
circuits
اتحادیه کنفرانس
auditorium
تالار کنفرانس
circuit
اتحادیه کنفرانس
shipping conference
کنفرانس کشتیرانی
auditoriums
تالار کنفرانس
huddle
کنفرانس مخفیانه
huddled
کنفرانس مخفیانه
huddling
کنفرانس مخفیانه
huddles
کنفرانس مخفیانه
teleconference
کنفرانس از راه دور
news conference
مصاحبه و کنفرانس مطبوعاتی
round table
کنفرانس میز گرد
news conferences
مصاحبه و کنفرانس مطبوعاتی
lectures
درس دادن با گفتارتنها کنفرانس
lecturing
درس دادن با گفتارتنها کنفرانس
lecture
درس دادن با گفتارتنها کنفرانس
lectured
درس دادن با گفتارتنها کنفرانس
wcce
کنفرانس جهانی کامپیوترها در تعلیم و تربیت
ncc
Conference NationalComputer کنفرانس ملی کامپیوتر
world conference of computer in educatio
کنفرانس بین المللی اموزش کامپیوتر
The conference is scheduled for bahman 20 .
کنفرانس قرار است 20 بهمن تشکیل شود
locals
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printer
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printers
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packets
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packet
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
sitting
جلسه
meet
: جلسه
meets
: جلسه
sittings
جلسه
meeting
جلسه
seance
جلسه
sessions
جلسه
session
جلسه
meetings
جلسه
numeric
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
chairpersons
رئیس جلسه
special session
جلسه مخصوص
public session
جلسه علنی
agenda
دستور جلسه
order of the day
دستور جلسه
chairperson
رئیس جلسه
reunion
تجدید جلسه
reunions
تجدید جلسه
agendas
دستور جلسه
nonresident
غیرحاضر در جلسه
court session
جلسه دادگاه
in the meeting of d may
در جلسه سوم می
meetings
انجمن جلسه
chairman
رئیس جلسه
chairmen
رئیس جلسه
meeting
انجمن جلسه
general meeting
جلسه عمومی
to hold a meeting
جلسه منعقد کردن
to hold a session
جلسه منعقد کردن
cabinet council
جلسه هیات وزیران
convocations
جلسه عمومی دانشجویان
special session
جلسه فوق العاده
sitting in camera
جلسه غیر علنی
rehearing
جلسه دادرسی مجدد
seance
جلسه احضارارواح وغیره
seance
جلسه احضار روح
convening
تشکیل جلسه دادن
sitting in camera
جلسه خصوصی دادگاه
private session
جلسه غیر علنی
marathon
جلسه گروهی طولانی
marathons
جلسه گروهی طولانی
the house went into secret session
مجلس جلسه سری
convocation
جلسه عمومی دانشجویان
convenes
تشکیل جلسه دادن
walkout
اعتصاب ,ترک جلسه
walkouts
اعتصاب ,ترک جلسه
spectators
مستمعین جلسه دادگاه
bull session
جلسه محاوره ومرور
work out
برنامه یک جلسه تمرین
convened
تشکیل جلسه دادن
The meeting was postponed.
جلسه را عقب انداختند
convene
تشکیل جلسه دادن
stag
جلسه یا مهمانی مردانه
stags
جلسه یا مهمانی مردانه
big five
بیشتر باthe بزرگان پنجگانه . نامی است که در کنفرانس صلح پاریس 9191 به فرانسه امریکا
Those who attended the meeting.
کسانیکه در جلسه حاضر بودند
adjournments
احاله رسیدگی به جلسه بعد
critic report
گزارش نتیجه جلسه انتقاد
adjournment
احاله رسیدگی به جلسه بعد
preside
ریاست جلسه را بعهده داشتن
critiques
جلسه انتقاد بعد ازعملیات
critique
جلسه انتقاد بعد ازعملیات
open the meeting
رسمیت جلسه را اعلام کردن
to sit
درباره موضوعی جلسه کردن
presiding
ریاست جلسه را بعهده داشتن
presides
ریاست جلسه را بعهده داشتن
presided
ریاست جلسه را بعهده داشتن
barrage jamming
تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
The date of the meeting has been advanced.
تاریخ جلسه جلو افتاده است
seminars
جلسه بحث وتحقیق در اطراف موضوعی
seminar
جلسه بحث وتحقیق در اطراف موضوعی
call a metting
تعیین وقت و دعوت برای جلسه
committee
هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
committees
هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
masters of ceremonies
متصدی تفریحات یا معرف نطاق جلسه
master of ceremonies
متصدی تفریحات یا معرف نطاق جلسه
watts
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary
آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
I acted as interpreter for the Prime Minister at yesterday's meeting.
من در جلسه دیروز مترجم نخست وزیر بودم.
agendas
لیست کارهایی که میبایست در جلسه به انهارسیدگی شود
agenda
لیست کارهایی که میبایست در جلسه به انهارسیدگی شود
hansardize
متوجه مذاکرات جلسه پیش خودش کردن
convoke
برای تشکیل جلسه وشورایاکمیسیون دعوت کردن
briefing
جلسه توجیهی خلاصه کردن دستورات و گزارشات
quorum
حداقل عده لازم برای رسمیت جلسه
briefings
جلسه توجیهی خلاصه کردن دستورات و گزارشات
to call a meeting of the board of directors
برای شرکت در جلسه هیئت مدیره احضار کردن
To conduct a meeting in an orderly manner.
جلسه ای رابا نظم وتر تیب اداره کردن
peremptory undertaking
تعهد خواهان باارائه دلیل در اولین جلسه بعدی دادگاه
national educational computing conferenc
جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
general act
قرارداد عمومی سندی است که شرکت کنندگان در کنفرانس تنظیم نموده مفاد ان را مانند قسمتی ازقوانین داخلی بر خود لازم الاتباع اعلام می نمایند
rom
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions
استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
walkthrough
جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
the concert of europe
منظوردولی هستند که پس ازشکست ناپلئون اول در سال 5181 در کنفرانس وین سیاست خارجی خود را با هم هماهنگ ساختند و این هماهنگی بخصوص در زمینه مسائل مربوط به بالکان وعثمانی محسوس بود
skull practice
کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
pourparley
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
briefing direction
دستورالعمل اجرای توجیه دستورالعمل جلسه توجیهی
basics
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basic
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
approach formation
صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
image
صورت
mazard
صورت
figure
صورت
providing
در صورت
rosters
صورت
images
صورت
kalendar
صورت
figures
صورت
hues
صورت
figuring
صورت
forms
صورت
phases
صورت
roster
صورت
effigies
صورت
effigy
صورت
form
صورت
phased
صورت
circumstantially
در صورت
coat card
صورت
conformational isomers
هم صورت
rolled
صورت
facies
صورت
conformer
هم صورت
roll
صورت
phase
صورت
rolls
صورت
version
صورت
freckle
لک صورت
hue
صورت
formed
صورت
constellations
صورت
physiognomy
صورت
physiognomies
صورت
constellation
صورت
medal
صورت
medals
صورت
versions
صورت
filed
صورت
slip
صورت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com