English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 305 (15 milliseconds)
English Persian
stern عقب کشتی
sterner عقب کشتی
sternest عقب کشتی
sterns عقب کشتی
afterdeck عقب کشتی
Search result with all words
bridge سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
bridge پل فرماندهی کشتی
bridged سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
bridged پل فرماندهی کشتی
bridges سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
bridges پل فرماندهی کشتی
surcharge هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
surcharges هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
grapnel چنگک یا قلاب کشتی
grapnels چنگک یا قلاب کشتی
bill of health گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
scull پاروی عقب کشتی
sculled پاروی عقب کشتی
sculls پاروی عقب کشتی
ketch کشتی دارای بادبان جلو و عقب
ketches کشتی دارای بادبان جلو و عقب
astern درعقب کشتی
heading جهت حرکت کشتی یا هواپیما به طرف
headings جهت حرکت کشتی یا هواپیما به طرف
trade حمل کالا با کشتی
traded حمل کالا با کشتی
launch به اب انداختن کشتی
launch به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launched به اب انداختن کشتی
launched به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launches به اب انداختن کشتی
launches به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launching به اب انداختن کشتی
launching به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
approach دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
approached دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
approaches دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
hull خانه رعیتی تنه کشتی
hull لاشه کشتی
hull بدنه کشتی
hull بدنه تانک اسکلت کشتی دهلیز
hull بدنه کشتی یا دهلیزهای ان
hulls خانه رعیتی تنه کشتی
hulls لاشه کشتی
hulls بدنه کشتی
hulls بدنه تانک اسکلت کشتی دهلیز
hulls بدنه کشتی یا دهلیزهای ان
manifest مانیفست فهرست بار کشتی
manifested مانیفست فهرست بار کشتی
manifesting مانیفست فهرست بار کشتی
manifests مانیفست فهرست بار کشتی
interchange مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanged مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanges مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanging مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
bow سینه کشتی
bowed سینه کشتی
bowing سینه کشتی
bows سینه کشتی
deck عرشه کشتی
deck پل کشتی
decked عرشه کشتی
decked پل کشتی
decks عرشه کشتی
decks پل کشتی
afloat در کشتی
wreckage کالای بازیافتی از کشتی و.....
mate معاون کشتی معاون ناخدا
mated معاون کشتی معاون ناخدا
mates معاون کشتی معاون ناخدا
pilot خلبان هواپیما راننده کشتی
piloted خلبان هواپیما راننده کشتی
pilots خلبان هواپیما راننده کشتی
guide کشتی فرماندهی عملیات
guided کشتی فرماندهی عملیات
guides کشتی فرماندهی عملیات
tender کشتی مادر
tendered کشتی مادر
tenderest کشتی مادر
tendering کشتی مادر
broadside توپهایی که دریک سوی کشتی اراسته شده
broadsides توپهایی که دریک سوی کشتی اراسته شده
lee انسوی کشتی که از باد در پناه است بادپناه
post تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
post- تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
posted تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
posts تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
piracy هرعملی که کارگران یا سرنشینان کشتی علیه کشتی خود انجام دهند استفاده غیر قانونی از تالیف دیگری برای تالیف کتاب یارساله و غیره
freestyle مسابقه تیراندازی بکمک وسیله هدفگیری کشتی ازاد
convoy کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
convoys کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
jetsam کالایی که برای سبک کردن کشتی بدریا می ریزند
jetsam کالایی که برای سبک کردن کشتی به دریا می ریزند
bulk carrier کشتی که کالای فله حمل مینماید
bulk carriers کشتی که کالای فله حمل مینماید
docker کارگری که کشتی رابارگیری و تخلیه میکند
dockers کارگری که کشتی رابارگیری و تخلیه میکند
registries جواز ثبت کشتی
registries جواز کشتی محضر
registry جواز ثبت کشتی
registry جواز کشتی محضر
keel تیر ته کشتی
keel حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
keel کشتی زغال کش عوارض بندری
keel حمال کشتی وارونه شدن یا کردن خط کف ناو
Other Matches
topgallant سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
scuppers سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppering سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppered سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
respondentia وامی که به صاحب کشتی داده و کشتی او به رهن گرفته میشود
load line خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
ship's manifest صورت محمولههای کشتی فهرست کالاهای در حال حمل در کشتی
carry ship کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
hawse سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
keels حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
lazar housek عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
waterline خط بار گیری کشتی خط میزان و تراز کشتی باسطح اب
gunroom مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
supercargo نماینده مالک محمولات کشتی که با کشتی به سفر می رود
embarkation بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
dan runner کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
usura maritima دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
the vessel was put a bout جهت کشتی را تغییر دادند کشتی را برگردانند
windjammer یکی از کارکنان کشتی کشتی بادبانی
quarterdeck عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
quarterdecks عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
yaw انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yawed انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
sailboat کشتی بادبانی کشتی بادی
overboard از کشتی بدریا روی کشتی
sailboats کشتی بادبانی کشتی بادی
cartel ship کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
free on boand تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
orthodromy کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
semi naufragium نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
orthodromics کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
prow کشتی عرشه کشتی
prows کشتی عرشه کشتی
keelage حق ورود کشتی به بندر ورودیه کشتی به بندر
light ship کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
dock receipt قبض رسید ورود کشتی برای تعمیر اعلام ورود کشتی برای تعمیر
skeg قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skag قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
ships کشتی
ship کشتی
vessels کشتی
collier کشتی
flat پل کشتی
ship haven یک کش کشتی
carina کشتی
carinae کشتی
by water با کشتی
bilge اب ته کشتی
flattest پل کشتی
catch کشتی کج
argo کشتی
vessel کشتی
wrestling کشتی
puppis کشتی دم
sail ho! کشتی !کشتی !
on the water در کشتی
Take a copper vessel, pour water in it and let it stay overnight کشتی مس
on board a ship در کشتی
hulks کشتی
hulk کشتی
ark کشتی
bottoms کشتی
bottom کشتی
boarded کشتی
on shipboard در کشتی
foreship سر کشتی
aft در پس کشتی
board کشتی
on the sea در کشتی
patrolling کشتی اکتشافی
steam ship کشتی بخار
steam boat کشتی بخار
sister ship کشتی خواهر
patrols کشتی اکتشافی
flagship کشتی دریادار
patrol کشتی اکتشافی
sister ship کشتی همسان
patrolled کشتی اکتشافی
flagships کشتی دریادار
steamboat کشتی بخار
shipwrecks کشتی شکستگی
stranding به گل نشستن کشتی
wrecking کشتی شکستگی
wreck کشتی شکستگی
shipwrecked کشتی شکستگی
steamship کشتی بخار
steamship کشتی بخاری
wrestling کشتی گیری
battleships کشتی جنگی
battleship کشتی جنگی
shipwreck کشتی شکستگی
wrecks کشتی شکستگی
troopship کشتی سرباز بر
tramp vessel کشتی ازاد
tramp steamer کشتی ازاد
training ship کشتی اموزشی
towboat کشتی یدک کش
topsldes بادخوربدنه کشتی
to take ship با کشتی بردن
cargo محموله کشتی
cargoes محموله کشتی
dock تعمیرگاه کشتی
docked تعمیرگاه کشتی
shipbuilding کشتی سازی
wrecked کشتی شکسته
To launch a ship (boat). کشتی به آب انداختن
drillship کشتی حفاری
HMS کشتی انگلیسی
wrestling match مسابقه کشتی
wresthing match مسابقه کشتی
wrech کشتی شکستگی
wrech کشتی شکسته
propeller پروانه کشتی
war vessel کشتی جنگی
war ship کشتی جنگی
dockyards تعمیرگاه کشتی
docks تعمیرگاه کشتی
berth خوابگاه کشتی
the roll of a ship غلت کشتی
the enemy کشتی دشمن
tonnage فرفیت کشتی
bulkhead تیغه در کشتی
bulkheads تیغه در کشتی
bo's'n افسر کشتی
bos'n افسر کشتی
bosun افسر کشتی
bosuns افسر کشتی
fob تحویل کشتی
tricks فن و بندهای کشتی
the rudder of a ship سکان کشتی
dockyard تعمیرگاه کشتی
berthed خوابگاه کشتی
berthing خوابگاه کشتی
berths خوابگاه کشتی
double-decker کشتی دوعرشهای
double-deckers کشتی دوعرشهای
strand به گل نشستن کشتی
strands به گل نشستن کشتی
three point فن 3 امتیازی کشتی
the ship was wrecked کشتی شکست
the ship leaks کشتی اب تو میدهد
the ship is in d. کشتی در خطراست
tender ship کشتی تدارکاتی
coal whipper زغال کش کشتی
deck plan صفحه پل کشتی
deck plan افق پل کشتی
deck seamanship ملوان پل کشتی
on shipboard سوار کشتی
on board a ship سوار کشتی
ocean greyhound کشتی تندرو
doutful category کشتی مشکوک
noah's a کشتی نوح
dressing ship تزیین کشتی
exs تحویل از کشتی
ferry boat کشتی گذاره
naval war جنگ با کشتی
fire ship کشتی اتش زن
flag ship کشتی پیشرو
deck gang ملوان پل کشتی
deadman مهاربند کشتی
cutwater دماغه کشتی
pleasure boat کشتی تفرجی
cockswain پیشکارکارکنان کشتی
combatant vessel کشتی جنگی
pilotage راهنمایی کشتی
commercial marine کشتی تجاری
passenger liner کشتی مسافربری
passenger liner کشتی مسافری
commondo ship کشتی نیروبر
parent ship کشتی مادر
pancratist کشتی گیر
cook house اشپزخانه کشتی
packet boat کشتی نامه بر
coxswain مباشر کشتی
cuddy اطاقک کشتی
named vessel کشتی مشخص
motor vessel کشتی موتوری
imbark در کشتی گذاشتن
in the hold در انبار کشتی
inboard داخل کشتی
lumper باربر کشتی
lumber carrier کشتی تیر بر
jerque بازرسی کشتی
kedge تغییرجهت کشتی
keel shaped شبیه ته کشتی
kelson or keelson سقف ته کشتی
lading بار کشتی
large ship کشتی بزرگ
lime juicer کشتی انگلیسی
lighter aboard ship کشتی دوبه بر
icebreaker کشتی یخ شکن
ice breaker کشتی یخ شکن
marker ship کشتی نماینده
flying dutchman شبح کشتی
foreship دماغه کشتی
midships در میان کشتی
merchantman کشتی بازرگانی
merchantman کشتی تجارتی
merchant ship کشتی تجارتی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com