Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (3 milliseconds)
English
Persian
base number
عدد پایه
number base
عدد پایه
Search result with all words
three legged
سه پایه
three-legged
سه پایه
stratum
پایه
rest
پایه
rest
سه پایه
rests
پایه
rests
سه پایه
exponent
شمارهای که توانی که عدد پایه به آن توان رسیده است بیان میکند
exponents
شمارهای که توانی که عدد پایه به آن توان رسیده است بیان میکند
loose
بی پایه
looser
بی پایه
loosest
بی پایه
neutral
بدون هیچ وضعیت یا در پایه یا ولتاژ 0
offset
مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
offsetting
مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
socket
پایه
sockets
پایه
relative
محل مشخص در رابط ه با یک مرجع یا آدرس مربوطه پایه
pedestal
پایه ستون
pedestal
پایه مجسمه شالوده
pedestal
روی پایه قرار دادن
pedestal
پایه
pedestal
پایه ستون یا مجسمه یا چراغ
pedestals
پایه ستون
pedestals
پایه مجسمه شالوده
pedestals
روی پایه قرار دادن
pedestals
پایه
pedestals
پایه ستون یا مجسمه یا چراغ
decimal
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimals
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
notation
نمایش داده پایه با ارقام 0 و 1
notation
سیستم اعداد پایه دو عددی که فقط ارقام 0 و 1 را دارد
notations
نمایش داده پایه با ارقام 0 و 1
notations
سیستم اعداد پایه دو عددی که فقط ارقام 0 و 1 را دارد
status
حال پایه
complement
1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complemented
1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complementing
1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complements
1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
micro
کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
micro
اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
micros
کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
micros
اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
high
بلند پایه
highest
بلند پایه
highs
بلند پایه
digit
نشانه یا حرفی که بیان کننده عدد صحیحی است که کوچکتر از پایه عدد استفاده شده است
digits
نشانه یا حرفی که بیان کننده عدد صحیحی است که کوچکتر از پایه عدد استفاده شده است
rate
پایه
rates
پایه
ground
پایه
measure
پایه
mount
پایه قاب عکس
mount
پایه نصب
mount
پایه
mount
تنظیم کردن وسیله یا مدار در پایه
mounts
پایه قاب عکس
mounts
پایه نصب
mounts
پایه
mounts
تنظیم کردن وسیله یا مدار در پایه
footing
پایه ستون
intelligence
طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
trestle
سه پایه
trestle
ستون راروی پایه قرار دادن
trestle
پایه
trestles
سه پایه
trestles
ستون راروی پایه قرار دادن
trestles
پایه
base metal
فلز پایه
base metals
فلز پایه
time
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
spud
پایه
spuds
پایه
reference
آدرس تبدیل در برنامه که به عنوان مبدا یا پایه برای سایرین است
references
آدرس تبدیل در برنامه که به عنوان مبدا یا پایه برای سایرین است
yoke
پایه استقرار
size
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
sizes
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
fulcrum
پایه
fulcrum
تکیه گاه ساختن پایه دار کردن
truss
پایه زدن بستن
trussed
پایه زدن بستن
trusses
پایه زدن بستن
trussing
پایه زدن بستن
pier
پایه پل
pier
پایه و سطحی
pier
پایه نصب ستونهای ساختمانی
pier
پایه
piers
پایه پل
piers
پایه و سطحی
piers
پایه نصب ستونهای ساختمانی
piers
پایه
peripheral
باس سریع طراحی شده توسط Intel که تا چند مگاهرتز گنجایش دارد و در کامپیوترهای شخصی بر پایه Pentum برای آداپتورهای شبکه یا گرافیکی استفاده میشود
newel
پایه نرده
newels
پایه نرده
thick
طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
thicker
طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
thickest
طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
Other Matches
hatch beam
پایه دریچه پایه دهلیز
base width
عرض پایه پهنای پایه
base piece
پایه پایه استقرار
socle
پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
back berm
سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
equalling
هم پایه
bipod
دو پایه
corner stone
پایه
mark
پایه
cutwater
پایه پل
dead load
پایه پل
platforms
پایه
datum
پایه
platform
پایه
grade
پایه
datum line
خط پایه
erections
پایه
marks
پایه
pole
پایه
poles
پایه
equalled
هم پایه
equaling
هم پایه
compeer
هم پایه
equaled
هم پایه
equal
هم پایه
equals
هم پایه
roots
پایه
cantilever
پایه
root
پایه
cantilever bridge
پایه پل
bridge pier
پایه پل
coordinate
هم پایه
erection
پایه
stand
پایه
foot rest
پایه
support
پایه
isomer
هم پایه
bracket
پایه
bedrock
پایه
mounting
پایه
columns
پایه
column
پایه
two legged
دو پایه
mountings
پایه
one legged
یک پایه
outrigger
پایه
sites
پایه
sited
پایه
benchmark
پایه
benchmarks
پایه
foundation
پایه
unfounded
بی پایه
fundament
پایه
saddles
پایه
saddled
پایه
saddle
پایه
groundsel
پایه
shoes
پایه
head stock
پایه
shoeing
پایه
headstock
پایه
shoe
پایه
site
پایه
bottom
پایه
sill
پایه
tripod
سه پایه
sills
پایه
footpaths
پایه
footpath
پایه
abutment
پایه
andiron
سه پایه
strutted
پایه
struts
پایه
basal age
سن پایه
tripods
سه پایه
bottoms
پایه
propping
پایه
seat
پایه
propped
پایه
seated
پایه
prop
پایه
seats
پایه
fundamental
پایه
strut
پایه
legs
پایه
leg
پایه
jacks
پایه
jack
پایه
pillar
پایه
probes
پایه
probed
پایه
probe
پایه
grades
پایه
groundwork
پایه
base 0
پایه 01
feet
پایه
base line
خط پایه
degrees
پایه
degree
پایه
levels
پایه
levels
هم پایه
levelled
پایه
levelled
هم پایه
leveled
پایه
leveled
هم پایه
level
پایه
level
هم پایه
thallus
پایه
sheer legs
سه پایه
sheers
سه پایه
stanchion
پایه
the pier of a bridge
پایه پل
tressel
سه پایه
presser foot
پایه
tripos
سه پایه
tristylous
سه پایه
trivet
سه پایه
pillars
پایه
from within the ranks of
از پایه
mounting foot
پایه
buttress
پایه
poppet head
پایه
pousto
پایه
pile bent
پایه
basis
پایه
buttressing
پایه
point d'appui
پایه
radix
پایه
principium
پایه
buttressed
پایه
buttresses
پایه
base register
ثبات پایه
basic price
قیمت پایه
terminal stand
پایه ترمینال
base memory
حافظه پایه
baseband
باند پایه
basic capacity
گنجایش پایه
pillar drill
پایه دلر
base ring
رینگ پایه
base width
ستبرای پایه
easels
سه پایه نقاشی
On an equal footing.
بر پایه مساوی
easel
سه پایه نقاشی
sound console
پایه صدا
podiums
پایه کرسی
scroll foot
پایه پیچکی
pylon foot
پایه برج
gaine
پایه ستون
fundamental research
علم پایه
pure research
علم پایه
armature stand
پایه ارمیچر
application heap
حافظه پایه
basic research
علم پایه
abutment
پایه جناحی
riser
پایه ابپاش
abutment
پایه کناری پل
abutment
نیم پایه
pinches
پایه محفظه
gable-shoulder
پایه سنتوری
basal ganglia
عقدههای پایه
base price
قیمت پایه
Attic base
پایه ی آتنی
base font
فونت پایه
the leg of the table
پایه میز
back berm
سکوی پایه
base flow
جریان پایه
base address
نشانی پایه
crepido
پی پایه بلند
pinch
پایه محفظه
footstall
پایه ستون
gold standard
پایه طلا
ground state
حالت پایه
grounder
پایه گذار
sampson post
پایه شاهین
groundsel
تیر پایه
guard post
پایه نگهبان
handrail bracket
پایه نرده
safety post
پایه ایمنی
printer stand
پایه چاپگر
goalpost mast
دکل دو پایه
gipsy table
میزگردسه پایه
source trait
ویژگی پایه
skill level
پایه مهارت
skewback
پایه طاق
shole
پایه شمع
sessile
بی ساقه بی پایه
fuse base
پایه ی فیوز
fuse socket
پایه فیوز
gas bracket
پایه گازسوز
generator cradle
پایه مولد
prime rate
نرخ پایه
prime cost
هزینه پایه
microphone stand
پایه میکروفون
monecioius
یک پایه خنثی
monetary base
پایه پولی
planchet
تخته سه پایه
pillar of the faith
پایه دین
monoecious
یک پایه خنثی
number base
پایه عدد
pictor
سه پایه نقاش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com