Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 214 (12 milliseconds)
English
Persian
slash
ضربه سریع
slashed
ضربه سریع
slashes
ضربه سریع
Search result with all words
flick
ضربه سریع با چرخش مچ انحراف ناگهانی تیر از خط مستقیم
flicked
ضربه سریع با چرخش مچ انحراف ناگهانی تیر از خط مستقیم
flicking
ضربه سریع با چرخش مچ انحراف ناگهانی تیر از خط مستقیم
flicks
ضربه سریع با چرخش مچ انحراف ناگهانی تیر از خط مستقیم
jab
ضربه سریع مستقیم
jabbed
ضربه سریع مستقیم
jabbing
ضربه سریع مستقیم
jabs
ضربه سریع مستقیم
double
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled up
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
Other Matches
rollover
استفاده از بافر بین صفحه کلیدوکامپیوتر برای تامین ذخیره سریع کلیدبرای ماشین نویسهای سریع که چندین کلید را خیلی سریع انتخاب می کنند
marine express
کالای سریع الحرکت از راه دری_ا سیستم حمل و نقل سریع دریایی
hit
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
dma
اتصال سریع و مستقیم بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی کامپیوتر که مانع دستیابی به توابع خواندن داده میشود
dma
CI واسط که ارسال داده سریع بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی فراهم میکند معمولاگ کنترولی از طریق CPU متوقف میشود
snap pass
پاس سریع با پیچش سریع مچ
punted
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punt
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response
پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
speedy
سریع السیر سریع
speediness
سریع السیر سریع
cross
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser
ضربه هوک پس از ضربه حریف
sclaff
ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
shank
ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
placekick
ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
swiftest
سریع
gleg
سریع
spankings
سریع
spanking
سریع
swifter
سریع
prompts
سریع
sweepy
سریع
swift
سریع
prompted
سریع
prompt
سریع
wing footed
سریع
swifts
سریع
snell
سریع
accelerators
سریع
rapid
سریع
accelerator
سریع
galloping
سریع
sudden
سریع
rather
سریع تر
posthaste
سریع السیر
progressive chess
شطرنج سریع
glimpsing
نگاه سریع
glimpses
نگاه سریع
glimpsed
نگاه سریع
glimpse
نگاه سریع
quick fire
تیر سریع
speeds
سریع کارکردن
quickstep
گام سریع
converts
پاسکاری سریع
polypnea
تنفس سریع
bullets
توپ سریع
bullet
توپ سریع
slapping
ضربت سریع
convert
پاسکاری سریع
lightning chess
شطرنج سریع
converted
پاسکاری سریع
operation immediate
اقدام سریع
converting
پاسکاری سریع
hypernoea
تنفس سریع
express
سریع السیر
expressing
سریع صریح
fasts
سریع السیر
fastest
سریع السیر
fasted
سریع السیر
fast
سریع السیر
continuate
سریع الاتصال
fleets
عبور سریع
fleet
عبور سریع
fast access
با دستیابی سریع
accelofilter
صافی سریع
accelerated depreciation
استهلاک سریع
express
سریع صریح
expressed
سریع السیر
expressed
سریع صریح
expresses
سریع السیر
expresses
سریع صریح
expressing
سریع السیر
rapid access
با دستیابی سریع
fast moving depression
کمفشاری سریع
high speed
سریع السیر
high speed printer
چاپگر سریع
high speed traffic
ترافیک سریع
high speed traffic
امد شد سریع
speed
سریع کارکردن
high velocity drop
بارریزی سریع
highflier
دلیجان سریع
highflyer
دلیجان سریع
speeding
سریع کارکردن
despatched
انجام سریع
despatches
انجام سریع
fast neutron
نوترون سریع
braids
حرکت سریع
braided
حرکت سریع
braid
حرکت سریع
dispatches
انجام سریع
dispatched
انجام سریع
dispatch
انجام سریع
despatching
انجام سریع
hotshot
بارکشی سریع
windstorm
باد سریع
winder
دویدن سریع
prompt
سریع کردن
prompt
سریع عاجل
prompted
سریع کردن
prompted
سریع عاجل
prompts
سریع کردن
prompts
سریع عاجل
wind sprint
تمرین دو سریع
quick
جلد سریع
quick
تند و سریع
quicker
جلد سریع
quicker
تند و سریع
quickest
جلد سریع
quickest
تند و سریع
pirouettes
چرخ سریع
pirouette
چرخ سریع
scampering
پرواز سریع
scampers
پرواز سریع
couriers
پیک سریع
courier
پیک سریع
raid
تک نفوذی سریع
raided
تک نفوذی سریع
raiding
تک نفوذی سریع
raids
تک نفوذی سریع
accelerated depreciation
استهلاک سریع
rough and ready
سریع العمل
fleeting
سریع الزوال
fleetingly
سریع الزوال
high speed
دنده سریع
scamper
پرواز سریع
scampered
پرواز سریع
slap
ضربت سریع
slapped
ضربت سریع
slaps
ضربت سریع
quick recovery
رونق سریع
quick recovery
بهبود سریع
rath
زود رس سریع
rapid fire
تیر سریع
rapid flow
جریان سریع
precipitated
خیلی سریع
rathe
زود رس سریع
precipitates
خیلی سریع
repost
ضربت سریع
rapid transit
شطرنج سریع
skitter
حرکت سریع
riposte
ضربت سریع
riposted
ضربت سریع
ripostes
ضربت سریع
riposting
ضربت سریع
sneak raid
دستبرد سریع
snapback
بهبودی سریع
rapid scanning
تقطیع سریع
precipitating
خیلی سریع
precipitate
خیلی سریع
whirl
چرخیدن گردش سریع
whirling
چرخیدن گردش سریع
whirled
چرخیدن گردش سریع
swoop
حرکت سریع نزولی
perishable
کالای سریع الفساد
swooped
حرکت سریع نزولی
swoops
حرکت سریع نزولی
jerks
تکان سریع دادن
swooping
حرکت سریع نزولی
whirls
چرخیدن گردش سریع
raids
تک سریع تاخت و تاز
speedway
جاده سریع السیر
agile
زیرک سریع الانتقال
whisks
حرکت سریع و جزیی
whisking
حرکت سریع و جزیی
whisked
حرکت سریع و جزیی
whisk
حرکت سریع و جزیی
quenching
سریع خنک کردن
umbilical cord
سیم سریع الاتصال
umbilical cords
سیم سریع الاتصال
raid
تک سریع تاخت و تاز
raided
تک سریع تاخت و تاز
raiding
تک سریع تاخت و تاز
cuts
تغییر سمت سریع
slew
گردش سریع توپ
pattering
بطور سریع وردخواندن
scrappier
بازی تهاجمی سریع
pattered
بطور سریع وردخواندن
scrappiest
بازی تهاجمی سریع
scud
حرکت سریع ابر
flip
پاس سریع و کوتاه
flipped
پاس سریع و کوتاه
flips
پاس سریع و کوتاه
scuds
حرکت سریع ابر
surge
جریان سریع وغیرعادی
scudded
حرکت سریع ابر
scrappy
بازی تهاجمی سریع
surged
جریان سریع وغیرعادی
patters
بطور سریع وردخواندن
flash
معدن موازی سریع A/D.
jerking
تکان سریع دادن
jerked
تکان سریع دادن
jerk
تکان سریع دادن
sally
جواب سریع و زیرکانه
sally
حرکت سریع شلیک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com