English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 187 (11 milliseconds)
English Persian
print element عنصر چاپ
Search result with all words
part عنصر اصلی
list لیستی که هر عنصر حاوی داده و آدرس عنصر بعدی در لیست باشد
charge 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charges 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
circular لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
circulars لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
component عنصر
components عنصر
queue ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queued ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queueing ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queues ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
stack روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacked روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacks روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
fabric بافته عنصر تار و پود
fabrics بافته عنصر تار و پود
sequential بررسی میشود تا عنصر مورد نظر بدست آید
forward نشانه گری که حاوی آدرس عنصر بعدی لیست است
forwarded نشانه گری که حاوی آدرس عنصر بعدی لیست است
member عنصر
members عنصر
ring لیست داده که آخرین عنصر آن به اولین اشاره کند
head اولین عنصر داده در لیست بودن
flash عنصر حافظه الکترونیکی که حاوی داده است و معمولاگ فقط خوانده میشود ولی اجازه میدهد داده در حافظه ذخیره شود. با استفاده از سیگنال الکتریکی مخصوص
flashed عنصر حافظه الکترونیکی که حاوی داده است و معمولاگ فقط خوانده میشود ولی اجازه میدهد داده در حافظه ذخیره شود. با استفاده از سیگنال الکتریکی مخصوص
flashes عنصر حافظه الکترونیکی که حاوی داده است و معمولاگ فقط خوانده میشود ولی اجازه میدهد داده در حافظه ذخیره شود. با استفاده از سیگنال الکتریکی مخصوص
chaining جستجوی یک عنصر فایل که در لیست زنجیره مرتب شده است
softies پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
softy پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
declaration نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر به خصوص را میدهد
declarations نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر به خصوص را میدهد
microprocessor واحدی که عنصر اصلی ریزپردازنده را می سازد
microprocessors واحدی که عنصر اصلی ریزپردازنده را می سازد
characteristic اندازه گیری مشخصات یک عنصر
characteristically اندازه گیری مشخصات یک عنصر
quintessence عنصر پنجم یعنی "اثیر" یا "اتر"
weak kneed سست عنصر
weak-kneed سست عنصر
titanium عنصر فلزی
element عنصر اساس
element عنصر
element عنصر عملیاتی
element یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
elements عنصر اساس
elements عنصر
elements عنصر عملیاتی
elements یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
chain لیستی که در آن هر عنصر شامل داده و آدرس عنصر بعدی در لیست است
chains لیستی که در آن هر عنصر شامل داده و آدرس عنصر بعدی در لیست است
agent عنصر
agents عنصر
silicon سیلیسیوم عنصر شش بنیانی
weakling سست عنصر
weaklings سست عنصر
bypass روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
bypassed روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
bypasses روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
bypassing روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
atom کوچکترین جزء یک عنصرکه خواص ان عنصر را داراباشد
atom کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
atoms کوچکترین جزء یک عنصرکه خواص ان عنصر را داراباشد
atoms کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
chip طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
chip وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
chips طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
chips وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
search روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
search بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
searched روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searched بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
searches روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searches بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
searchingly روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searchingly بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
primordial عنصر نخستین اساسی
triad 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
triads 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
ingredient عنصر سازنده
ingredients عنصر سازنده
voter عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
voters عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
abiotic element عنصر بیجان
abiotic element عنصر نازیوه
absorbing element عنصر جذب
abundant element عنصر فراوان
accommpanying element عنصر همراه
acid forming element عنصر اسیدی
acid forming element عنصر اسیدساز
active element عنصر فعال
active element عنصر کنشی
active element عنصر عامل
active element عنصر عمل کننده
air defense element عنصر پدافند هوایی
airlift control element عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
alloying agent عنصر الیاژی
alloying element عنصر الیاژی
alloying element عنصر الیاژ
aqueous element عنصر ابی
asterium عنصر ویژه ستارگان
Other Matches
masurium عنصر 34
isomeric هم عنصر
electronic element عنصر الکترونیکی
biotic element عنصر زیستی
guest element عنصر کم مقدار
chemical element عنصر شیمیایی
code element عنصر رمز
trace element عنصر کم مقدار
disafected person عنصر نامطلوب
passive element عنصر غیرعامل
coupling element عنصر اتصال
data element عنصر داده
cryotron عنصر برودتی
nand element عنصر نقیض و
minor constituent عنصر جزئی
coupling element عنصر پیوست
minor constituent عنصر فرعی
delay element عنصر تاخیری
inverse element عنصر وارون
identity element عنصر یکسانی
logic element عنصر منطقی
logic element عنصر لاجیک
tactical element عنصر تاکتیکی
processing element عنصر پردازشی
service element عنصر اداری
signal element عنصر علامتی
start element عنصر شروع
stop element عنصر ایست
shunt element عنصر موازی
symmetry element عنصر تقارن
thermocouple عنصر حرارتی
threshold element عنصر استانهای
tracer element عنصر ردیاب
transition element عنصر واسطه
wallydraigle سست عنصر
weak minded سست عنصر
Elementarism عنصر نگری
picture element عنصر تصویر
primordial element عنصر ازلی
primitive element عنصر اولیه
exclusive or element عنصر یای انحصاری
disafected person عنصر غیرقابل اعتماد
fire support element عنصر پشتیبانی اتش
pixel نقطه عنصر تصویری
task element عنصر اجرای عملیات
physical element of crime عنصر مادی جرم
mental element of crime عنصر روانی جرم
heating element المان یا عنصر حرارتی
pyrogen عنصر قابل اشتعال
strontium عنصر سبک دو فرفیتی
metal cutting element عنصر براده برداری
micronutrient عنصر غذایی کم مصرف
macronutrient عنصر غذایی پر مصرف
two up تک با دو عنصر در جلوو بقیه در عقب
parametron عنصر با عدم تقارن مغناطیسی
Gothic Survival [ادامه عنصر سبک گوتیک]
boron water ابی که عنصر شیمیایی بردارد
terbium عنصر فلزی کمیاب بعلامت Tb
two up ارایش حرکت با دو عنصر درجلو
transmitter signal element timing زمان گیری عنصر سیگنال فرستنده
thallium عنصر فلزی مشتق از الومینیوم بعلامت TI
jelly bean ادم حساس و بی اراده و سست عنصر
corpus delicti عنصر مادی جرم وعمل خلاف قانون
osmium عنصر فلزی سخت و ابی مایل بسفید
atomic energy تبدیل جرم به نیرو در تبادلات اتمی یک عنصر
lifo سیستم صف که آخرین عنصر ذخیره شده را اول می خواند
capacitance توانایی یک عنصر برای ذخیره سازی بار الکتریکی
capacitor عنصر الکترونیکی که میتواند بار الکتریکی ذخیره کند
declarative statement نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر بخصوص را میدهد
phosphide ترکیب دو فرفیتی که ازترکیب فسفر با یک عنصر یاریشه بدست اید
combinational مدار الکترونیکی که از چندین عنصر متصل تشکیل شده است
last in first out نوعی سیستم صف که آخرین عنصر ذخیره شده را در اول می خواند
fet Transistor Effect Field نیمه هادی که به عنوان یک عنصر حافظه بکار برده میشود
typeball یک عنصر ضربه زننده ماشین تحریر که شامل تمام کاراکترهای قابل استفاده میباشد
standalone ترمینال کامپیوتر با پردازنده و حافظه که مستقیماگ به مودم وصل میشود و بدون اینکه عنصر شبکه یا انشعابی از آن باشد
finder عنصر مرکزی یک محیط عملیاتی و برنامهای که میان سایر چیزها فایلهای ذخیره شده روی دیسک ها رانشان میدهد
capital stock عنصر مالکیت شرکت که بصورت سهام وگواهی نامه سهام درامده
softie پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
first in first out صف موقت که در آن اولین عنصر در اولین محل خواندن ذخیره میشود
gram atom وزن یک عنصر شیمیایی بگرم که معادل وزن اتمی انست
wetzel عنصر تصویری که به تصویرروی ترمینال نمایش اضافه شده و دقت نمایش را بهبودمی بخشد
blitter عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
test element دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
fifo روش ذخیره سازی خواندن و نوشتن به طوری که اولین عنصر در اولین فراخوانی ذخیره میشود
atomic weight وزن اتمی یک عنصر که برمبنای 61 وزن اتمی اکسیژن قرار داده شده است
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com