English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
datum dan buoy علایم شناور دریایی عمقی بویه عمقی علایم عمقی تعیین مسیر مین گذاری شده در اب
Other Matches
bottom mine مین شناور عمقی
dan runner کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
bathetic عمقی
shallowness کم عمقی
deep seated عمقی
deep sensibility احساسهای عمقی
intensive agriculture کشت عمقی
intensive cultivation زراعت عمقی
lift pass پاس عمقی
depth interview مصاحبه عمقی
retrocede عمقی شدن
depth therapy درمان عمقی
file firing اتش عمقی
depth analysis تحلیل عمقی
depth psychology روانشناسی عمقی
capital deepening افزایش عمقی سرمایه
weapon alpha نوعی خرج انفجاری عمقی موشکی
radio sonobuoy بویه دریایی شناور بی سیم دار مخصوص تعیین محل زیردریاییها
air signal علایم سمعی و بصری ارسالی از هواپیما علایم هوایی
conventional sign علایم قراردادی نقشهای علایم معمولی نقشه
convoy routing تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
signed route جاده علامت گذاری شده ودارای علایم شناسایی
drift signal علایم نشان دهنده انحراف مسیر ناو
ground signals سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
position light علایم نشان دهنده موضع چراغ راهنمای مسیر یا محل موضع
civision رمز و کشف کردن علایم تلویزیونی رمز کردن علایم تلویزیونی
danbuoy بویه علامت گذاری بویه راهنما
fog signal علایم مه
draught marks علایم ابخور
fiducial marks علایم پوشاننده
visual signal علایم بصری
control markings علایم کنترل
traffic sign تابلو علایم
cipher text علایم رمز
indication of masculinity علایم رجولیت
hazard signs علایم خطر
informative signs علایم اخباری
indication signs علایم راهنمایی
qualifying symbols علایم توصیفی
reflecting stud علایم شبنما
identification markings علایم شناسایی
plimsol mark علایم بارگیری
load lines علایم بارگیری
morse code علایم مورس
sleeve emblem علایم سراستین
emblems با علایم نشان دادن
military symbols علایم قراردادی نظامی
base symbol علایم قراردادی مبنا
hazard signs علایم امکان تولیدخطر
ghost signals علایم راداری سرگردان
signalled علایم مخابراتی مخابرات
emblem با علایم نشان دادن
legal assistance علایم قراردادی نقشه
signaled علایم مخابراتی مخابرات
symbolic logic زبان علایم یاعلامتی
accounting symbol علایم مشخصه حساب
signal علایم مخابراتی مخابرات
break up مرز علایم مشخصه هدف
r.m.a. color code علایم رنگی جامعه رادیوسازان
sign off علایم ختم مخابرات یامکالمات
radar echo علایم روی صفحه رادار
signal area منطقه کاشتن علایم درفرودگاه
descriptive name شرح علایم روی نقشه
break up حد فاصل علایم مشخصه هدف
grid ticks علایم شبکه بندی نقشه
ghost signals علایم راداری بدون منبع
legal assistance کمکهای قضایی شرح علایم
regulatory signs علایم نشان دهنده مقررات جاده ها
berne list کتاب علایم شناسایی بین المللی
fiducial marks علایم منطبق شونده در صفحه رادار
service chevron علایم بازویی که خدمات جنگی را نشان میدهد
contacting ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
procedure sign علایم ارسالی در شبکه قبل ازشروع مکالمات
contacted ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacts ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contact ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
compliance index شاخص نشان دهنده قابلیت پیروی از علایم راهنمایی
symbolic form علایم رمز مخابراتی هواسنجی و هواشناسی بین المللی
service marking علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
blinker چراغ چشمک زن علایم خط و نقطه مرس و ارسال پیام
grid ticks علایم مخصوص نشان دادن چندشبکهای بودن نقشه
pipped هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
pip هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
pips هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
pipping هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
short scope buoy بویه شناور قائم
floating base ناولجستیکی شناور یا کاروان لجستیکی شناور دریایی
meaconing گرفتن و رله علایم رادیویی برای گیج کردن سیستم ناوبری دشمن
sanitize حفظ کردن اسناد و مدارک بااهمیت با تغییر اسامی یامحلها یا علایم مشخصه ان
running lights فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
buoy بویه دریایی
buoys بویه دریایی
buoying بویه دریایی
buoyed بویه دریایی
target echo علایم دریافتی از هدف یاپدیدار شده روی صفحه راداراز هدف
to watch for certain symptoms توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
skin paint نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود
control buoy بویه کنترل کننده مینها دستگاهی که محل مینهای شناور زیر دریا را نشان میدهد
spurious signal علایم مخابراتی مزاحم خارجی در یک دستگاه مخابراتی
position buoy بویه نشان دهنده موقعیت کاروان دریایی
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
shoulder mark نشان سردوشی علایم سردوشی
floating point notation نشان گذاری با ممیز شناور
landmarks دستکهای نشان دهنده محل کاشتن مین علایم محل مین
landmark دستکهای نشان دهنده محل کاشتن مین علایم محل مین
floating base پایگاه شناور دریایی
radar return انعکاس امواج در روی صفحه رادار علایم صفحه رادار
rod float تعیین سرعت اب در کانال به طریقه جسم شناور
transit route مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
oropesa کابل شناور مخصوص جمع اوری مین دریایی
drift float علامت یا شاخص شناور نشان دهنده انحراف مسیر
fire lane مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
route تعیین خط مسیر
routes تعیین خط مسیر
redirection تعیین مسیر
seaway مسیر دریایی
sea lanes مسیر دریایی
sea lane مسیر دریایی
input output redirection تعیین مسیر ورودی- خروجی
routes مسیر چیزیرا تعیین کردن
intended track مسیر تعیین شده هواپیما
barging خطا در تعیین مسیر قایق
route مسیر چیزیرا تعیین کردن
flag semaphore سیستم مخابره با پرچم سیستم علایم پرچم
subaqueous ranging تعیین محل هدفهای دریایی نامریی
visual omnidirectional range سیستم تعیین مسیر هواپیمابطریق بصری
path sweeping مین روبی مسیر دریایی
crash locator beacon برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
proportional navigating هدایت موشک به طورهماهنگ با مسیر تعیین شده
range markers علامت تعیین کننده مسیر عملیات اب خاکی در شب
pathfinders راهنمای مسیر پرواز یا عملیات دریایی
pathfinder راهنمای مسیر پرواز یا عملیات دریایی
command heading مسیر تعیین شده برای هواپیماتوسط برج کنترل
subaqueous ranging طریقه اکتشاف و تعیین محل هدفهای غیرقابل رویت دریایی
staged crews پرسنل هوایی یا دریایی مستقر درپایگاههای مسیر ناو یاهواپیما
sleds هدف کش شناور دریایی سورتمه هدف کش
sled هدف کش شناور دریایی سورتمه هدف کش
valued policy بیمه نامه دریایی که در ان مبلغ بیمه دقیقا" تعیین و ذکر میشود
seabee گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
float شناور شدن شناور بودن
iceberg کوه یخ شناور توده یخ شناور
floats شناور شدن شناور بودن
icebergs کوه یخ شناور توده یخ شناور
floated شناور شدن شناور بودن
plot تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plots تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plotted تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
gull هدف شناور فریبنده سطحی هدف دروغین شناور
gulls هدف شناور فریبنده سطحی هدف دروغین شناور
authentication تعیین نشانی تعیین معرف کردن
midshipman افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
kite کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
pilot chart نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
petty officer معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
petty officers معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
oceanography تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
kites کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
fast سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasted سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fastest سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasts سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
lane مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lanes مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
multithread طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
groove خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
switched network backup انتخاب کاربر برای مسیر جانبی از شبکه وقتی که مسیر اول مشغول است
grooves خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
landing approach مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
chine عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
buoys بویه
buoy بویه
buoyed بویه
olfactie بویه
buoying بویه
ball cushion دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
crane rail مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
defaults مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
stadimeter مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
sea mark راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
sea cucumber حلزون دریایی از جنس راب دریایی
telegraph cable buoy بویه کابل
landfall بویه خارجی
mooring buoy بویه مهار
round turn and two half hitches گره بویه
landfalls بویه خارجی
nun buoy بویه مخروطی
life buoy بویه نجات
reflector buoy بویه بازتاب
reflector buoy بویه بازتابنده
spar buoy بویه میلهای
anchorage buoy بویه لنگرگاه
can buoy بویه استوانهای
mooring buoy بویه لنگر
bouy jumper بویه گیر
buoy shackle بخوی بویه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com